حجاب هم چون نمادکنترل جامعه و شوک درمانی اسیدپاشی!

برای رژیم جمهوری اسلامی که از درون به تمام معنا گندیده و فاسد شده است، اما نمایش ظاهری حاکمیت اسلام و شئونات آن، تنها چیزی که می تواند روی آن مانوربدهد، برای نشان دادن اقتدار و سلطه اش اهمیت زیادی دارد. تحمیل حجاب و درجه رعایت آن، نمادی مشهود از میزان سلطه احکام اسلام نه فقط برنیمی از جامعه که بر کل آن است. برعکس «بدحجابی» و بطریق اولی فرایندکشف حجاب که تک جوش هائی از آن دیده می شود، با توجه به نمود و مشهودبودنش از مهمترین نشانه های ریزش سلطه اسلام و اقتدارحاکمیت است. در حقیقت نبردتن به تن اسلام و سکولاریسم که در تمامی سطوح ریز و درشت جامعه ایران حتی به قول سران نظام در حوزه های دینی نیز جریان دارد (حامیان جدائی دین از حکومت)، در انظارعمومی خود را در کشاکش بین حجاب برتر و بی حجابی برتر نشان می دهد و دماسنجی است از پیروزی و شکست این یا آن. روندفراگیر»بدحجابی» و روندانکشاف آن از نظررژیم در حکم تیرخلاص به نظام و مرگ آن هم چون یک نظام اسلامی است. حاکمیت از اسلام و احکام آن هم چون ابزاری مفید و مؤثر برای حفظ و تحکیم سلطه خود و اعمال قدرت مشرف بر زندگی احادمردم ایران بهره می گیرد. مکانیزم اعمال قدرت، در تناسب با رشد نافرمانی جامعه و مشخصا زنان از الگوها و باید و نبایدهای نظام به سوی استفاده بیشتر از زورمستقیم و مکانیزم های سخت افزاری حرکت می کند. اعمال سلطه همواره مستلزم یکدست سازی هنجارهای فکری و فرهنگی و سبک زندگی و از جمله نوع پوشش و حجاب است. باین ترتیب با سرکوب هرنوع تعین و تکینه گی، و قالب بندی آنها می توان با کشتن تمایلات آزادانسانها و تبدیل کردنشان به شیئی ها و امت یکدست و مطیع، برقدرت خویشتن افزود. تمرکز برنحوه حجاب و بگیرو به بند به معنی رؤیت پذیرکردن نافرمانی ها و مقاومت های نهفته در افرادجامعه (و زنان) و سرکوب کردن سیستماتیک آنهاست. هنجارسازی ها، شئی گشتگی همواره یکی از ابزارهای منقاد و مطیع سازی قدرت است اما این پدیده در ایران با ویژگی یک دولت تمامیت خواه مذهبی و مداخله گر در همه حوزه های زندگی، مذهبی با عیاربالای کاربردسخت افزاری و قهقر و خشونت مستقیم از مشخصات عمده آن است. باین دلایل جنبش زنان و جنبش ولوخزنده ضدحجاب در تیررس جنگ اسلام و سکولاریسم و جبهه مقاومت قرارگرفته است. رژیم برای آنکه طرح آمرین به معروف و ناهیان از منکر از همان بدوتولد مرده به دنیا نیاید، نیازبه هراس افکنی و شوک بزرگی دارد که اسیدپاشان و نیروهای گمنام نظام که البته در اصفهان هم کم نیستند، بخوبی قادربوده اند که این وظیفه را انجام بدهند، بدون آن که نظام و مقامات رسمی مسئولیت آن را به عهده بگیرند، و در بهترین حالت هم اگرناچارشوند با سرشکن کردن آن برسریک یا چند بخت برگشته، سروته قضیه را بهم می رسانند و هورا کشان خود را قهرمان دادهم نشان دهند. آری در جامعه پای به زنجیره شده، لنگ ترین آدم ها می توانند خود را قهرمانان بزرگی به پندارند!

Advertisements

Posted on اکتبر 30, 2014, in Uncategorized. Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: