بایگانی ماهانه: ژانویه 2018

فرارشاهرودی و دروغ بزرگ او!

امروز در خبرها آمده بود که هاشمی شاهرودی پس از فرارش از آلمان در مصاحبه ای اعتراض کنندگان خارج را به سلطنت طلبان نسبت داده است. گرچه ادعای جانشین محتمل خامنه ای با تمامی فیلم ها و عکس های منتشرشده آن تظاهرات که چپ ها را مبتکرآن نشان می دهد در تناقض آشکارقراردارد، اما با سناریوی کلی رژیم درموردانتساب به دروغ اعتراضات گسترده اخیر به سلطنت طلبان خوانائي دارد.
در همین رابطه: Read the rest of this entry

Advertisements

اصغرفرهادی، اعتراضات و پرسش گری!

اعتراضات، شورش ها و انقلاب ها چیزی بیشتر از پرسش هستند. آن ها نه فقط انتقادهای گزنده و عملی از وضعیت هستند، بلکه عموما حامل پاسخ ها و پرسش های ولو ضمنی و بالقوه هم هستند. اما نه پرسش از وضعیتی که علیه اش قیام کرده اند بلکه پرسش از آن چه که باید بجای وضعیت کنونی و جهانی که باید در دیالتییک نفی و اثبات ساخته شود…

Read the rest of this entry

فیلترینگ،‌ چاقوی دودم!-هرایرانی یک فیلترشکن!

در دنیای امروز جامعه مجازی و جامعه واقعی از هم جداناپذیرند و بخشی از واقعیت زندگی امروزبشر. سودای کنترل آن در نزد جناح ولائی و اصول گرا تنها راه سدکردن تهاجم فرهنگی دشمنان است که می تواند جلوخطر و هوائی شدن جوانان را بگیرد و بقاء نظام را بیمه کند. دیوارچین است که میتوان در برابرزائل شدن مرزها و حصارهای ملی برافراشت. اما فی الواقع به جنگ آسیاب های بادی رفتن و به عصرسپر و «کلاه خود» بازگشتن است.   Read the rest of this entry

فاضلاب خواب ها!

وقتی رسوائی کورخواب ها افشاشد، حاکمیت صورت مساله را پاک کرد و مدعی شد که آن را  جمع آوری و اسکال داده است. اما اینک معلوم می شود اسکان جدید آنها فاضلاب ها بود ه اند!
شهروندانی که شب ها را در کانال فاضلاب تهران می گذرانند (+عکس)
داخل کانال های تنگ، تاریک و سرد، پُر از موش و سوسک است کانال ها بوی مردار می دهد و معتادان می گویند هر شب تعداد زیادی از بی خانمان ها، به این کانال ها پناه می برند

نخستین تصویر، وحشت است؛ وحشت از دیدن زندگی آدم‌ها در کانال‌های تنگ و تاریک آب شهری. کانال‌هایی با بوی تعفن، پُر از موش، پُر از سوسک و مارمولک و مورچه. از کانال‌ها صدای خِش‌خِش کیسه می‌آید، صدای نفس، بخار نفس. صدای کشیده‌شدن مقوا روی سطحی ناهموار. صدای پا می‌آید. صداهای کُند و کِشدار، صدای آدم. زیر این کانال‌ها، سفیدی چشم‌ها پیداست. آن‌جا شهری جاری است؛ شهری زیرزمینی با آدم‌های زیرزمینی. معتادان بی‌خانمان، در کانال‌های آب شهری زندگی می‌کنند. کانال‌هایی در همسایگی بزرگراهی در شمال شهر.

Read the rest of this entry