نتیجه کنفرانس پاریس: نه سیخ سوخت نه کباب!

به هرکس سهمی داده شد تا همه راضی شوند، به همه فرصت مانور داده شد تا هیچ کس تعهدلازم و مشخص و زمان بندی شده را به عهده نگیرد. سهم طبیعت از این توافق، یک تعهد کلی حول گرمایش زمین زیردو درجه و الزام به کاهش گازهای گلخانه ای بود. سهم کشورهائی چون چین و هند و استرالیا و یا کشورهای دارای منابع کلان سوخت فسیلی و کمپانی ها آن بود که از  یک تعهدمشخص و زمان بندی شده برای کاهش سوخت فسیلی معاف شدند. سهم کشورهای پیشرفته صنعتی، توصیه ای خطاب به آن ها بود که  تلاش کنند حتی الامکان در اسرع وقت از انتشارگازهای گلخانه ای خود بکاهند. سهم کشورهای فقیر تر و کم تر تؤسعه یافته هم که بیشترین آسیب را از بحران تغییرات اقلیمی و حذف سوخت های ارزان متحمل می شوند، وعده کشورهای ثروتمند مبنی بر ایجاد صندوقی زیرنظر سازمان ملل ( برای پرداخت 100 میلیاردلار  کمک سالانه از 2020) برای جبران فشارها و توان انتقال به سوخت پاکیزه بود. تلاش شد که نگرانی کشورهای جزیره ای و ساحلی هم که از اولین قربانیان بالاآمدن آب دریاها بشمار می روند، و بیش از همه اصرار بر پذیرش افزایش گرمایش تا سرحد یک و نیم درجه داشتند، با قول نگهداشتن گرما در زیر دو درجه بر طرف شود. تنها باین ترتیب بود که دست اندرکاران کنفرانسی که اوباما مدعی است آمریکا رهبری آن را به عهده داشته است، علیرغم بلوک بندی های سه گانه درونی و داشتن منافع متفاوت هرکدام، توانستند به یک توافق عمومی بین تقرییا 200 کشور برسند. البته این توافق، به بهای بسنده کردن به تصمیم کلی معطوف به کاهش گازهای گلخانه ای از یکسو و عدم پافشاری بر روی تعهدات و اقدامات مشخص و متقابل، واگذارکردن آن ها به نشست های بعدی و از جمله به نشست 5 سال دیگر بدست آمد. طبق نظرکارشناسانی که سند را بطوردقیق مطالعه کرده اند،متن بیانیه جوری تنظیم شده است که قابل تفسیر باشد و بتواند از سدمخالفت های درونی- و از جمله جناح مخالف در آمریکا و شماری دیگر از کشورهای پراهمیت- بگذرد، بخشی اختیاری است و بخشی الزامی بدون آن که حوزه های هر کدام از آن ها روشن شده باشد. یک تریلیون دلار سوبسیدسالانه توسط  دولت ها به شرکت های تولید و استخراج و نیز به مصرف کنندگان سوخت های فسیلی داده می شود، که اشاره مشخصی به آن و حل این معضل نشده است. یکی از کارشناسان در گفتگوئی با یکی از رسانه ها ابزاز داشته است که در این سند حتی از بردن نام نفت و گاز و ذغال سنگ هم اجتناب شده است. هدف کلی بدون هدف گذاری های ملی رها شده است. در خودمتن هم آمده که خطرتغییرات اقلیمی بسیار بیشتز از آن چیزی است که پذیرفته شده است.

به این ترتیب آن ها با توافق روی اهداف کلی و  شناورکردن تعهدات و اقدامات مشخص و زمان بندی شده و استفاده از فرمول های قابل تفسیر، گرچه به قولی از فاجعه شکست جلوگیری کرده اند، اما به قیمت مبهم ماندن مواد آن. سران دولت های بزرگ به مقتضای نیازهای خود این توافق را با لفاظی هائی چون  یک گام تاریخی و نقطه عطف بزرگ ستودند،اما بیشتر برای رهائی از فشارسنگین افکارعمومی و خشم جنبش های اعتراضی نسبت به بی عملی دولت ها و کاستن از دامنه بی اعتمادی به قابلیت های خود در حل معضلات و بحرانی که مستقیما از عملکرد آن ها ناشی شده است. بهمین دلیل با افتادن آب ها از آسیاب انتظار می رود که نقصان ها و اشکالات اساسی آن رفته رفته خود را نمایان سازد. اما از آن جا که سران دولت ها خود به چالش های موجود و حل نشده این توافق در صحنه عمل و نه بر روی کاغذ، وقوف دارند و می دانند که با کارشکنی ها و مقاومت زیادی از جانب شرکت های بزرگ و فراملیتی در حوزه های سوختی و  کشاورزی و  دام و تجارت و مالی و صننعتی و لابی گری آن ها مواجه خواهند شد، بلافاصله در  ادامه لفاظی هائی اولیه خود که بیشتر مصرف تبلیغاتی دارد، برای کاستن از حجم انتظارات عمومی تأکیدکردند که این توافق تنها گام کوچکی در جهت حل بحران است و  همه مشکلات را حل نمی کند. چنان که اوباما در پی حصول توافق طی سخنانی ابراز داشت که اگر همه اهداف اعلامیه هم محقق شود، فقط بخشی از مسیرکاهش کربن در اتمسفر طی شده است. این تنها یک گام نخست برای توقف تغییرات اقلیمی است. صرفنظر از کارشناسانی که بر کلی بودن تصمیم ها و طفره رفتن از تعهدات مشخص اشاره کرده اند، واکنش های اولیه فعالان محیط زیست، از جمله در فرانسه که پس از پایان نشست اجازه راه پیمائی به آن ها داده شد، ابرازناخرسندی به نیم بندبودن تصمیمات و طفره رفتن از تعهدات لازم، بوده است. هر قضاوتی نسبت به این کنفرانس داشته باشیم، اما آن چه که محرز است، بزعم فعالان محیط زیست پاسخی درخور و بسنده در تناسب با ابعادبحران نبوده است. و همین واقعیت سبب شده که برخی از فعالان محیط زیست به گویند که کارجنبش علیه تغییرات اقلیمی تازه شروع شده است. بسیاری از آن ها پیشاپیش اعلام داشته بودند که گردهم آمدگان کنفرانس پاریس خود بخشی از مشکل اند و نه راه حل! بهمین دلیل پس از فرونشستن گردوخاک لفاظی ها و «دستاوردبزرگ و تاریخی» احتمالا زمان به میدان آمدن جنبش های محیط زیست در مقیاسی جدید تر و فراگیرتری فراهم شده است. نه فقط برای آن که همین توافقات نیم بند روی کاغذ نماند بلکه با طرح مطالبات رادیکال تر و مشخص تری که حل بحران می طلبد.

Posted on دسامبر 15, 2015, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: