9 دلیل برای این که چرا شانس توافق هسته ای بیشتر از شکست آن است؟

1-فقدان بدیل جذاب و قابل دفاع  برای طرف های مذاکره کننده بویژه طرف آمریکا و ایران. این یکی از مهم ترین دلایلی است که اوباما و تیم مذاکره کننده او در دفاع از مذاکرات و سازش در قبال مخالفان خود از جمله جمهوری خواهان و اسرائیل اقامه کرده است. چرا که با توجه به آن که مدعی اند هرگاه ایران عزم کند، قادر است در طی دو یا سه ماه به سلاح هسته ای دست یابد، معنائی جز به استقبال یک جنگ فوری رفتن برای نابودی تأسیسات هسته ای ندارد. چنین جنگی با توجه به شرایط بحرانی منطقه و جهان و نیز گستره زیرساخت های هسته ای ایرن و بومی شدن دانش و تکنیک آن، ریسکی است بزرگ و با پی آمدهای نامطمئن و حتی ترغیب رژیم ایران به ساخت آن.  به گفته آن ها در بهترین حالت هم فقط می تواند حداکثر سه-چهارسال پروژه هسته ای ایران را به عقب بیاندازد. نباید فراموش کرد که اکنون بر اساس اطلاعات منتشرشده معلوم شده است که فرمان حمله ناتانیاهو به تأسیسات هسته ایران در سال گذشته صرفا بخاطرمخالفت و حتی نافرمانی سران ارتش اسرائیل و سران دستگاه امنیتی اسرائیل صورت نگرفته است!. از سوی دیگر تشدیدتحریم های اقتصادی هم پاسخ گوی رفع این خطر در کوتاه یا میان مدت نخواهد بود. در اصل هم بدیل واقعی اسرائیل و جنگ طلبان آمریکا جز حمله نظامی و نابودی تأسیسات هسته ایران نیست. همانطور که برخی از کاندیدهای حزب جمهوری خواه هم آن را بر زبان می آورند.

2-دومین دلیل مهم، خوددست آوردهای تاکنونی مذاکره است. بر طبق این دستاوردها حکومت اسلامی ایران نزدیک به دوسال است که عملا تؤسعه هسته ای خود را منجمدساخته و آن را شفاف و نظارت پذیرکرده است. علاوه بر آن توافق نامه لوزان در صورت اجرائی شدن، معنائی جزخلع سلاح بیش از نوددرصدی برنامه هسته ای ایران و توقف پروژه جاه طلبانه رژیم ایران نیست. کاهش 98 درصد از حجم اورانیوم غنی شده، نظارت های فوق العاده، اجرای پروتکل الحاقی و تغییرکاربری تأسیسات هسته ای و اعمال محدودیت طولانی در غیاب آلترناتیوواقعی، فی نفسه چنان دستاوردهای مهمی هستند که هیچ سیاستمدارحسابگری حاضرنیست به آسانی آن ها را فدای امتیازات نسیه و خیالی بکند.

3– خطرفروپاشیدن نظام تحریم ها در صورت شکست. همانطور که مقامات دست اول آمریکا از جمله کری مطرح کرده اند با شکست این مذاکرات، بویژه اگر که  مسبب اصلی آن غرب و زیاده خواهی آن باشد، نه فقط روسیه و چین بلکه متحدین اروپائی نیز باین آسانی زیربارتحریم های جدید و تشدید آن ها و یا حمله نظامی نخواهند رفت و  خطر از دست رفتن اجماع کنونی بین مذاکره کنندگان وجود دارد. بویژه آن که دست اندرکاران ایران هم با وقوف به این فاکتور سعی دارند به نحوی رفتار کنند که برای چنین حالتی طرف مقابل مسئول شکست قلمداد شود.

4– در شرایطی که منطقه باندازه کافی از بحران و جنگ اشباع شده است، و داعش رسما از سوی دولت اوباما و متحدین اش  به عنوان خطرعمده تلقی می شود، گشودن جبهه  دیگر و چه بسا پردامنه تر از کانون های بحرانی موجود، با هیچ عقل و منطقی بخصوص از جانب دولت ها و جناح هائی که مدافع منافع درازمدت سیستم بشمارمی روند، سازگاری ندارد. البته برای جناح های جنگ طلب و دولت افراطی اسرائیل که بیشتر بدنبال منافع مقطعی و اخص خود هستند و نه الزاما منافع عمومی و کلان سرمایه و تأمین ثبات منطقه، توسل به جنگ بخشی از پروژه گسترش سلطه و منافع آن ها محسوب می شود. حتی شاهدیم که جمهوری خواهان آمریکا در سایه بحران های انفجاری خاورمیانه و نا توانی اوباما در مهارآن ها که در اصل میراث نئوکان ها و پی آمدجنگ افروزی آن ها محسوب می شود، در صددبفراموشی سپردن پرونده عملکردخود بوده و زمزمه کاربردنیروی زمینی آمریکا در منطقه را سر داده اند. چنان که ائتلاف عملی دولت اسرائیل با داعش و مداوای زخمی های آن و یا ارسال اسلحه به آن ها با توجه به عمده کردن خطرایران و حزب اله بیانگرچنین رویکردی است. چنان که رابطه ترکیه و عربستان و قطر، دیگرمتحدین منطقه ای آمریکا با داعش امروزه  از پنهان کاری گذشته است.

5– با توجه به بحران اقتصادی غرب و اروپا، دست یابی بیشتر به اقتصاد و بازارایران برای سرمایه داران غربی، هم چنان  که برای چین و روسیه، اکنون به صورت یک وسوسه قوی در آمده و هم چون یک نیروی فشار برای حل بحران هسته ای عمل می کند. بازاربه اصطلاح نوظهوری با ظرفیت سرمایه گذاری نیم تریلیونی و چشم انداز عرصه صنعت گاز و نفت سرشار و بی بدیل ایران و با رتبه دوم جهانی، آن هم در شرایطی که روابط روسیه وغرب برسراکراین دچارتنش های زیادی شده و یا فقدان امنیت در کشورهای نفتی چون عراق و لیبی و… به دلیل جنگ ها و بحران های داخلی، بسیاری کمپانی ها و شرکت های بزرگ نفتی چون آکسون مبیل آمریکائی و یا کمپانی مهمی چون شل و ….. متوجه بازار ایران و گشودن باب مذاکره با مقامات اقتصادی ایران شده اند. رژیم ایران هم درباغ سبزنشان داده و از آن برای گشایش بحران هسته ای و گشایش های اقتصادی بهره می گیرد. اخیرا وزیرراه در فرانسه به مقامات فرانسوی هشدار داد که مبادا از بازار80 میلیاردی حمل و نقل ایران غفلت کنند.

6– نه فقط طرف های غربی، بلکه بیش از آن ها خودطرف ایرانی است که مشتاق گشایش اقتصادی است. اگر تشدیدبی سابقه تنگناها و بحران اقتصادی، و اجتناب از خطرسقوط به نفطه صفرصادرات نفت که هدف تحریم  دولت آمریکا و کنگره بوده است، رژیم ایران تن به مذاکره برای محدودیت پروژه هسته ای خودداده است، همین عامل ضرورت دست یابی به یک توافق را  برای رژیم ایران به یک هدف مهم تبدیل کرده است. چنین گشایشی برای خروج رژیم ایران از بن بست همه جانبه و حتی تحقق جاه طلبی های منطقه ای خود به عنوان یک قدرت برتر الزام آورساخته است. چنان که بر طبق برنامه بلندمدت 20 ساله، بجای تبدیل شدن به قدرت اول اقتصادی منطقه، تمامی شاخص های اصلی نمایانگرعقب گرد و کاهش وزن مخصوص ایران و پیشی گرفتن قدرت هائی چون ترکیه است. نباید فراموش کنیم که وجودچنین بحرانی با سقوط نزدیک به هفت درصدرشدمنفی و تورم 40 درصدی باعث شد تا دولت محلل روحانی با دو مأموریت گشایش بحران هسته ای و بحران اقتصادی بر سرکارآید.

7– سیاست قرن بیست و یکم دولت آمریکا مستلزم حل بحران های بازمانده از جنگ سردگذشته چون کوبا و ایران، در راستای انطباق با قطب بندی ها و آرایش های جدید قدرت های جهانی، بخصوص در شرق آسیا و پیشروی ناتو بسوی ارو آسیاست.  دورنگهداشتن ایران از الحاق به قطب های رقیب، که حکومت ایران بی میل به آن نیست، یکی از اهداف این تلاش است.

8– شکست مذاکرات درعین حال به معنی شکست دولت روحانی و اصلاح طلبان و کاهش وزن آن ها در برابرجناح های تندرو سپاه خواهد بود. عروج احمدی نژاد و تندروان در پی شکست تلاش های دوره قبل، بویژه برای اروپائی ها و انگلستان انگیزه مضاعفی جهت دست یابی به یک توافق است.

9-اگر به این عوامل انگیزه دولت اوباما برای دست یابی به یک توافق جهت ارائه تصویری مثبت از بیلان سیاست های خارجی خود را که در شرایط کنونی منفی و ضعیف ارزیابی می شود و نیز سنجه افکارعمومی جهانی و داخلی آمریکا، حتی در میان یهودیان آمریکا مبنی براحتراز از جنگ تازه در منطقه و حل بحران هسته ای ایران از طریق نظامی را به آن بیافزائیم، آنگاه بر وزن مخصوص و چربش عواملی که به دست یابی یک توافق دلالت  دارند بهتر پی خواهیم برد. چنین عواملی ایجاب می کنند که حتی اگر نتوان در لحظه کنونی به یک توافق واقعا جامع دست یافت، به راحتی تن به شکست آن نداد. از قضا چه بسا تفاسیرحداکثری و زیاده خواهی های دو طرف نسبت به توافق لوزان و خطر از دست رفتن اصل آن توافقنامه باردیگر تعهد به آن را کانونی کند. حتی اگر طرفین ناچار شوند، که مذاکره را تمدید کنند و یا حتی وادارشوند که از سیاست تاکنونی همه یا هیچ فاصله بگیرند و حول نکات موردتوافق پیمان تازه و موقتی را با گشایش های مشخص و دوجانبه در دستورکارخود قرار دهند.

 

 

Advertisements

Posted on ژوئیه 2, 2015, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: