رژیم فعالین کارگری و مدنی را هدف گرفته است، صدای اعتراض خود را بلندترکنیم!

وجدان بیدارجامعه باشیم و با تمام قوا از آن حمایت کنیم!

همزبانی مرگ مشکوک شاهرخ زمانی به عنوان یک فعال کارگری تسلیم ناپذیر تحت عنوان سکته مغزی، با محکوم کردن محمودصالحی یک فعال دیگرکارگری به 9 سال زندان، دستگیری علی نجاتی از فعالین کارگری شرکت هفت تپه و افزایش فشار به رضاشهابی در کنارتشدیدفشار به سایرفعالین کارگری، دستگیری و فشارشدید به معلمان فعال،  فشار به سایرفعالین مدنی چون نرگس محمدی و حتی ممانعت از بازگشائی انجمن صنفی روزنامه نگارانی که روحانی وعده گشایش آن را به هنگام انتخابات داده بود،  تشدیدمجازات علیه «بدحجابی» و ممانعت از برگزاری کنسرت ها و برنامه های هنری و .. مداخله پیش از پیش فرماندهان سپاهی و امنیتی در امورسیاسی و اقتصادی و سخنرانی های تند و تیزآنها و در رأس همه آن ها سخنان تندشخص خامنه ای که معنائی جزصدورجواز به بگیر و به بند های تازه نیست و…همه و همه نشان دهنده موج تازه ای از تهاجم رژیم به جامعه و فعالین صنفی-مدنی است.

مهمترین دلیل آن را باید خوردن جام زهرتوافق هسته ای و عقب نشینی در این حوزه دانست. به تجربه دیده ایم که رژیم درچنین مواردی برای جلوگیری از خطربهم خوردن تعادل خود، و این که عقب نشینی در برابرقدرت های بزرگ به عقب نشینی در برابرمردم و حوزه های دیگراجتماعی کشانده نشود، به سرکوب شدیدتر مخالفان خود می پردازد تا باصطلاح تهدیدها را برطرف کنند و  آنها نتوانند باصطلاح از آب گل آلود و ضعف و عقب نشینی رژیم بهره برداری کنند. بنابراین منطق حفظ قدرت به هرقیمتی ایجاب می کند آن ها دست به تشدیدسرکوب بزنند. در مقطع پذیریش قطعنامه جنگ ایران و عراق هم که رژیم به شدت نگران سست شدن موقعیت خود بود دست به کشتاربزرگی زد. البته در شرایط جهان امروز جرئت چنان کشتاری را ندارد، اما همانطور که گفته شد ضرورت حفظ قدرت متزلزل شده نیاز به تشدیدسرکوب دارد. بهمین دلیل استراتژی کلی رژیم درکناراجبار به سازش با قدرت های بزرگ پیرامون بحران مزمن هسته ای تشدیدسرکوب داخلی است. بهمین دلیل از کنارآماج گرفتن گل سرسبدفعالین اجتماعی- مدنی که در حکم سرکوب جامعه و وجدان بیدارآن است نباید سرسری ردشد.

نکته مهم بعدی، همراهی دولت روحانی و وزارت اطلاعات با سرکوب فعالین کارگری و مدنی است. روحانی به عنوان یک دولت مدار با سابقه طولانی امنیتی خوب می داند که گشایش رابطه با دولت های خارجی نباید با گشایش داخلی همراه باشد. چرا که ممکن است موقعیت کل رژیم را که که بدنبال تحکیم آن است متزلزل کند. بهمین دلیل او گام به گام از وعده های خود عقب نشینی می کند. همانطور که وی و رفسنجانی بارها اشاره کرده اند، چهارچوب باصطلاح گشایش آن ها را «خانواده انقلاب تعیین» می کند. هدف آن ها این است که این عقرب از نیش زدن به خودخانواده نیش نزند (مثلا مهدی هاشمی را به زندان نیفکند).

انگیزه و عامل دیگرمشارکت دولت روحانی در این سرکوب ها همانا تشدیدبحران اقتصادی بدلیل افت شدیدقیمت های نفتی،  گسترش دامنه رکود و بحران اقتصادی، انتقال فشاراین بحران به جامعه و نیروی کار و لاجرم کنترل نارضایتی های رو به افزایش درمیان کارگران و معلمان و سایرفعالین اجتماعی-مدنی است.

تجربه سرکوب و قتل عام سال 67 نشان می دهد که در چنین دوره های حساسی که رژیم ناگزیز می شود از گردنه های بحران و خطرناکی عبورکند، نیاز به سرکوب گسترده دارد تا بتواند تعادل خود را حفظ کند.

دوعامل مهم می تواند در چنین مواقعی دست او را در انجام جنایت هایش بازبگذارد:

نخست رویکردلبخند دیپلماسی دولت ها و قدرت های خارجی و کاهش فشارجهانی نسبت به نقض حقوق بشر و فشاربه جامعه است و دیگری که حتی مهم تراز اولی است، خطرکرخت شدن و کاهش حساسیت مردم نسبت به سرکوب و دلبستن به توهم بهبوداوضاع اقتصادی و اجتماعی و سیاسی. بهمین دلیل کرختی و توهم جامعه نسبت به وضعیت موجود و تبلیغات دروغین می تواند تاوان سنگینی برای جامعه و فعالان و ضربه به وجدان بیدارجامعه داشته باشد. بدیهی است مردمی که حافظه تاریخی اشان مخدوش شود، بجای گشایش واقعی متحمل سختی ها و فشارهای سنگینی خواهند شد.

برای مقابله با این یورش رژیم و بدور ار هرگونه کرختی و انشاءاله گربه گفتن، در چنین لحظات حساسی که حاکمیت ناگزیرشده است در برابرقدرت های بزرگ زانو زده و از برخی سوداطلبی های خودعقب نشینی کند و در حالی که می کوشد با تعرض درعرصه ای دیگر آن را جبران کرده و موقعیت خود را تثبیت کند، لازم است:

الف- قبل از هرچیز مردم هوشیاری خود نسبت به خطیربودن شرایط موجود و انگیزه ها و برنامه های  رژیم برای تهاجم و سرکوب را  از دست ندهند. چرا که هرگونه کرختی و خوش خیالی در چنین لحظاتی عواقب و پی آمدهای سنگینی خواهد داشت.

ب- به حمایت قاطع از نمایندگان وجدان بیدارجامعه یعنی فعالین اجتماعی-مدنی برخیزند، هرگونه سرکوب و تهاجم را محکوم سازند و خواهان آزادی آن ها بشوند. باندازه ای که این هوشیاری برقرار باشد رژیم دست و پای خود را جمع تر خواهد کرد. و باندازه ای که کرختی و خوشخیالی حاکم شود دست و پایش را درازترخواهدکرد. بخصوص اشاعه این کرختی و خوش خیالی توسط باصطلاح اپوزیسیون درونی رژیم و اصلاح طلبان و آوازگران آنها در داخل و  خارج کشور و در رسانه های خارجی سم مهلکی به شمار می رود.

ج- درهمان حال باید با استفاده از اهرم افکارعمومی، رسانه های آزادیخواها و تشکل ها و نهادهای مدافع حقوق بشر و مترقی برای واردآوردن فشار به قدرت های بزرگ، هیچ گاه اجازه نداد که آن ها در پی زدو بندهای اقتصادی و سیاسی، حقوق بشر را قربانی کرده و  چشم خود را  به نقض آن ها به بندند. نباید اجازه داد که حتی برای یک لحظه فشارنسبت به نقض دموکراسی و حقوق بشر از جهان خارج بهرژیمی که تا مغزاستخوان فاسد وسرکوبگر است سست شود.

د-فشرده شدن صفوف مدافعان دموکراسی و برابری در داخل و خارج برای نیرومندترشدن دامنه افشاگری و اعتراضی آن ها و فشاربه رژیم و گرفتن فرصت سرکوب های بیشتر از آن ها، در چنین لحظات خطیری واجداهمیت است.  وجدان بیدارجامعه باشیم و با تمام قوا از آن حمایت کنیم!

 

 

Advertisements

Posted on سپتامبر 20, 2015, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: