اینجا مجلس است یا پادگان؟!

معمولا پارلمان ها حتی درحکومت های استبدادی هم سعی می کنند ولو درظاهر و در مقام سخن و ادعا، ویترین باصطلاح دموکراسی باشند. خودی بیارایند و در شرایطی که دموکراسی به یک ارزش  جهان شمول تبدیل شده است، سپربلائی باشند برای نظام های استبدادی، و ملجائی برای دفاع از مطالبات و شکایتاحادمردم. اما درجمهوری اسلامی خلاف آن جریان دارد: این مجلس است که یقه وزیرعلوم را می گیرد که چرا شماری از دانشجویان ستاره دار و رانده شده از دانشگاه ها را مجددا به دانشگاه ها راه داده است. چرا شماری از اساتید اخراج شده  و یا بازنشسته کرده را مجددا به کار دعوت کرده است. چرا به دانشجویان اجازه تجمع و تشکل  و انتشارنشریه و غیره ذالک داده می شود و یا چرا وزیرفلان افراد نامطلوب از نظرمجلس را  به مشاوران و همکاران خودبرگزیده است. عین همین بی وقاحتی   عریان»پارلمان اسلامی» در مورددیدارهیأت پارلمانی اتحادیه اروپا با نرگس محمدی و جعفرپناهی و … و بازخواست سایرمقامات اجرائی درمورد آن نیزدیده می شود. در مورد گشایش  روزنامه ها و یا  تلطیف فیلترینگ هم همین تحرکات وجود دارد. عملا تمامی کارمجلس در طی این سه ماهه اول به احضارپی در پی وزیران به مجلس و تهدید به طرح سوال علنی و یا استیضاح سپری شده است. درحقیقت پارلمان درمقام قانون گذار عملا خود را به مقام یک ارگان اجرائی موازی قوه مجریه تبدیل  کرده است. حتی مصوبات شورای انقلاب فرهنگی دال برعدم ورود مجلس و یا نهادهای دیگر به حوزه تصممیات این نهاد و به عرصه وظایف هیئت ها گزینش دانشگاهی نیزن توانسته است از ولع مجلس در ورود به این عرصه ها و بطورمشخص  ممانعت از ورود دانشجویان ستاره دار بکاهد.

روشن است که هیچ نماینده ای اگر واقعا نماینده باشد یعنی تکیه بر آراء موکلان خود داشته باشد نمی تواند چنین رفتاری را پیشه کند، مگرکسانی  که گزینش خود را مدیون نهادهای انتصابی چون شورای نگهبان  باشند. لاجرم آنها برای حفظ و ابقاء  و بازتولید موقعیت و برخورداری کنونی اشان  در دوره بعدی عزم جزم کرده اند که با شکل گیری وضعیت بزعم آنها نامطلوبی که امکان گزینشی از نوع انتصابی را بزیرسوال برد، به مقابله برخیزند. باین سان دوقوه مقننه و قضائیه را عملا به سنگرمخالفت و مقاومت دربرابرهرنوع  تغییرو تحول ولو جزئی در فضای بسته و اختناقی جامعه تبدیل کرده اند و هرروز بیش از پیش کارشکنی می کنند.

درچنین فضائی است که طرح ضرورت انحلال مجلس دست نشانده روز بروز پژواک گسترده ای پیدا می کند و چه بسا بتدریج به یکی از مطالبات عمومی تبدیل شود. فراگیرشدن چنین مطالبه ای تنها اهرمی است که می تواند مجلس دست نشانده کنونی را از تبدیل شدن بیش از پیش به سنگرضدیت با هرگونه گشایش درفضای اجتماعی و محیط های دانشگاهی و کاهش سانسور و یا آزادی زندانیان سیاسی، کاهش نقض حقوق بشر و امثال آن بازدارد و درعین حال مانعی باشد در برابرشکل گیری مجلس دست نشانده بعدی.

Advertisements

Posted on دسامبر 25, 2013, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: