در مراسم پاریس پرده برداری از فعالیت دوره جدید مجاهدین در زیرچترعربستان تحت الشعاع»مرحوم شدن رجوی» قرارگرفت!

گرچه در موردماجرای افشای مرک رجوی توسط ترکی الفیصل، مهمتر از خوداین واقعه و این سوال که آیا مسعود-رهبرعقیدتی مریم رجوی- زنده است یا مرده و در غیبب صغری بسرمی برد یا واردغیبت کبری شده است، ابهام آفرینی عمدی و ناصادقانه این سازمان پیرامون رهبریکه تازش با افکارعمومی و رسانه هاست که خودبیانگر درونمایه و عمق تمامیت خواهانه این جریان است.اما علاوه برآن در مراسم پاریس ماجرای اصلی یعنی پرده برداری از تاکتیک و اتئلاف و مشی جدید این سازمان در شرایط جدیدحاکم بر منطقه، تحت الشعاع واژه اعلام»مرحوم شدن» مسعودرجوی توسط شاهزاده ترکی الفیصل قرارگرفت. اما مهم تر از آن، ورودمجاهدین به فازجدیدی از فعالیت جدیدخود در پرتومناقشات و صف آرائی های جدید منطقه بود. در شرایطی که تضاد ومناقشه عربستان و مؤتلفانش با جمهوری اسلامی واردمرحله بحرانی و حادی می شود، طبیعی است که عربستان به عنوان سردمداربلوک ضدجمهوری اسلامی در منطقه، نیازمبرمی به همراهی نیروهائی سرسپرده از صفوف اپوزیسیون دارد. سازمان مجاهدین بدیل مناسب و ایده الی برای آن است. هم چنان که متقابلا متصل شدن به ارباب ثروتمندی چون عربستان که خود نوکر و مستظهر به حمایت قدرت های بزرگ نیز هست، فرصتی طلائی برای این جریان است تا دوره فترت پس از سقوط صدام حسین را پشت سربگذارد. مراسم پاریس در واقع جشن عقدپیمان رسمی با ارباب جدید و عبور از دوران فترت پساصدام بود. زیست و سیاست ورزی از ِقبل شکاف های برآمده از رقابت ها و مناقشات قدرت های رقیب در منطقه و دروابستگی به آن، برای خرده قدرت های  آزمند و سوداگر، همیشه نعمتی آسمانی و بادآورده برای فیل هواکردن محسوب می شود. سخنان ترکی الفیصل در حالی که عربستان خود از فاناتیک ترین رژیم های مذهبی و از پدرخوانده های داعش و القاعده و مروج اسلام بنیادگرا محسوب می شود، بر مسأله ملی و شاهنامه و مبارزه برای سرنگونی و …نشان می دهد که ارتقاء رابطه آن ها تا سطح کنونی، امری تصادفی نیست، بلکه از پیش تدارک یافته و هم آهنگ شده است که در این مراسم از آن پرده برداری شد. این واقعه نشان می دهد که این سازمان هیچ درسی از سیاست نکبت بار و فوق ارتجاعی گذشته نگرفته و مشی زیست انگل وار از ِقبل قدرت ها، با دگردستی و انحطاط کامل، به بخش لاینفکی از هویت وجودی و پویش وققه ناپذیرتحرکات سیاسی آن تبدیل شده است. بگذریم از این که این گونه زیست عاریتی و سیاست ورزی تاریخ مصرف معینی داشته و تابع معادلات و بده و بستان های قدرت  است، و درشرایط کنونی  توازن نیروها و توانائی هائی واقعی هر طرف، هدف دولت عربستان هم اساسا بهره برداری های تبلیغاتی است تا اقدامی مشخص و عملی.

روح رجوی در کالبدمریم هم چنان به حیات خودادامه می دهد!

گیرم که جسم مسعودرجوی زنده یا مرده باشد، این دیگر اهمیت چندانی ندارد. بگذار آن ها به این دلخوش باشند که هم چنان می توانند مردم و افکارعمومی ورسانه ها، حتی اعضاء و هواداران خود را سرکاربگذارند و از افتادن به «تله» رسانه ها و پرسش و پاسخ دادن  بگریزند. بگذار نشان بدهند مقولاتی چون افکارعمومی، مردم و حقیقت گوئی برایشان پشیزی ارزش ندارد. بگذار منطق ماکیاولیسستی هدف وسیله را توجیه می کند را تا سرحدابتذال کامل ارتقاء بدهند و دروغ آسان ترین واژه ای باشد که در این ماکیاولیسم عنان گسیخته بر زبان جاری شود. این گونه ادعاها را نباید چندان جدی گرفت. اما آن چه جدی و مهم است همانا ادامه مشی و منش ارتجاعی و بغایت تباه کننده تاکنونی است که مسعودرجوی تجسم آن بوده و اکنون نیز توسط مریم رجوی و یک مشت اعوان و انصارسرسپرده و گوش بفرمان، در قالب ستایش از کیش قدرت و شعارهائی چون برپائی هزاراشرف و آموزه های مسعود و سرسپردگی به اربابان قدرت، هم چنان به حیات خود ادامه می دهد. در جهان فانتزی فرقه ها، پدیده ها با سیمای کمیک ابرازوجود می کنند. مریم رجوی نسخه کمیک مسعودرجوی است و بیش از هرکسی مارک او برپیشانی اش حک شده است. او از حقیقت مرگ و زندگی همسر و رهبرعقیدتی خود با خبراست و اساسا خود مخلوق این گونه ابهام آفرینی ها و این گونه مناسک انتقال قدرت است. ( فرق چندانی نمی کند که رهبرعقیدتی وی در بمباران هواپیماهای آمریکائی تلف شده باشد و یا با احتمال بیشتر مصدوم شده و در سال های اخیر تلف شده باشد). او کپی برابراصل است و مسعودرجوی در قالب مریم و افکار و اندیشه های او به حیاتش ادامه می دهد. اصل موجودیت این جریان هم منوط  به درجه سرسپردگی اش به قدرت های منطقه و جهان بوده و تاریخ مصرف آن تابعی است از افت و خیز و شدت و حدت رقابت ها و شکاف های موجود در منطقه. تا موقعی که این شکاف ها وجود دارند و تشدید می شوند، فرجه ای هم برای نفس کشیدن و با سیلی سرخ کردن و از محاق بیرون آمدن هم برای این نوع جریانات سرسپرده و زائده وار فراهم می شود. بی تردید اصرار و تداوم برسیاست های تباه کننده تا کنونی بر فاصله این جریان از مردم و دموکراسی بازهم خواهد افزود.

مبارزه مردم ایران علیه نظام ارتجاعی و استبدادی حاکم بر ایران، برای رهائی و نیل به آزادی و برابری اجتماعی، نه با تکیه بر پول و حمایت قدرت های مرتجع مشابه و سرسپردگی به آن ها، بلکه با تکیه بر توان جنبش مردم ایران، کارگران و زحمتکشان و حمایت نیروهای مترقی منطقه و جهان پیش برده خواهد شد.

Advertisements

Posted on ژوئیه 25, 2016, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: