هفت نکته مهمی که بزرگداشت مرتضی پاشائی به اثبات رساند!

روزنامه های رژیم حضوربی سابقه مردم در مراسم تدفین و بزرگداشت مرتضی پاشائی را بی سابقه،غافلگیرانه و باورنکردنی درطی یک دهه اخیر عنوان کرده اند و نسبت به آن چه که در زیرپوست جامعه می گذرد به رژیم هشدارداده اند!  در اینجا نگاهی داریم به هفت نکته مهمی که این حضورگسترده و غافلگیرانه از آن پرده برداری کرد!

ا- قبل از هرچیز این نکته که لایه زیرین رودخانه آن گونه که آب در سطح بیرونی و راکد خود می نماید نیست. با توجه به گستره این تجمعات که فقط ناظر بر تهران نبود و شهرهای متعددی را هم شامل شد بخوبی زمینه های مشترک و ظرفیت سراسری شدن را مشاهده می کنیم. می توان روی این محتوای مشترک و شکنندگی تعادل ناشی از سرکوب، صرفنظر از نحوه و زمان وقوعش، شرط بندی و سرمایه گذاری کرد.

2- بی تردید هنرمند بودن (هنرمندی که آثارش بتواند بازتاب دهنده دردها و خوشحالی ها و آرزوهای مردم باشد و نه جیره خواراربابان قدرت ) و نیز شناخته شدگی وی در سطح جامعه و جوانان داخل کشور، باضافه بیماری کشنده اش در اوج جوانی فی نفسه یک تراژدی است و خود می تواند در شرایط عادی دلیل خوبسنده ای برای تشکیل تجمعات بزرگ باشد و نیازی به دلایل مازاد برای توجیه آن نیست. با این همه در یک جامعه بسته و سرکوب شده و مملو از مطالبات و نارضایتی انباشته شده که هر لحظه در جستجوی روزنه هائی برای خروج و فوران هست، عوامل و انگیزه ها و خشم های نهفته دیگری نیز در این گونه واکنش ها دست اندرکارند که به حرکت مردم ابعاد و معنای گسترده تر و چندوجهی می دهد که به مراتب فراتر از یک حرکت تک وجهی است. سوگواری مردم و انفجارگریه ها و همنوائی نه فقط نشان دهنده سوگ از دست دادن هنرمندی است که این مردم دوستش داشتند، بلکه هم چنین بازتاب حال و احوال خودآنها و فوران درد و رنجی است که مدت هاست در خلوت و سکوت در درون خویش انباشت کرده و مجال و فرصتی برای خروج آن نیافته اند. مردم انگار قرابت و شباهتی بین سرنوشت این هنرمندجوان و سرنوشت خود می بینند! احساس همذات پنداشتن و همسان انگاشتن سرنوشت خود با سرنوشت تراژیک هنرمندجوان و ناکام در اوج شکوفائی اش که صدا و موزیک و شعرهایش بیانگردرد و حال مردم و ترجمان زخم های درونی اشان بود. سوگواری تکان دهنده و جاری شدن اشک های تلخ مردمی البته واقعیت لحظه حاضراست، اما سوی دیگرسکه این واقعیت آنست که مرگ و زندگی نمی توانند باهم قرابت چندانی داشته باشند. وجود وهویت هرکدام از آنها در جنگیدن با یکدیگرمعنا می یابد و اشک های تلخ برآمده از دردهای فروخورده و سرکوب شده امروز می تواند به فوران خشم فروخورده و تعالی بخشیدن به شعله های زندگی، زندگی که در زیرُسم ُستوران مستبدان به نفس تنگی افتاده، تبدیل شود.

3- یک باردیگر این تجربه به اثبات می رسد که در شرایط سرکوب و اختناق که مبارزه مستقیم هزینه های سنگینی دارد و جرقه ها دشواربتوانند به حریق گسترده تبدیل بشوند، حلقه های واسطی که هم بسیج کننده باشند و هم شکل مستقیم سیاسی و رودر روئی نداشته باشند برای آوردن جریان جاری در زیرپوست جامعه به روی صحنه، در حکم کاتالیزورهای مهمی هستند. مردم برای اهدافی که مستقیما سیاسی نیستند با جسارت و گسترده گی بیشتری حضور پیدامی کنند.

4- نقش شبکه های اجتماعی در ایجاد و هماهنگی و پژواک جهانی دادن به این تجمعات باردیگر اهمیت آن ها را در دامن زدن به جنبش ها و هماهنگی و خبررسانی و بویژه در شرایط سرکوب که سازمان و نهادهای متعارف زمین گیرهستند، خاطرنشان ساخت. و یک باردیگر بر این تصوربعضا رایج که گویا شبکه های مجازی جایگزین شبکه های واقعی شده اند مهرابطال زد. در حقیقت شبکه های مجازی و واقعی جایگزین یکدیگرنیستند و رابطه متقابل و مکمل آنها نقش مهمی در گستره جنبش ها دارد. این واقعیت در جنبش اعتراضی 88 و نیز جنبش های بسیاری کشورهای دیگرهم اثبات شده است.

5- برانگیختگی افکارعمومی از فاجعه اسیدپاشی را که بدلیل فشارها و دستگیری ها و تهدیدهای وسیع حاکمان نتوانست آن گونه که لازم بود به شکل اعتراضات گسترده ای که مخاطبش مستقیما رژیم بود (رژیم داعشی و به عنوان متهم اصلی) مجال بروز پیداکند؛ نباید در دامن زدن به ابعادتجمعات اخیر نادیده گرفت. مردم درعین حال فرصتی یافتند که ضمن این همدردی و در پوشش آن حضور و نارضایتی ضمنی خود را به رژیم نشان بدهند. بخصوص که حکومت جمهوری اسلامی در یک افتضاح و واترگیت تاریخی هنوزهم نتوانسته است پس از گذشت یک ماه و اندی و با خیال راحت سناریوی مقبول و محکمه پسندی را در مورد اسیدپاشی های زنجیره ای به خوردعمومی بدهد.

6- حضور خیابانی و حرکت های مستقل مردم بی گمان نقش زیادی در ایجاد اعتماد به نفس و خنثی کردن هراس افکنی و سیاست شوک درمانی رژیم با ارتکاب فاجعه اسیدپاشی دارد. فقدان یا اندک بودن این نوع ابرازوجودها در دانشگاه ها و مدارس و خیابان ها و … که نقش مهمی در تقویت اعتمادبه نفس مردم و تضعیف اعتمادبه نفس رژیم دارد، حلقه های مفقوده شرایط کنونی است. حلقات واسطی که هم چون بستر و کانال های اتصال برای جاری شدن پتانسیل اعماق به سطح جامعه عمل کند. هم چنین این تجمعات و نیز حرکت چندهزارنفری اهالی اصفهان در اعتراض به اسیدپاشی ها، نشان دهنده آنست که مردم امیدی به دولت محلل روحانی و وعده و وعیدهای آن، از جمله در موردمعرفی اسید پاشان واقعی ندارند، و این به نوعی بیانگرعبور آنها از دولت است. در عین حال این پدیده می تواند موجب تشدید تضادهای داخلی حاکمان نیز بشود.

7- یکی از تاکتیک های شناخته شده رژیم مصادره سوژه های مردمی و حرکت های اعتراضی آنهاست. تا بدین ترتیب با فراربه جلو، تقابل مردم با خود را پنهان سازد و بتواند سواربرموج آسیپ پذیری خود را از دیده ها پوشیده نگهدارد. نمونه تلاش مذبوحانه برای مصادره ندا و تلاشی که برای مصادره موسیقی جوان پسندپاپ وهنرمندان آن انجام می دهد از جمله آنهاست. چنانکه در مورد مرتضی پاشائی هم با غافلگیرشدن در برابرموج گسترده حضورخیابانی و همدردی مردم و ناکامی در تلاشی که برای مسکوت گذاشتن و جلوگیری از تجمعات مردم داشت، برآن شد که از طریق خانواده اش پاشائی را هم چون هوادارنظام و مذهب حکومتی جابزند و تجعات مردم را به سودخود مصادره کند. علیرغم این تلاش های مذبوحانه در این عرصه هم چون عرصه های دیگری نبردخزنده ای بین رژیم و مردم حول مصادره و ضدمصادره جریان دارد و دیده ایم که معمولا هم در این نبردها، رژیم طرف بازنده است. چرا که این نوع مصادره ها فقط ظاهری و ریاکارانه بوده و جنبه تبلیغاتی دارد و در عمل دقیقا بدلیل موردتوجه وعلاقه مردم بودن شروع به انواع اقدامات برای جلوگیر از مطرح شدن آنها از جمله انواع تضیقات و کارشکنی ها پیرامون آثار و برگزاری یادبودها می کند. چرا که برای یک رژیم تمامیت خواه که تمامی هم و غمش کنترل جامعه است، هراقدام و تجمع بیرون از خود حتی اگر رنگ و بوی سیاسی هم نداشته باشد، ترسناک و خطرآفرین محسوب می شود! و البته در جامعه انباشته از نارضایتی غلط هم فکر نمی کند و از قضا همین حساسیت های رژیم به این گونه حرکت ها رنگ و بوی سیاسی می دهد.
بهرحال این تجربه یک باردیگر واقعیت ظرفیت اعتراضی جامعه و اهمیت حلقه های واسط برای به حرکت در آوردن نارضایتی و خشم پنهان و انباشته شده در زیرپوست جامعه به سطح آن را نشان می دهد. پتانسیلی که روزنامه عصر ایران نسبت به آن به عنوان خطرجاری شدن سیل به زمامداران هشدارمی دهد!*2

www.taghi-roozbeh.blogspot.com

*2- عصرایران: دونکته درباره تجمعات مردم: زیرپوست جامعه زندگی دیگری جریان دارد!

Posted on نوامبر 19, 2014, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: