بن بست مذاکرات هسته ای و رویکردسوم

واقعیت آن است که رژیم اسلامی از یکسو در مسیرکلی سیاست باخت باخت، کشور و مردم ایران و اقتصاد و زندگی 80 میلیون نفر را تا اطلاع ثانوی رسما در قرنطینه و زیرنظارت سنگین قدرت های جهانی قرارداده است و از سوی دیگر جامعه ایران و نسل های بعدی را نیز محکوم به پی آمدهای باصطلاح تؤسعه برمدار تولیدانبوه سوخت هسته ای کرده است که با اتلاف سرمایه ها و توانائی های کشور، راه را بر مسیر رشدسالم تر درجهت برابری و دموکراسی و توسعه پایدار در پیوندمتقابل با طببیعت و زندگی صلح آمیز می بندد. البته پرتگاه دیگری هم چون الگوی کره شمالی هم وجود دارد که جناح فاشیست و افراطی ایران عملا از آن دفاع می کند. اما صدای سوم باید موضع مستقل و متفاوت باهردو جریان در داخل و نیز مستقل از صدای قدرت های بزرگ را داشته باشد. گرچه گزین بد همواره نسبت به بدتر در شرایطی که گزینه سوم نقد و دم دست نباشد منطقا ترجیح دارد، اما نمی توان اصل فاجعه را یعنی قرارگرفتن در برابرگزین بین بد و بدتر را امری مقدر دانست و در زیرنگرش های لحظه ای و بدون افق و خوش بینی های کاذب پنهانش ساخت. به گمان من بهترین گزینه برای صدای سوم که متأسفانه در لحظه کنونی ضعیف است، اما ارزش آن را دارد که برایش مبارزه و تبلیغ کرد، آنست که بجای ناظر و یا همراه شدن با کشاندن سرنوشت مردم ایران و کشور بدالان تاریک و بی انتهای سلاخ خانه ای بنام قرنطینه طولانی و نظارت فوق العاده توسط قدرت های بزرگ و تا اطلاع ثانوی و نامعلوم، آنهم بدست و امضای دولتی که خود را نماینده کشور و مردم می داند؛ اصل مساله را یعنی پروژه تولید صنتعی سوخت هسته ای را بلاموضوع کرد و رژیم را وادارساخت که از پروژه هسته ای که امروزه بطورجدی به پرتگاهی واقعی تبدیل شده است دست بردارد. چرا که در این میان سرنوشت کشور و مردم ایران نیز رقم می خورد. واقعیت آن است که رژیم نه راه پیش دارد و نه راه پس، اگرپیش برود به قعردره ای بنام قرارگرفتن در قرنطینه و افکندن طوق قیمومیت دولت های بزرگ برگردن مردم ایران خواهد افتاد و اگر پس برود به ناکجاآبادی بنام الگوی کره شمالی که خود به معنی سقوط در جهنمی تحمل ناکردنی است. گذار از چنین دو راهی شوم که رژیم در مقابل ما قرارداده است، بسوی راه سوم هوشیاری و تلاش های بزرگی را می طلبد.
چنین رویکردی البته با خطوط راهبردی جنبش های رهائی بخش، ضدسرمایه داری و جریان ها و نیروهای مخالف تولیدسلاح های هسته ای و یا تولید و مصرف سوخت و انرژی هسته ای و تولیدمعطوف به حفظ محیط زیست انطباق دارد. اصل فاجعه، ناشی از حاکمیت یک نظام بشدت واپسگرا و ضدبشرحاکم برکشور و مقدرات مردم است که ما را باینجا رسانده و به تبع آن انعقاد پیمان های انقیاد آوری که برای نجات خود از گرداب بحرن های خودساخته بدان مبادرت می ورزد. تا مادامی که این هرم سرو ته نشود، همواره انتظارچنین فجایعی از نظام حاکم بر ایران می رود.

Advertisements

Posted on نوامبر 24, 2014, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: