نگرانی از افزایش امامزاده های قلابی!

به نظرمیرسد که هیچ چیز رسواکننده تراز داستان تکثیرامام زاده های دورغین و دکان شدن مذهب را برملاء و افشاء نمی کند. وقتی دامنه تقلب و جعل به خود دین و امام زاده ها می رسد، معلوم می شودکه میوه چنان گندیده است که باید کمپلت دورانداخته شود!آش چنان شورشده است که اخیرا یکی از سایت های اصول گرا نسبت به افزایش تعدادامامزاده ها ابرازنگرانی کرده و نوشته است، اوایل انقلاب تعدادامامزاده ها 1500 تا بوده است و اکنون به 10 هزارو 500 تن رسیده است که هرسال تقریبا 300 عدد برتعدادشان افزوده می شود! [بعضی از آنها خیلی امروزی و آلامدهستند و اسامی و آلقاب آنها تقلبی بودنشان را لومی دهد و نیازی به تحقیقات تاریخی و علم انساب هم نیست!) از قدیم گفته اند که هرچیز بگندد نمکش می زنند و ای بحالی که بگندد نمک! البته اگر مداخل و درآمدهای این دکان داران را درنظربگیریم، خواهیم دید که جعل امام زاده زیادهم تعجب آورنیست. چرا که تأسیس هر امام زاده به معنی گشودن بنگاهی پرآب و نان و بی دردسر برای متولیان مذهب و صاحبان قدرت است که با داشتن رانت قدسی و آسمانی بدون پرداختن مالیات و داشتن حساب و کتاب به نان و نوای پرچرب و چیلی می رسند. چنانکه مدتی پیش یکی از اعضاء کمیسیون برنامه و بودجه از سازمان اوقاف به عنوان زمین خواربزرگ نام برد.
نباید فراموش کرد که با ایجاد و رونق دادن دکان مذهب می توان با یک تیردونشان زد: هم جیب مردم را خالی کرد و هم عقلشان را به یغما برد! بدون آنکه نیازی به مأموروصول و تهدیدهای اضافی و مستقیم باشد. چه چیزی برای صاحبان قدرت و ثروت بهتر از خالی کردن جیب و تهی کردن مغزبطوردواطلبانه!
همان سایت می نویسد: در ایران یک میلیون و ۲۰۰ هزار رقبه٬ ۱۲۸ هزار موقوفه٬ هشت هزار و ۱۵۱ بقعه، 10 هزارامامزاده وجود دارد که هیچ اطلاعی از نحوه اداره و درآمدآن‌ها نیست.
امامزاده‌ها و بقاع متبرکه و دارایی‌های وقفی یکی از مهم‌ترین منابع درآمدی سازمان اوقاف محسوب می‌شود.
خوب! این همه طنرتاریخ است که روحانیان و متولیان مذهب که با ادعای تقویت باورها و ایمان مردم به مذهب به قدرت دست اندازی کردند، اکنون سرجمع بیلانشان پس از چندین دهه نشان می دهد که علیرغم تلاش بی وقفه در اشاعه خرافات و آموزه های مذهبی آنهم با ارتجاعی ترین روایت ها، اما نهایتا با فرونشستن گرد و خاک ها، معلوم شده است که آن ها میلیاردها میلیارد هم ثروت های اجتماعی و متعلق به جامعه را و هم ایمان مردم را تواما به تاراج برده اند و اکنون با نسل جدیدی مواجه اند که کوچکترین اعتقادی به باورها و بافته های آنها ندارد. به یک معنا خودحاکمیت درکسوت دین و حاکمیت اسلام ناخواسته بیشترین سهم را برای سکولاریزه کردن جامعه و البته سست کردن پایگاه وجودی خود و نهایتا فروپاشی قطعی خود فراهم آورده اند. گوئی وقتی نیروهای واپس گرا جان سختی بیش از حدی نشان می دهند، تاریخ گاهی برای رهائی از شرآنها وظیفه پیشروی و نقب زدن به جلو را به دوش خود این نیروهای مرتجع می گذارد تا زمینه های نابودی خویشتن را بدست خود آنها فراهم آورد بطوری که در وزش تندبادی از سوی جامعه به گور تاریخی خود رجعت کنند!
*-
http://www.digarban.com/node/19778

Posted on سپتامبر 27, 2014, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: