انتخابات مهندسی شده، شرکت یا تحریم؟

هستم اگر در «انتخاباتی»ولوغیردموکراتیک شرکت می کنم، وگرنه نیستم!

تحت شرایطی که گیوتین نظارت استصوابی حتی به خودی که اندکی هم زاویه داشته باشند رحم نمی کند،  بخشی از جامعه و حتی برخی جریان ها و افرادی که عنوان اپوزیسیون و یا نیروی غیروایسته به حاکمیت را یدک می کشند را یدک می کشند، کنش گری و سیاست ورزی را صرفا در اقدامات معطوف به مشارکت در قدرت و بازی در بساط انتخابات به جد مهندسی شده رژیم تعریف و جستجومی کنند. تا آن حد که سر از پا نشاخته و هست و نیست و باصطلاح حیثیت و سرمایه سیاسی خود را به داو می گذارند. البته برای کسانی چون حسن خمینی و رفسنجانی که بدرستی خود را بخشی ازنظام تعریف می کنند و هستند، این ادعا که از آبرویشان برای حفظ و تقویت نظام مایه می گذارند و برایش هزینه می پردازند قابل درک است، اما درک این نوع شیفتگی و سر از پا نشناختن از سوی کسانی که غیرخودی و نفوذی دشمن محسوب می شوند و چشم اندازی هم برای آن که جایگاهی در نظام داشته باشند وجود ندارد، حتی با در نظرگرفتن قواعدعرفی و شناخته شده مربوط به سودوزیان بازارمکاره سیاست، قابل درک نیست. شاید این پدیده را نتوان بدون توجه به واقعیت تحولات پارادایم اسلامی سیاسی و ورودآن به فازگندیدگی و انحطاط کامل و کشاندن بخشی ولواندک از جامعه به همراه خود به وادی چنین باتلاقی، که حاملان این نوع شیفتگی ها آنان را نمایندگی می کنند، تبیین و تشریح کرد. امروزه  سر در برف فروبردن، خود فریبی و بطریق اولی دگرفریبی  پیشه کردن به عنوان بخشی از واقعیت صحنه سیاسی دوره انحطاط نظام است. مشخصه اصلی این رویکرد را می توان چنین خلاصه کرد:

هستم اگر در «انتخابات»، هر انتخاباتی ولوغیردموکراتیک و نمایشی و مهندسی شده شرکت کنم، و گرنه نیستم. باین ترتیب کنش در این رویکرد منحصرا با عطف به سیستم و حضور در آن معنا پیدا می کند و کنش معطوف به مبارزه علیه سیستم و از جمله تحریم»انتخابات»، کنشی بی معنا و انفعالی معرفی می گردد. روشن است که درونمایه چنین رویکردی باصطلاح  د-ان-آ و هسته اصلی مبارزه علیه سیستم و مقاومت جامعه مدنی و از جمله جنبش واقعی و اصیل زنان را نشانه گرفته و طبیعی است که بسته به میزان تأثیرگذاریش، مقابله نظری، سیاسی و اجتماعی با آن و علیه پی آمدهای یأس آورش بخشی از وظایف مبارزان ضدسیستم را تشکیل می دهد. سیاستی که ممکن است هم چون بازگشت بومرنگی، به چهره خودجامعه و جنبش زنان و فعالین زن اصابت کند. بی تردید هدف این نوشته اصرار بر تغییرچنین کنشی نزدباورمندانش نیست، چرا که نهایتا چنین رویکردی وجود دارد و بخشی از واقعیت جامعه امروزما را تشکیل می هد. غرض آن است که اولا چنین رویکردی به همان اندازه ای که واقعا هست ارزیابی شود و مرزجنبش زنان و یا اپوزیسیون با چنین رویکردهائی مخدوش نشود. و ثانیا مبارزه علیه سیستم و مقاومت مدنی و جنبش زنان تحت تأثیرچنین اغواگری هائی به تحلیل نرود و با عبور از این چالش به بالندگی و سرزندگی خود ادامه دهد.

 

Advertisements

Posted on ژانویه 17, 2016, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: