جامعه چندپاره و نیاز به یک استراتژی چندوجهی!

مدافعان آزادی و برابری نیاز به یک استراتژی چند وجهی دارند که ضمن وفاداری به اهداف کلان  و رهائی بخش و  پیشروی به بدان سو، با در نظرگرفتن واقعیت چندپاره جامعه بتوانند در یک حرکت متوازن و قوام بخش پایه های یک جنبش سراسری نیرومند و درعین حال چندگونه را بسهم خود شالوده ریزی کنند. در این رابطه علاوه برشکاف های درونی حاکمیت و شکاف های بین المللی، باید به شکاف های درونی جامعه و و ایجاد رابطه سازنده بین آنها بخصوص در قبال حاکمیت نیز برخورد سنجیده ای داشته باشیم. در این مورد شهروندان و عموم مردم ناراضی از نظام حاکم، تحت شرایط موازنه قوای موجود، عموما به دو رویکرد در برابررژیم (که خودش برای دامن زدن به آن به انواع ترفندها و تاکتیک ها متوسل می شود) مبادرت می ورزند: بخش آگاه تر و رزمنده ترجامعه درحدتوان خود به کنش و مبارزه مستقیم با تمامیت رژیم وعلیه هرگونه اغواگری و وسوسه شدن در برابر آن مبادرت می ورزد. اما بخش بزرگتری به اعتراض های خزنده و غیرمستقیم و بهره گیری از سازوکارهای رژیم و از جمله تقویت و یا تضعیف این یا آن جناح در درون سیستم بامید گشوده شدن فضاهای تازه ولو جزئی برای تغییر بسنده می کند. نحوه برخورد با این شکاف برای مدافعان شکل گیری یک جنبش گسترده علیه استبدادحاکم و خنثی کردن ترفندهای حاکمیت واجداهمیت است. در این مورد نحوه مواجهه بخش آگاه ترجامعه با بخش های خزنده مستلزم یک سیاست دو وجهی مکمل و همسازبا اهداف کلان و معطوف به تقویت پایگاه اجتماعی جنبش می باشد. آنها ضمن پیشبردسیاست ها و تاکتیک اخص موردباورخود و بی آن که از آن کوتاه بیایند و خود را درصفوف مدافعان حرکت خزنده منحل کنند، اما در برخورد با آنها لازم نیست یک سیاست سکتاریستی که عملا موجب تشدید شکاف درصفوف مردم و به سودرژیم تمام خواهد شد مبادرت ورزند. آنها با در نظرگرفتن آن جنبه های اعتراضی نهفته درحرکت خزنده بخش هائی ازجامعه که مصداق یک بستر و رویائی متفاوت و لاجرم واجدهم پوشانی شکننده و موقت است و از قضا بخش هائی از صفوف زحمتکشان و استثمارشوندگان را هم در برمی گیرد، ضمن نقدمحدویت ها و سوء استفاده های رژیم و یا جناحی از آن و تلاش برای زدودن توهم و تردید و کم افقی، و ارتقاء آن ها در بسترتجربه زنده خود جوانان و بخش های دیگرجمعیت، از برخوردسکتاریستی و راندن آن ها به صفوف دشمن و یا همسان انگاشتن مواضع آنها با مواضع اصلاح طلبان حکومتی اجتناب ورزند. نمونه این دو رویکرد را ما در مورد»انتخابات» و سیاست تحریم داشتیم که بخش گسترده ای ازجامعه ناراضی و عموما معترض نهایتا ترجیج دادند که بجای تحریم رژیم از طریق دامن زدن به شکاف های درونی آن عمل کنند. این رویکرد بدرستی از سوی بخش آگاه تر و مصمم تری که قائل به تحریم»انتخابات» بود مورد نقد و انتقاد قرارگرفته است. نمونه اخیرمشارکت بخشی از هنرمندان غیروابسته در مراسم دولتی*، در کناربرخوردانتقادی ِ به حق کانون نویسندگان به آن و یا انتقادبه دعوت وزیرارشاد برای پوست اندازی کانون نویسندگان و تأکید برحضورمستقل، جلوه ای از این دوریکردهستند. انجام کنش های مستقل از یکسو و ایجاد رابطه سازنده مبتنی برنقدمحدودیت های حرکت خزنده باهدف ارتقاء تاحدممکن آن به حرکت مستقیم و درجهت تحکیم صفوف مردم ناراضی، گام مهمی در جهت استراتژی چندوجهی و معطوف به برطرف سازی گسست های درونی جنبش و منزوی ساختن کامل رژیم است. اگر در نظربگیریم که لااقل یکی از دلایل مهم قرارگرفتن بخش هائی از ناراضیان در صفوف حرکت خزنده به ناکامی های گذشته و فقدان افق روشن و استیصال ناشی از فشارهای فرساینده حاکمیت مربوط می شود، و این را درنظربگیریم که هرتجربه توده ای به سهم خود زمنیه های فراتررفتن را در بطن خود می پروراند (مثل سال 88 از رأی من کو تا رأی من را پس بده )، آنگاه به اهمیت برخوردسازنده و استراتژی جندوجهی پی خواهیم برد.

حضورچالش برانگیزهنرمندان درسخنرانی روحانی:
http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2014/01/blog-post_15.html#more

 

Advertisements

Posted on آوریل 2, 2014, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: