دلایل و ظرفیت پیشروی داعش چیست و تاچه میزان است ؟

چندین هفته است که نبردی نابرابر در برابرچشم جهانیان جاری است و نهادها و قدرت های بزرگ که خود را متولی نظم جهانی می دانند، اعم از آمریکا و فرانسه و بانکی مون و..عملاآچمزشدگی خود را به نمایش می گذارند و بجای پیشگیری دایما از خطرسقوط شهرسخن می گویند. و این درحالی است که نیروهای داعش مجهز به سلاح های سنگین و امکانات مالی بدست آمده  از صفوف متحدان آمریکا درمنطقه  هستند و سازمان یافته تر و با عزمی قاطع برای پیشروی و تصرف این شهرکلیدی و مهمتر از همه مجهز به سودای هیجان انگیزتأسیس امپراطوری دولت اسلامی و اعمال خشونت کامل به پیشروی خود ادامه می دهند. حمایت کشورهای منطقه پیش کش! اگر مانع تراشی نکنند بهترین خدمت را به عمل آورده اند! و این درحالی است که ظهور و عروج داعش یک معضل فرامحلی بوده و به عنوان وجهی از بحران منطقه ای و جهانی محسوب می شود، چنانکه پس لرزه های آن اکنون دامنگیرترکیه هم شده و حتی فراترازآن به اروپا هم چون آلمان و برخی دیگر از شهرهای اروپا هم رسیده است.
ظاهرا نوشداروی تهیه شده در غرب قراراست پس از مرگ سهراب روانه گردد!. کری می گوید کوبای نحات کوبانی استراتژی و در اولویت مانیست. در این میان همه چشم ها به نقدترین و آماده ترین نیروی مؤثر و معتمد و نزدیک به جبهه یعنی دولت ترکیه دوخته شده است که خودعابد و زاهدیک شبه است و تا همین دیروز هم برطبل سیاستی مغایرسیاست کنونی می کوبید. نخست وزیرفرانسه هم از مذاکرات فوری با دولت ترکیه حول این ضرورت سخن گفته است. کردهای منطقه و کردستان هم به دولت ترکیه برای مداخله و نجات شهردر حال سقوط فشار وارد می آورند. با این همه دولت ترکیه بنا به ملاحظات متعدد و از جمله نگرانی از عواقب اعلام جنگ مستقیم و رودررو با داعش و پی آمدهای آن نظیرعملیات انتحاری و خطرفرورفتن در باتلاق جنگ- جنگی طولانی که برخی مقامات غربی آن را حتی سی سال ارزبابی می کنند!- و نیز بدلیل نگرانیش از تقویت جبهه کردها و پ کا کا تمایلی به مداخله ندارد و هشدارایران هم به ترکیه در ورود به خاک سوریه که پس از تصویب اجازه مداخله در پارلمان ترکیه صورت گرفت، مزید برعلت است. با این همه از نگاه بسیاری تنها شانس باقی مانده برای نجات شهر در دقیقه 90، ورود نیروهای نظامی ترکیه آن هم زیرفشارافکارعمومی و نیز فشار و وعده ووعیدهای ناتو به ترکیه است. برای اعضاء ناتو یکی از جبهه های مقدم و اصلی در مقابله باداعش دولت ترکیه است و از همین رو فشارزیادی برای انطباق سیاست های آن با شرایط جدید پس از پیشروی های داعش برای پیوستن و حضورفعال درجبهه ضدداعش به عمل آورده اند. چنان که اعتراضات گسترده در داخل ترکیه به دلیل انفعال و بی عملی دولت ترکیه و ممانعتش از پیوستن داوطلبان کرد به جبهه و نیز اعتراض کردها (و غیرکرد ها) در سایرنقاط جهان و از جمله ایران نسبت به این رویکرددولت ترکیه و نیز نظاره گری جامعه جهانی گواه آن است.
ظهورو عروج داعش که هم چون قدرت های اشغالگرعمل می کند، بیش از هرعاملی به این خلاء قدرت و البته بهره برداری از نارضایتی و شکست دولت های بزرگ برمی گردد. خلائی که موجب بروزحباب سیاسی هم چون داعش شده است. تا مادامیکه این خلاء پرنشود در توازن قوای کنونی از پیشروی این نیرو گریزی نیست. داعش را می توان یک «رخداد» در وجه منفی یعنی یک «رخدادمنفی» هم چون 11 سپتامبر و البته فرارتر از آن دانست که در آئینه آن می توان به وضوح بسیاری از ضعف ها و بحران های بدن بیمار منطقه و جهان از چپ تا راست را که پرداختن به آن ها مجال دیگری می طلبد، مشاهده کرد.

با این همه از منظررویکردسوم، این رشدحباب گونه که اساسا متبی براشغال و ایلغاراست، علیرغم پیشروی های سریع قادربه استمرار و تثبیت موقعیت خود نخواهد بود.چرا که اولا به جای استقبال وحمایت های توده ای مردمان منطقه با دریائی از نفرت وآوارگی گسترده آنها مواجه هستند واساسا کاربردخشونت عریان آن روی سکه فقدان پایگاه و نفوذگسترده توده ای است و لااقل در جهان امروزحکومت برخاک و قلمروبدون شهروند و یا شماری از شهروندان آکنده از نفرت قابل دوام نیست و ثانیا منافع استراتژیک قدرت های بزرگ در خالی کردن باداین حباب است که خود درآستین اشان پرورانده اند و ثالثا با گذرزمان استقرار و نهادینه شدن بیش از پیش آن را رؤیت و آسیب پذیرتر خواهد کرد.
و خلاصه آنکه این توارن بهم ریخته کنونی بیانگر و بازتاب دهنده توازن پایدار و درازمدت منطقه نیست و لاجرم با تغییرناگزیرآن، زمان عقب نشینی ها شروع خواهد شد، گرچه بنیادگرائی و»تروریسم» که از آبشخورهای نظم غیرعادلانه جهان کنونی و منطقه تغدیه می کند را الزاما نباید معادل داعش دانست و تضعیف یا حتی نابودی داعش به معنی نابودی آن نیست. در چنین راستائی نیروهای پیشرو و آزادیخواه و برابری طلب، باید بتوانند با تقویت صفوف همبستگی و مداخله فعال در روندها و فروپاشندن این حباب سیاسی و افشاء عملکردقدرت ها و بدیل های دیگر و دلایل سترونی آنها، مهر و نشان خود را بر تحولات منطقه و جوامع آن بسوی آزادی و رهائی حک کنند. راهی است دشوار، اما با توجه به شکست بدیل های دیگر و نیزخوابیدن بادداعش چه بسا فرصت های دیگری سر برآورند و یا اگر دقیق تربگوئیم چه بسا بتوان فرصت های دیگری آفرید. اگر بحران جهانی و منطقه چنان اشباع است که در غیاب بدیل های مترقی، موجب به میدان آمدن نیروهای مرتجعی چون داعش ها می گردد، چرا نتواند موجب ظهور و عروج»رخدادهای مثبت»و بهره برداری جنبش ها و نیروهای مترقی نگردد. تشدید روندبحران های جهانی حاکم بر سیاره ما چه بسا آبستن فرصت ها و رخدادهائی از نوع دیگر و معطوف به جهانی دیگرهم باشد! اما فرصت ها، بدون فاعل تاریخی یعنی آمادگی جنبش ها و نیروهای اجتماعی پیشرو به بادمی روند.

Posted on اکتبر 9, 2014, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: