دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»

سرمایه داری با چهره عریان و نئولیبرالیستی،  پاپ را هم خشمگین می سازد!

اخیرا پاپ فرانسیس  رهبرکاتولیک های جهان  از سوی محافظه کاران آمریکائی و از جمله حریان تی پارتی به داشتن افکارخالص مارکسیستی و ضدیت با سرمایه داری متهم شده است. این حملات در شرایطی صورت می گیرد که پاپ مدتی پیش دربیانیه مفصلی که باید آن را مانیفست جدید کلیسا نامید،  به ناعدالتی ها و نابرابریهای موجود در نظام سرمایه داری که انسان ها را به کشتن می دهد متهم ساخت. او نظام سرمایه درای را یک نظام مستبدی که ساختارنابرابری را بین جوامع انسانی و درون جوامع انسانی خوانده است.

گرچه اتلاق مارکسیست به رهبرمذهبی کاتولیک های جهان بدور از واقع بوده  و یاوه گوئی  است و اساسا در نطام سلسه مراتب کلیسا امکان این که  کسی با داشتن مواضع رادیکال مارکسیستی و ضدسرمایه داری بتواند  از آن عبورکند وجود ندارد. اما از دیرباز  در منطق سرمایه داری آمریکا بویژه بخش محافظه کاران انگ شناخته شده ای وجود دارد  که می تواند به سهولت برپیشانی هرکس و هرتنابنده ای که بخود جرئت بدهد  که به نظام سرمایه داری چپ نگاه کند و نسبت به آن اسائه ادب نماید، کوبیده شود.  حتی شبیه این نوع مارک زدن ها زمانی به اوباما که طبق وعده های انتخاباتی اش در مورد افزایش مالیات ثروتمندان وتأمین بیمه های اجتماعی برای بیش از چهل میلیون آمریکائی فاقد بیمه پای می فشرد، و یا ازخطردوقطبی شدن جامعه آمریکا و نابودی طبقه متوسط سخن می گفت  نیز مورد استفاده قرارمی گرفت. با این همه در این که اوباما سکاندارنظام سرمایه داری بوده و از کلیت آن دفاع می کند هیچ کس تردیدی  نداشت. واقعیت آن است که قدمت این نوع ادعاهای بی پایه از زمان گرته برداری سرمایه داری از سوسیالیسم – که دولت رفاه از مهمترین نوع آن بشمارمی رود- برای بیمه کردن عمرسرمایه داری از دیربازمعمول بوده است.

پاسخ  پاپ به این اتهامات هم درنوع خود جالب است. او در واکنش به ادعاهائی که او را مارکسیست خوانده است ضمن تأکیدمجدد برانتقادهای خود از نظام سرمایه داری و  نابرابری های برآمده ازآن  درعین حال گفته است گرچه او مارکسیست نیست و دارد نظریه اجتماعی کلیسای کاتولیک را بیان می کند، اما مارکسیست بودن را جرم هم نمی داند، چرا که  در طول زندگی خود انسان های مارکسیست خوب زیادی را دیده است

البته  نحوه برخورد پاپ فرانسیس با سرمایه داری و مارکسیسم که این چنین  خشم کلان سرمایه داری محافظه کار را برانگیخته است، در کلیسای رسمی کاتولیک که درگذشته  متحد تنگاتنگ قدرت های سرمایه داری بشمارمی رفته است  تازگی دارد. درمورد ریشه های این نوع  رویکرد پاپ که از همان اول  برخلاف رسم رایج  عنوان فرانسیس را  نیز به گونه ای دیگربرگزید، سه نکته را نباید نادیده گرفت:

نکته نخست آن که او  نخستین پاپ غیراروپائی است  که پس از 1200 سال  به مقام پاپی رسیده است و هم چنین او فردی است از آمریکای لاتین ( از آرژانتین، همانجائی که چه گوارا هم از آن جا برخاسته است). منطقه ای که بیش از هرجائی مهدجنبش های ضدسرمایه داری بوده است.  و آن چه که الهیات رهائی بخش خوانده می شود، نیز درمیان  جامعه کشیشان و مذهبی های آن خطه  سابقه دارد.

دومین نکته آن است که بحران اقتصادی  و طولانی سرمایه داری درطی سالهای اخیرباردیگر پرده از چهره واقعی نظام های حاکم برداشته و اعمال سیاست های فقرآفرین و ریاضت کشانه اقتصادی که گریبانگیرایتالیا کشور مقرواتیکان هم شده، بهمراه نارضایتی گسترده مردم از وضع موجود  بیدادمی کند. وضعیت که عمومی جهانی که در آن جنگ و سودای اسلحه و تنازع بقاء و سود و تجارت حرف اول را می زند. سرمایه داری با چهره خشن و ناانسانی نئولییرالیستی خود دیگر قادر به دلبری نیست. ناگفته نماند که همراه رشدگرایش نارضایتی درمیان مردم اروپا و سایرکشورهای غربی علیه نظام سرمایه داری، کلیسا هم برای آن که حوزه نفوذ خود را در جامعه و اکثریت بزرگی از مردم از دست  ندهد خود را ناگزیرمی بیند که به نحوی این دگرگونی ها را درخود جذب کند. اگربفرض این تصورات صرفا گرایش فردی پاپ بود و در بدنه  کلیسا نفوذی نداشت، نه سرمایه داران هراسان می شند و نه پاپ هرگزمی توانست این پست را بدست بیاورد. بخصوص اگر درنظربگیریم که  انعطاف و یا رویکرد پاپ فرانسیس  فقط درمورد فقر و حمایت از فقرا نیست بلکه در عرصه های دیگری که در کلیسا همواره تابو محسوب می شده است نظیر برخورد با دگرباشان جنسی و طلاق و نظایرآن نیز  کمابیش متفاوت است.

و بالآخره سومین عامل را باید ابعاد فساد و رسوائی های اخلاقی وغیراخلاقی سالهای اخیر کلیسا  دانست که  براعتمادعمومی مسیحیان جهان به نهاد کلیسا خدشه جدی وارد ساخته و از دامنه نفوذ و  باورپذیری عمومی مذهب و نهادهای مذهبی کاسته است. تلاش پاپ جدید را باید درعین حال کوششی  برای جبران این افول و بازیابی نفوذ و تقویت پایگاه اجتماعی کلیسا و مذهب دانست.

بطورکلی اختلاف و شکاف بین پاپ و حارترین بخش های نظام سرمایه داری درعین حال بیانگران است که سرمایه داری برای دنبال کردن سودخود  با هیچ کس، حتی با خدا و مسیح و اخلاق  هم رودربایستی نداشته و اگرلازم باشد به سهولت پاپ مقدس خود را نیز به اتهاماتی چون مارکسیست و ضدسرمایه متهم می کند.

http://www.radiofarda.com/content/f4_pop_francis_attitude_controversial/25202528.html

Posted on دسامبر 18, 2013, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: