وقتی رفسنجانی هئیت پارلمانی اروپا را به دنبال نخودسیاه می فرستد!

در دیداری که اعضای هیئت با رئیس تشخیص مصلحت نظام داشتند در پاسخ به پرسش پیرامون وضعیت حقوق بشر درایران گفت:

گفت: سند روشن ما در حقوق بشر، قانون اساسی بسیار مترقی ماست که پیشنهاد می‌کنیم  برای یکبار هم که شده  این قانون توسط اروپایی‌ها مطالعه شود. او همچنین به تضاد گفتار و رفتارحقوق بشرغربی ها را مورد انتقاد قرارداد.

رفسنجانی وقتی خود را به کوچه علی چپ می زند و   این سخن را درشرایطی می گوید که سرانه اعدام ها درایران رتبه اول را تشکیل می دهد. قانون اساسی هم با همه اصول ضدبشری اش هم چون ولایت مطلقه و احکام شرعی، اما بدلیل برخی تعارفات ظاهریش درمورد حقوق شهروندان از همان بدوتولد مرده بدنیا آمد و جز کاغذپاره ای برای قراردادن آن در ویترین جمهوری اسلامی و هم چون برگ انجیری برای پوشاندن چهره واقعی نظام و باندهای قدرت نبوده است. دراین مدت هم تمام تلاش ها برای آرایش ولو اندک ای چهره کریه توسط اصلاح طلبان درزمان خاتمی با شعار آزادی و توسعه سیاسی و تقویت جامعه مدنی سودی نبخشید.  وحالا هم  روحانی با شعارتعدیل و منشورحقوق شهروندی و با شعارقانون و کنارنهادن منش سرهنگی روی کارآمده است. اساسا ناف جمهوری اسلامی ازهمان بدو تولد با نقض قانون و موازین حقوق بشر گره خورده است. چه آن دهه سیاه اول و کشتارهای گسترده آن دوره و چه در دوره های بعدی با قتل های زنجیره ای و جنایت هائی هم چون زهراکاظمی ها و ستارها وبی شمار اعدام  و سانسورهمه جانبه کتاب و روزنامه و اینترنت  ایران را به عنوان یکی از کشورهای شاخص ناقض حقوق بشردر سطح جهانی مطرح کرده است.  مضحک ترازهمه که براستی وقاحت بیکرانی را می طلبد، رفسنجانی این سخنان را در شرایطی می گوید که باردیگرمعلوم شد حتی نام رئیس جمهوری قبلی این کشور یعنی خاتمی جزو لیست نزدیک به 500 نفری ممنوع الخروج هاست و حتی خود شخص رفسنئجانی جرئت نمی کند به  سخنرانی در دانشگاه ها به مناسب 16 اذربرود و دخترانش نیز بدلیل ابراز برخی سنخنان افشاگرانه مغضوب واقع شده  و و محاکمه و زندانی می شوند.

هم چنین باید اضافه کرد که برقراری قانونیت و تمکین به قانون که یکی از مهمترین مواد برنامه ای روحانی و رفسنجانی و امری حیاتی برای تنطیم مناسبات جناح ها در تقسیم قدرت و تعامل با یکدیگر و نیز شرط حیاتی برای جلب اعتمادسرمایه ها و سرمایه گذاری و لاجرم بهبوداوضاع اقتصادی و کسب و کار است. اما این نیازسوزان با سد ولایت مطلقه که خود رفسنجانی درعروج آن نقش اساسی داشته است مواجه است. اساسا جمع شدن توأمان قانونیت و ولایت مطلقه ناممکن و در ذات خود واجد یک تناقض ( پارادوکس) تمام عیار است.

 پاسخ رفسنجانی به هئیت پارلمانی اروپا، شسته و رفته به معنی آنست که مساله حقوق بشر و آزادی و سرکوب امورداخلی بوده و ربطی به کشورهای دیگرندارد. دیداراخیراین هئیت با نسرین ستوده و جعفرپناهی .موجب خشم رژیم شده است. هدف حاکمیت و از جمله همین رفسنجانی آن است که در کشایش رابطه با اروپا گربه را دم حجله کشته و آنها بدون گیردادن به حقوق بشر به توسعه مناسبات خود با جمهوری اسلامی به پردازد. حالا آنها باید اول بروند قانون اساسی بسیارمترقی جمهوری اسلامی را بخوانند و با آگاه شدن به عمق ترقی خواهانه آن دیگر درخلال گفتگوهای خود از حقوق بشر و مثال آن حرفی بزبان نیاورند.

 

Posted on دسامبر 17, 2013, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: