موسیقی به دار!

alamalohda-jpg__1200x1200_q85_detail_subsampling-2

بنظرمی رسد شعار»بوی گندجمهوری اسلامی همه جا بلندشده، دفنش کنید!» باعنایت به ورودپارادایم اسلام سیاسی و مشخصا جمهوری اسلامی به فرایندانحطاط کامل خود، شعاری مناسب برای این دوره باشد.

اشتباه نشود، حتی موسیقی رسمی خودرژیم هم که تا حالا حلال بوده و حتی خمینی مثل ماهی اوزون برون جوازشرعی آنرا صادر هم کرده بود موردتهاجم قرارگرفته است!. «مرحوم»موسیقی مستقل که جای خود دارد. ابتدا مشهد منطقه حراست از آلودگی موسیقی اعلام شد. اکنون نوبت به قم رسیده است. نوبت بعدی هم لابد به هزاران امامزاده با نام و بی نامی می رسد که در اقصی نقاط کشور تولیت می شوند، و البته سهم ولایات را که سکه اش را بنام نامی خطبای امام جمعه هرمحل زده اند، نیز نباید فراموش کرد.از قدیم گفته اند که دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند. پس چکونه می توان انتظارداشت که رژیم ولایت مطلقه تاب تحمل باصطلاح حاکمیت های دوگانه ولو خود برساخته را داشته باشد؟! فرقی نمی کند، که رئیس جمهور- که زمانی خاتمی اختیارات آن را در حدآبدارباشی یا تدارکات چی خوانده بود- از قماش آحمدی نژاد باشد روحانی و خاتمی باشند؛ در هرحال برای نظام زیادی تجملی و دردسرساز و موی دماغ هستند. چندسال پیش از زبان خامنه ای در رفت که بفکرتمشیت مقام ریاست جمهوری از انتخاب مستقیم به انتخاب غیرمستقیم و از نوع ریاستی توسط مجلس برگزیده رهبری است. گرچه ممکن است تحقق رسمی وحقوقی این سودا به عمراو  قدندهد؛ اما او بیکار نه نشسته و پیشبرد عملی آن را برای خشکاندن کامل و نهائی دوگانگی قدرت و تحقق عنیی و ناب ولایت مطلقه در دستورکارخود قرارداده است و از قضا از مسیر دامن زدن به حاکمیت های دوگانه و تأسیس یک دولت خودکامه کامل موازی با آپارات و دستگاه های موازی. البته حتی اگر سرانجام این دوگانگی پروری ها نابودی هم باشد و  افقی روشنی حتی در دوردست ها برای آن مشهود نباشد، به حکم اقتضای طبیعتش این است؛ «خودویرانگری» از  طبع  و ماهیت  پارادایم بحران زده و به بن رسیده و روبه سراشیبی سرچشمه می گیرد و علاجی برای آن نیست. از همین رو فرافکنی از جهان واقعی  و ورودهرچه بیشتر به جهان فانتزی و مالیخولیائی بخشی از پویش گریزناپذیررژیم در این مرحله جدیداست.

خوب! پس دراین میان برپاکردن دولت اعتدال و تدبیر وامید، با آن همه سلام وصلوات و تشریفات و دستگاه عریض و طویل و مهم تر از همه سرکارگذاشتن میلیون ها رأی دهنده و شرکاء و رقبای اصلاح طلب و اعتدالی معرکه گرم کن چه می شود؟ در نظام ولایت مطلقه آنها باید مگس به پراکنند؟ حال که مدافعان ولایت مطلقه برخوردشان با دولت نه چندان خودی و مطلوب بر طبق ضرب المثلی است که می گوید دیگی که برای من نجوشد، توش سرسگ بجوشد!؛ آیا بهترنیست دولت امید و تدبیر به مصداق «از طلاگشتن پشیمان گشته ام مرحمت فرموده ما را مس کنید»، عرض خودنبرد  و زحمت ما ندهد، گورخود را خود را گم کرده و تصدی دیگ دولت را به یک اصول گرای ناب و کفش جفت کن آقا واگذارکند تا رتق و فتق همه امورکائنات از طریق دفتررهبری به پیش برده شود؟ آیا بهترنیست که با کناررفتن گردوغبار وشفاف شدن فضای سیاسی، ولی مطلقه خود مستقیما با مردم طرف شودو اختیارات  و مسولیت ها باهم منطبق شود؟ و مردم هم بدون عبورا از ین نوع لابیرنت های  پیچ در پیچ تاریک و مسیرگم کن، با وقوف به صحنه شفاف  بدانند که با چه هیولائی طرف هستند و تکلیف واقعی اشان چیست؟

واقعیت آن است که پشت همه این حرام و حلال کردن ها نگرانی از دست دادن اقتدار و منافع ممتازه و بادآورده خوابیده است و هرچیزی-حتی صاحب معروف «خس و خاشاک»-  نتواند هم چون ابزارخدمت برای آن ها بکارگرفته شود، به جرکه «حرامیان و دشمنان» می پیوندد. و در این راستا خنده و شادی و موسیقی که سهل است، حتی اگر روزی کفش ها هم نافرمانی کنند و برای قدرت جفت نشوند، تردید نکنید که به عوامل نفوذی دشمن متهم خواهند شد!

*- تلاش های رژیم برای جلوگیری از برگزاری کنسرت؛ این بار درقم

 

Posted on اکتبر 2, 2016, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: