در ایران حرف آخر را چه کسی می زند؟!

مدتی پیش خامنه ای برقراری هرگونه رابطه با آمریکا از جمله رابطه اقتصادی نظیرخریدکالا را ممنوع اعلام کرد و  آن را از مصادیق نفوذ دانست، و در نامه خود به روحانی که حاوی دستورالعمل هائی پیرامون برجام بود، به صراحت هرگونه خریدکالا و رابطه باآمریکا را ممنوع اعلام داشت. و در همین رابطه هم یک شرکت موادغذائی را به عنوان نمونه نفوذدشمن به دلیل وابستگی به مکدونالد و برندآن- که واقعیت هم نداشت- مهرو موم کردند.

با این همه در حالی که هنوزمرکب این دستورالعمل ها خشک نشده و رسانه های وابسته با سپاه و اصول گرایان افراطی و تریبون های نمازجمعه دائما بر طبل آن می کوبند، امروز سخنان بیژن زنگنه را در همایش رونمائی از مدل های جدیدقرادادنفتی را می خوانیم که با صراحت اعلام می کند ایران مخالف حضورشرکت های آمریکائی  نیست و فضا در ایران برای شرکت های آمریکائی وجود دارد. قبل از او هم علی اکبرصالحی در گفتگو با روزنامه فیگارو می گوید: ایران می تواند روابط تجاری، اقتصادی و علمی خود را با آمریکا گسترش دهد و فقدان رابطه سیاسی مانع آن نخواهد بود!. وی تأکیدرهبری را صرفا مربوط به جنبه سیاسی دانست که آن هم برای همیشه نیست بلکه با بازسازی اعتماد، زمینه های برداشتن گام های بعدی هم می تواند فراهم شود!

البته کسانی که در مورداموریپلماسی و اقتصادی دستی بر آتش دارند می دانند که در جهان به هم پیوسته کنونی که سرنخ بسیاری از امورجهان و یا برترین تکنولوژی ها  در دستان آمریکاست، جداکران مکانیکی آمریکا و اروپا و ….خیالبافی بیش نیست.

به راستی در این میان تکلیف شرکت ها و طرف های خارجی معامله، با این رویکردهای متناقض چیست؟ آیا اختلاف به راستی واقعی است؟ و اگر آری، حرف نهائی را چه کسی می زند؟ یا آن که اختلافات نمایشی است و اساسا سخنان خامنه ای مصرف داخلی دارد؟

واقعیت آن است که طرف های غربی با اتکاء به بک فرمول طلائی دیپلماتیک رفتارخود را تنظیم می کنند. بر طبق این فرمول است که جان کری می گوید معیار و مبنای رویکردما در قبال جمهوری اسلامی رفتار و عملکرد او است. ما قصد پاسخ گوئی به هر سخنی که رهبرنظام ایران می گوید نداریم (به زبان غیردیپلماتیک یعنی وقت خود را صرف آن نمی کنیم و به آن وقعی نمی نهیم؛ یعنی که می دانیم که این ها مصرف داخلی دارند!). از سوی دیگر می دانیم که با توافق برجام که طرف اصلی اش شیطان بزرگ بود، عملا زره ایدئولوژیک حکومت اسلامی شکاف برداشته و دم خروس از زیرقباهویداشده است. از همین رو رهبرنظام خودکامه لازم می بیند که برای رفوکاری شکاف ها و  پنهان نگهداشتن دم خروس یعنی عقب نشیی و  خوردن جام زهر، با این قبیل سخنان دیواری از گردوخاک در برابر دیدگان سینه چاکان داخلی و یا  و یا جریان های نزدیک و وابسته به خود در منطقه  و ببرون از کشور که ترازبندی بودجه هایشان با حاتم بخشی های  دولت ایران جفت وجور می شود، این گونه اراجیف را سرهم کند. البته از جنبه مهم دیگرمصرف داخلی این رویکرد هم نباید غافل بود: اگر واقعا حربه نفوذدشمن نباشد با چه انگ و اتهامی می خواهند مخالفان داخلی مثل همین روزنامه نگاران را دستگیر و محاکمه کنند و یا به رقبای داخلی خود به فهمانند که نباید پایشان را از گلیم خود فراتر بگذارند.

سخنان بیژن زنگنه:

سخنان صالحی: 

Posted on نوامبر 28, 2015, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: