شباهت های بین دو فاجعه: 11سپتامبرآمریکا و یازده ژانویه فرانسه

حمله به دفترشارلی ابدو و کشتارفجیع کارکنان و نگهبانان را یازده سپتامبرکشورفرانسه خوانده اند. این سخن چندان هم بی ربط نیست. نه به لحاظ تعداد و ابعادکشته شدگان و یا حتی درجه نقض و تعرض به آزادی که تقریبا هر روزه در خاورمیانه و شمال آفریقا شاهدقصابی آن و وقوع فجایعی به مراتب شدید از آن هستیم. به عنوان مثال کشتاردانش آموزان پاکستانی و یا جنایت های تکان دهنده اخیربوکوحرام که درهمین هفته صورت گرفت و به قتل عام دوهزارنفر و تخریب دوشهر و روستاهای زیادی منجرشد، هیچ گاه نتوانسته اند چنین واکنش های گسترده جهانی را برانگیزانند. بنابراین اهمیت و کانونی شدن این فاجعه خیلی ساده به آن دلیل است که نه در خودجبهه ها (درجنوب و مناطق توسعه نیافته) بلکه درپشت جبهه و در مسقط الرأس آن پاریس صورت گرفته است. علاوه بر این، گرچه ابعادفاجعه11سپتامبر از نظروسعت عمل و تعدادقربانیان بسی بزرگتربود، و هیجان جهانی وسیعی هم برانگیخت، اما این واقعیت دارد که تشابه های زیادی بین آن دو وجود دارد. هردو واکنش عظیمی را برانگیخته و موجب تصمیم ها و اقدامات پردامنه ای توسط دولت ها شده اند: فاجعه نیویورک مقدمه نوعی اعلام حالت فوق العاده نظامی در سطح داخلی و جهانی توسط آمریکا و متحدین اش بود: تعلیق قوانین عادی و مجازشدن بیش از پیش شکنجه و نقض خشن حقوق بشر و ربودن مظنونان و کنترل و بازداشت شهروندان موردشک بدون رعایت تشریفات قانونی و ایجادزندان ها و بازداشتگاه هائی چون گوانتانامو و خلاصه نواختن شلاق برپیکرنزاردموکراسی موجود. مهم تر از آن ها اعلام جنگ گرم به «تروریسم» بود که تحت پوشش آن حمله به کشورهایی که به عنوان محورشرارت در لیست سیاه دولت آمریکا قرار داشتند، در دستورکارقرارگرفت. این تهاجم نظامی موجب رقم خوردن بیش از یک دهه فاجعه ای گشت که هنوزهم پی آمدهای آن گریبان منطقه و جامعه جهانی را رها نکرده است. تهاجماتی که از قضا سرکنجبین صفرا فزود و بجای تضعیف غده «تروریسم» موجب بازپروری آن در ابعادخطرناک و عظیم کنونی گشت. در مورد وضعیت بوجودآمده این گفته کلازویتز که جنگ ادامه سیاست به شیوه دیگری است را شاید بتوان بصورت «تروریسم» و جنگ همزاد و ادامه یکدیگرهستند بیان کرد. باری! هم چون 11 سپتامبر، فاجعه 11 ژانویه هم موجب برانگیختگی عظیمی در مقیاس جهانی و اعلام حالت فوق العاده در فرانسه و سایرکشورهای غربی گشت. نگاهی به سخنان تهدید آمیز نخست وزیرفرانسه در پارلمان آن کشور که بدنبال پخش سرودملی فرانسه ایراد گشت و با کف زدنهای پرشورنمایندگان پارلمان بدرقه شد، بخوبی نمایشگراعلام این حالت فوق العاده است: او در سخنرانی خود در پارلمان فرانسه خبر از اتخاذ تصمیم های استثنائی برای مبارزه با تروریسم داد*. گسترش سرویس های اطلاعاتی و مقرات ضدتروریسم و یپاده کردن سیستم فهرست نام مسافران و مبادله اطلاعات درسطح اروپا، پیاده کردن راهکارهای پیش گیرانه در برابرتمایلات بنیادگرایانه، زیرنظرنگهداشتن زندانیان متمایل به تندروی دربخش های ویژه زندان ها و تقویت بانک اطلاعاتی دربخش پاسداری از حقوق جوانان و… بخشی از این تصمیمات به شمارمی رود. دولت وعده بکارگیری نیروهای نظامی درمرزهای داخلی و خارجی را داده است. نخست وزیرفرانسه مثل هرصاحب قدرت با مصادره حرکت اعتراضی میلیونی مردم فرانسه در حمایت از آزادی بیان و اندیشه، همه این تصممات فوق العاده را با استناد به روح 11 ژانویه و وفاداری به آن ارتباط داده و گفته است که وفاداری به به روح 11 ژانوبه به معنای این است که بپذیریم جهان تغییرکرده است. بنابراین می توان گفت که این رخداد دوران ما را به دوران پیش و پس از آن تقسیم می کند و ما با ارزش هایمان، با اراده ای راسخ به آن پاسخ لازم را خواهیم داد. تصمیماتی که سرمقاله نویس روزنامه فیگارو البته در حمایت از آن نوشته است : «این جنگی منطقه ای و جهانی است»

به هرحال شرکت چهارمیلیون نفر در تظاهرات ما «شارلی ابدو هستیم» و باز انتشار یک نشریه 60000 تیراژی در ابعادسه میلیونی و بازتکثیرمجددآن، اعلام حضور بی سابقه پلیس و ارتش در متن جامعه فرانسه و جهان تنها گوشه ای از پی آمدهای آن است. چنان که هم زمان با این فاجعه اعلام شد که ناوهواپیمابرشارل دوگل حرکت خود را به سوی منطقه و با هدف تشدیدمداخله نظامی و مبارزه با تروریسم آغازکرده است؛ تا حتی اگر از نظرسمبلیک هم شده تشابه آن با 11 سپتامبر کامل ترشود. می گویند تاریخ تکرارپذیرنیست مگربه شکل کمدی (و شایدهم عدم حضور جان کری در مراسم فرانسه که موجب دلخوری مقامات این کشورشده است، خود وجهی از این کمدی باشد)، اما حضوراولاند در عرصه ناودریائی غول پیکر درحال عزیمت به منطقه و سخنانش یادآورحضور و سخنان بوش در ناوغول پیکر آمریکائی به هنگام اعلام جنگ به تروریسم بود!. گوئی فرانسه می خواهد با تاخت زدن 11 سپتامبربه 11 ژانویه پی آمدهای آن را استمراربخشیده و احیاء نماید. بهیوده نیست که فرانسوااولاند در بحبوحه این رویدادها فرصت را غنیمت شمرد تا باردیگر از اشتباه غرب در عدم مداخله نظامی درسوریه، که فرانسه خواهانش بوده سخن رانده است (و می دانیم که دولت فرانسه در قیاس با دولت اوباما در تهاجم نظامی به سایرکشورها حاضر یراق تر و کاسه داغ تر از آش بوده است، و این درحالی است که به عنوان مثال هنوز کسی کلمه ای در مورد پدیرش عواقب حملات فرانسه به لیبی و پی آمدهای فاجعه بارآن مداخله نظامی نشنیده است). اما شباهت این دو رخداد حتی بیش از این هاست: اگر آن موقع اعلام جنگ بدنبال وقوع فاجعه 11سپتامبر با شعارهرکه با ما نیست برماست صورت گرفت، اما این بار وقوع فاجعه پس از جنگی صورت گرفت که از مدتها قبل شروع شده بود؛ تا روشن شود که قرارنیست دولت ها و سیاستمداران، هیچ درسی از تاریخ بگیرند: پاسخ آن ها در هرحال از دهانه تفنگ می گذرد. اگر در آن زمان تروریسم بنیادگرای اسلامی، برج های دوقلو را که نماداقتداردولت آمریکا و سرمایه و بازاربورس محسوب می شد آماج خود گرفت، این بار آماج حمله نمادی از آزادی بیان و اندیشه بود. گوئی که هردو طرف دست در دست هم داده اند که به تئوری جنگ تمدن های ساموئل هانتینگتون پس از فروپاشی بلوک شرق پیرامون نزاع تمدن اسلامی و مسیحیت جان تازه ای بخشند. به هرحال هم پاسخ های عملی و هم سخن ورزی های سیاستمداران پیرامون این دو رویدادشباهت های عجیبی باهم دارند.

Posted on ژانویه 19, 2015, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: