منشأ خشم و نگرانی رژیم از جشن های مردمی چیست؟

جشن آتش بازی سالانه چهارشنبه سرخ در نظام اسلامی را باید شب جشن مردم ایران و بویژه جوانان و البته شب عزای حاکمان دانست. جشنی برای تکاندن تن و زندگی از گردوغبار ملالت ها و رنج های سالی که به پایان می رسد و رفتن به پیشوازسالی نو با امیدهائی نو. چنان که پیداست علاوه بر جنبه های طبیعی و سنتی معنای این مراسم کهن، برگزاری آن در نظام جمهوری اسلامی جلا ورنگ و بوی مضاعفی نیز یافته است. رویکردبلاهت آمیزی که هرسال جمهوری اسلامی نسبت به این روز در پیش می گیرد بر عزم و انگیزه و ملاحت جشن و پایکوبی این مراسم می افزاید. چرا که هرسال در این روز رژیم با در برکردن زره و نهادن کلاهخود برسر و بدست گرفتن شمشیر و سپر، به جنگ آسیاب های بادی می رود و هرسال نیز دست از پا درازتر، حرمان و شکست خورده برمی گردد!. در اینجا این سؤال مطرح است که اصراررژیم در بکارگیری این همه بلاهت در مواجهه با این روز چه معنائی دارد؟! چرا در نبردی که نتیجه آن پیشاپیش روشن است بازهم پا به میدان می گذارد؟. فراتر از آن، به تجربه ثابت شده است که خط و نشان کشیدن های رژیم و مراجع و ائمه جمعه و گزمه هایش تنها بر رونق و شکوه آن و هیمنه آتش می افزاید و باصطلاح عرض خود می برد و زحمت ما می دارد. چنانکه همین امسال هم خطبای دست اول رژیم و شماری از مراجع آن را حرام و غیرشرعی اعلام داشتند، اما گوئی با این سخنان خود تنها نفت بر آتش می افشانند!. نیروی انتظامی نیز مثل همیشه قبل از فرارسیدن آن به حالت آماده باش در آمده و دایما خط و نشان می کشد که ممنوع است و با تخطی کنندگان مقابله خواهیم کرد. البته این سخنان تنها مصرفش راضی نگهداشتن مقامات مذهبی و حفظ ظاهر است. اما در عمل پلیس که بهرحال در صحنه های واقعی حضور دارد و خود می داند که کاری از دستش برنمی آید، همزمان با نزدیک ترشدن به روزچهارشنبه سوری لحن سخنان تهدیدآمیزخود را عوض کرده و مدعی می شود که گویا با جشن جهارشنبه سوری و نوروز همراه است!
منشأ اصلی نگرانی رژیم از کجا سرچشمه می گیرد؟ قدرت مداران حاکم که رعایت هنجارهای اسلام فقاهتی و سنت گرا را ابزاری مفید برای حفظ کیان اقتدار و منزلت خودمی دانند، اما در برگزاری مراسم چهارشنبه سوری هیچ نشانی از وفاداری جوانان به تابوهای مذهبی و کرنش گری در برابر شمایل و تمثال مقدس و رعایت کلیشه ها و خطوط قرمزنظام مشاهده نمی کنند و همین امر موجب نگرانی آنها شده و دندان بردندان می سایند. دغدغه و خشم رژیم از آن جا نشأت می گیرد که جوانان و مردم در این روز در خارج از نرم های کنترل کننده رژیم ابرازوجودمی کنند. آنها یک شب محلات و کوچه ها و خیابان ها را در اختیارخودمی گیرند و با برفروختن آتش و رقص و اختلاط دختر و پسر و زن و مرد، گوئی از حصارها و محفظه های تنگ و کنترل کننده رژیم خارج می شوند. باین ترتیب مراسم چهارشنبه سوری ولو برای چند ساعت با عدول از هنجارهای رژیم، بن مایه ای از جنس رهائی و در نوردیدن مرزهای نظام کنترلی رژیم را درخود دارد. رژیم البته در طول حیات خود، تلاش های زیادی را برای مصادره چهارشنبه سوری و از آن خودکردن آن به عمل آورده، اما موفق به آن نشده است. نگرانی خفته و ناگفته رژیم هم آن است که اگر این ناهم پوشانی ُنرم های رفتاری مردم و رژیم فراتر از یک شب برود چه می شود و آنگاه چگونه می توان جامعه را تحت کنترل در آورد؟!. اما حیف نیست که حسرت رهائی از ُنرم ها و هنجارهای رژیم در همان یک روز در سال باقی به ماند؟!

Advertisements

Posted on مارس 19, 2015, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: