یورشی که به تف سربالا تبدیل شد!

رسوائی نوازش های فقیهانه!
تغییررئیس زندان درحکم یک عقب نشینی مفتضحانه و بیادماندنی رژیم! تا اینجا یک به هیچ به سو جبهه مقاومت ! نظام قضائی جمهوری اسلامی که با یک دوجین کارگزاریکی از دیگری مرتجع ترِ دست نشانده رهبر اداره می شود، دستگاه رسوائی که زمانی حتی فردنظرکرده ای چون شاهرودی میراث تحویل گرفته از محمد یزدی رئیس قوه قضائیه پیش از خود را یک ویرانه نامیده بود، اکنون در یکی از بدترین و رسواترین دوره های حیات خود بسرمی برد. آخرین رسوائی این نهاد که به تف سربالائی برای آنها و کل رژیم تبدیل شد شکست تهاجمی بود که آنها با سودای زهرگرفتن از جامعه و بویژه فعالان اجتماعی صورت داده بودند که به سرعت درپی مقاومت درخشان زندانیان و افشاگری های جانانه خانواده ها و خبررسانی رسانه ها بازتاب سنگین جهانی پیداکرد. این پژواک آنقدرنیرومند بود که جمهوری اسلامی را واداشت به سرعت آنهم دربدترین شرایط ممکنه دست به تعویض مهره ای دست بزند که دروغ وقیحانه انکار واقعه را آنهم درعصرارتباطات بهمراه اعتراف به هدف ضبط وسائل و ارتباطی زندان با بیرون و قطع اطلاع رسانی را با افتخار بازگومی کرد. بی خبراز آن که امروزه قرارگرفتن «تلنگرهای فقیهانه» در برابررسانه های جهانی می تواند بساط هردیکتاتوری را به لرزه اندازد و چنین نیزشد. تلاش مذبوحانه اژه ای و یا رئیس قوه قضائیه هم مبنی برارتقاء مقام برکنارشده به پست بالاتر برای پوشاندن این عقب نشینی و مهمتر ازآن توقف موج فزاینده اعتراض ها را تنها باید مزاحی به شمارآورد که پوزخندعمومی را به همراه دارد
موج گسترش اعتراض با فشاربه دولت برای موضع گیری و درخواست استعفاء وزیرجنایب پیشه دادگستری همراه شده است و می تواند برخلاف سودای سناریوسازان رژیم موجب تقویت جومقاومت و گسترش اعتراضات گردد.

همانطورکه درمقاله تعرض ارتجاع حاکم را به شهروندان درهم بشکنیم!* آمده هدف رژیم آن است که به موازات گشایش درمناسبات خارجی برای رفع فشارهای تحریمی فضای سیاسی و اجتماعی داخل را منقبض نگهداشته و اجازه ندهد که گشایشی در اوضاع داخل کشور بوجود بیاید تا حاکمیت بتواند از این گردنه خطرناک به اصطلاح با سلامت بگذرد. اما برای مبارزان و کنشگران اجتماعی گشایش مناسبات خارجی بدون گشایش فضای داخلی و گسترش آزادی و بسط عدالت اجتماعی بی معناست.
زمانی که خمینی و سردمداران رژیم اسلامی از رسانه های خارج برای انتشارمواضع خود بهره کافی می بردند آنها البته رسانه های ضدانقلابی نبودند، اما وقتی برخرمراد یعنی بدست گرفتن سکان قدرت نائل آمدند، همین رسانه ها وقتی صدای اعتراض مردم را بازتاب می دهند به رسانه های ضدانقلابی تبدیل می شوند.
از دیگر نکات جالب رویداد اخیرحمله به زندانیان برجسته شدن شکاف های درونی جامعه و قطب بندی های آن است. در یکسو قوه قضائیه و نهادهائی چون صدا و سیما و خبرگزاری فارس و رسانه هائی چون کیهان و… یعنی اقلیت نیروی افراطی و سرکوبگر قرارداشتند و ازسوی دیگر افکارعمومی وابسته به اکثریت ناراضی جامعه و فعالان اجتماعی و رسانه های مخالف جناح حاکم، و البته دراین میانه دولتی پرمدعا و خنثی و قرارگرفته در زیرفشاراین افکارعمومی برای ابرازواکنش مساعدتر.

از همین رو این حرکت را کلا باید در راستای تقویت و شکل گیری جامعه مدنی و تقویت بسترجنبش اجتماعی دانست. درعین حال باید آن را تنها یگ گام اولیه پیروی به شمارآورد و اجازه نداد که ترفندهای حاکمیت و یا میانه گیری نیروهای بینابینی چاشنی پیشروی آن را بیرون بکشند.
بطورکلی رژیم دریکی از سخترین دوره های بحرانی و تلاش برای عبورازآن بسرمی برد و نقش آفریینی مستقلانه و سنجیده نیروهای آزادیخواه و عدالت طلب درچنین برهه ای اهمیت ویژه دارد.
*-
https://roozbe.wordpress.com/2014/04/21/baraye-dar-ham-shekastan/#more-1295

Advertisements

Posted on آوریل 23, 2014, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: