جمهوری اسلامی و کشاکش دو استراتژی متضاد در برابرآن

یکی استراتژی معطوف به انزواست و دیگری استراتژی معطوف به خروج از انزوا.

انزوای رژیم، بزرگترین دستاورد و سرمایه جنبش مقاومت است!

هیچ گاه نباید از بادبرد که برای انزوای پردامنه ای که رژیم اکنون دچارش شده، چه بهای سنگینی پرداخته شده است و تا ارتقاء آن به نقطه نهائی، نقطه ای که بتوان از شرارتجاع حاکم رهاشد، جنبش مقاومت هم چنان ناگزیر از پرداخت بهاء خواهد بود.در این حقیقت که حکومت اسلامی و رهبرباصطلاح کاریزمایش از همان فردای انقلاب بهمن، به محض آن که از ماه فرودآمد و پا بردوش برمردم گذاشت، به مصادره انقلاب و قلع و قمع گسترده مخالفانش پرداخت، شاید کمترکسی تردید داشته باشد. یکی از عوامل مهم هموارکننده چنین تعرضی، وجود توهم و همذات پنداری گسترده ای بود که آن زمان درمیان مردم نسبت به روحانیت و حاکمان وجود داشت. با این وجود از همان لحظه، مبارزه ای بی امان بین مردم و حاکمان جدید شروع شد. یک طرف برای تثبیت قدرت خود می جنگید، طرف دیگرمردمی که رؤیاهای خود را به بادرفته می دیدند. رؤیا هائی از جنس استقلال، آزادی، رشد و عدالت اجتماعی که همگی ملاخورشده بودند. شروع چنین فرایندی به معنای توهم زدائی از سردمداران و منزوی کردن نظامی بود که مدعی بود رفراندوم نودوهشت درصدی برگزارکرده است. در حقیقت منزوی ساختن کامل رژیم، پیش شرط لازمی بود برای برای پائین کشیدن آن و زنده کردن رؤیاها. راه پیمائی بزرگ شروع شد: روشن است که مبارزه و منزوی ساختن کسی که از ماه فرودآمده باشد و بساط ولایت مطلقه برافراشته باشد آسان نبود و قبل از همه مستلزم مقاومت گسترده بخش های آگاه ترجامعه، اعم از کارگران و زنان و دانشجویان و اقلیت های مذهبی و قومی و… علیه تبعیض بود.  فداکاری و جانفشانی هزاران نیروی انقلابی و دهها هزارزندانی و شکنجه شده در جای جای کشور بخشی از این مقاومت بود. تاریخچه مقاومت وانزوای رژیم بهم گره خوره است. انزوای کنونی هرذره و هر سانتی مترش با پرداخت هزینه های سنگینی در زمانی طولانی بدست آمده است. انزوائی  که رژیم دچارش شده باید مهم ترین و ارزشمندترین سرمایه واقعی جنبش مقاومت در برابر نظام به غایت استبدادی دانست که هم چون تخم چشم باید از آن حراست کرد و بر وسعتش افزود. این سرمایه نه فقط بسترمقاومت علیه استبداداست، بلکه پیش شرط مهمی برای پیشروی و شکل دادن به یک قطب و جبهه مخالف مردمی و مستقل را تشکیل می دهد. بنابراین این سرمایه آسان بدست نیامده است که آسان به بادش داد و چوب حراج بر پیکرش کوبید. در چنین جوی وقتی از اتخاذتاکتیک معینی  توسط یک نیروی مخالف سیستم  صحبت می شود، انتظار می رود که با شط طولانی و پیوسته مقاومت و مبارزه ای که بین استبداد و مردم جریان دارد پیوند داشته باشد و این که در خدمت تعمیق انزوای رژیم و مقاومت باشد. این شروط  لازم یک استراتژی و تاکتیک معطوف به رهائی است. البته در برابرآن استراتژی و تاکتیک های معطوف به درون سیستم را داریم که هدفش کنش گری در چهارچوب سازوکارقدرت مستقراست که نتیجه اش جز یاری به رژیم برای خروج از انزوا و درهم شکستن صف آرائی مستقل و مردمی و تبدیل آن به زائده و تابعی از متغیرمنازعات و منافع و ظرفیت های درونی نظام نیست. بدیهی است که هیچ نظام و حکومتی  یک دست نیست و رقابت بین عناصر و منافع متفاوت درونی آن و  منزوی ساختن های جزئی در حیطه های سیاسی و یا افراد همیشه وجود دارند که بخشی از جنگ قدرت درون سیستمی است. اما در این نوع منازعات درونی، تضعیف بخشی با تقویت بخش دیگر جبران می شود و این نوع منازعات بخشی از روندسوخت و سازسیستم و عامل تداوم و بازتولیدآن است. بدیهی است بهره برداری از شکاف های دشمن بهیچ وجه با ایستادن روی پای خود منافاتی ندارد. اما  هر تاکتیک و کنش مردمی و ضدسیستم ضرورتا باید معطوف به تقویت صفوف خود باشد و از این منظر با تضادبالائی ها مواجه شود، نه آن که خود را در درون آن ها به تحلیل برد.

بسیارخوب! اگر این گزاره بدیهی را به پذیریم که منزوی کردن هرچه بیشتریک رژیم ضدمردمی و استبدادی، از ارکان یک استراتژی ضدسیستم و پیش شرط سرنگونی و شکل دادن و تقویت  قطب مخالف و مستقل حاکمیت است، آن گاه روشن می شود که جا پای خود را کجا بگذاریم و با سرمایه ای که ذره ذره اش با رنج و مقاومت میلیون ها نفر بدست آمده است چگونه رفتارکنیم. براین اساس هر تاکتیکی که به این سرمایه چوب حراج بزند نمی تواند در خدمت آن باشد. انزوای رژیم امروزه بیش از همه گریبان کانون اصلی قدرت و شخص خامنه ای را گرفته است، اما این انزوا باید به سراسرسیستم تسری پیداکند.

تلاش برای خروج از انزوا توسط رژیم از جنس غریزه بقاء و مسأله مرگ و زندگی است. و او این کار را اساسا از طریق مهندسی انتخابات انجام می دهد. این مهندسی دو محوربنیادی دارد: نخست ممانعت از شکل گیری قطب مستقل از خود و جمع کردن مردم حول آرایش و رقابت های درونی خود، و دوم زیرفشارقراردادن نیروهای اصلاح طلب و غیراصول گرا برای آن که آن ها از حدمعینی قدرت بیشتری نداشته باشند و حاکمیت دوگانه ای شکل نگیرد تا با حفظ یکدستی و انسجام ساختارقدرت، شیرازه حکومت از هم نپاشد (تصفیه و بحران بخش لاینفکی از این مهندسی است). رمزماندگاری حکومت اسلامی در طی چندین دهه علیرغم بحران های بی شماری که با آن مواجه شده همین مهندسی است. و متقابلا خنثی کردن و  بهم زدن این مهندسی پیش شرط سرنگونی و تغییر حاکمیت است.

 

گرچه امروزه کانون اصلی قدرت و اصول گرایان ذوب شده در ولایت کمابیش منزوی شده اند ، اما یک نکته قابل درنگ در این رابطه وجوددارد: از آن جا که آن ها خود منزوی شده اند و فاقدقدرت بسیج کافی هستند، اما این هنر را دارند که از طریق قدرت بسیج نسبی جناح رقیب و اصلاح طلبان، بسان زره حفاظتی بهره می گیرند و باین ترتیب هوشیارانه اجازه نمی دهند که انزوای هسته اصلی قدرت، سریعا به سراسرسیستم سرایت کرده و موجب فروپاشی آن گردد. هرچه که باشد رهبر و ولی فقیه ستون نگهدارنده خیمه نظام بشمارمی رود و همه جناح ها علیرغم اختلافاتشان برای بقاء خود هم شده به بقاء نظام یاری می رسانند. باکوچکترین امتیاز و اشارتی برای حضورولوحداقلی در قدرت، سر از پا نمی شناسند و در نقش اپوزیسیون درونی حاکمیت انجام وظیفه می کنند، بجان تحریم کنندگان و آشفتن صفوف مقاومت و شکستن جوتحریم می افتند. بدون چنین خوش خدمتی از سوی اصلاح طلبان و اعتدالی ها، جناح اصول گرا و شخص خامنه ای به تنهائی حتی قادر به حفظ نظام و حتی بر گزاری یک انتخابات هم نیست و خیلی پیش از این ها به درون گرداب های حائل در می غلطید.

 

 

Advertisements

Posted on آوریل 29, 2016, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: