آیا قراراست مدارس در دولت»امید و تدبیر» به مکتب خانه های جدید تبدیل شوند؟

همکاری و پیوند حوزه و مدرسه حالا صراحتا  تبدیل شده به  وابسته شدن مدارس دولتی به حوزه.  درتوافقنامه اخیری که ستادهمکاری حوه و مدارس انتشارداد* این وابستگی اساس این توافقنامه را تشکیل می دهد و  برطبق این قرارداد حضورروحانیت نه تنها در برنامه باصلاح پرورش بلکه درکل مدارس بطورمحسوسی افزایش پیداکرده است.

واقعیت آن است که جمهوری اسلامی به شدن نگران شکاف بین نسل جوان و نظام و آموزه های مکتبی آن است و تمامی تلاش های این سه دهه اش برای پرورش نسل رام و سربراه و باورمند به آموزه های قرون وسطائی اش شکست خورده است. شکست رژیم در دانشگاه ها نیزمزید برعلت بوده است.  ازهمین رو برآن است که باردیگر بقول معروف آب را از سرچشمه کنترل بیشتری کند و با تلاش مذبوحانه جدیدی بویژه در مدارس دولتی که اکثریت بزرگی از جامعه فرزندان خود را بدلیل فقدان فقر و مشکلات مالی به آن جا روانه می کنند، برای پرورش نسلی  وفاداربه نظام و سربازگیری برای آن  که آینده جمهوری اسلامی سخت به آن گره خورده است به پروراند. سیاست جمعیتی و کنترل مدارس و متون آموزش و پرورش و باصطلاح تبدیل کردن روحانیت و اسلام به مرجع تأثیثرگذار جامعه و نسل جدید  بخش مهمی از این سیاست را تشکیل می دهد.

همکاری و پیوند حوزه و مدرسه حالا صراحتا  تبدیل شده به  وابسته شدن مدارس دولتی به حوزه.  درتوافقنامه اخیری که ستادهمکاری حوه و مدارس انتشارداد* این وابستگی اساس این توافقنامه را تشکیل می دهد و  برطبق این قرارداد حضورروحانیت نه تنها در برنامه باصلاح پرورش بلکه درکل مدارس بطورمحسوسی افزایش پیداکرده است.

واقعیت آن است که جمهوری اسلامی به شدن نگران شکاف بین نسل جوان و نظام و آموزه های مکتبی آن است و تمامی تلاش های این سه دهه اش برای پرورش نسل رام و سربراه و باورمند به آموزه های قرون وسطائی اش شکست خورده است. شکست رژیم در دانشگاه ها نیزمزید برعلت بوده است.  ازهمین رو برآن است که باردیگر بقول معروف آب را از سرچشمه کنترل بیشتری کند و با تلاش مذبوحانه جدیدی بویژه در مدارس دولتی که اکثریت بزرگی از جامعه فرزندان خود را بدلیل فقدان امکانات و مکنت به آن جا روانه می کنند، برای پرورش نسلی  وفاداربه نظام و سربازگیری برای آن  که آینده جمهوری اسلامی سخت به آن گره خورده است به پروراند. سیاست جمعیتی و کنترل مدارس و متون آموزش و پرورش و باصطلاح تبدیل کردن روحانیت و اسلام به مرجع تأثیثرگذار جامعه و نسل جدید  بخش مهمی از این سیاست را تشکیل می دهد.

برداشتن چنین گامی به قهقرا در دولت «تدبیر و امید» که آمده است برخی گشایش ها در زندگی جامعه تباه شده بوجود به چه معناست؟

واقعیت آن است که  ائتلاف رفسنجانی و روحانی با حوزه و نهادنیرومند و واپسگرای روحانیت در برابراحمدی نژاد که با دیدارها و گزارش های مداوم وزراء دولت به آن ها و توصیه ها و درخواست های آنها همراه است، و شاهدبودیم که در بودجه پیشنهادی  دولت جدید سهم حوزه و نهادهای مذهبی به میزان زیادی افزایش یافته و حتی بودجه موسسات وابسته به آنها از موسسات دانشگاهی هم فزونی گرفته است. اما در اساسا این ائتلاف  مانعی بازدارنده در گشایش هرگونه فضای ولوکمرنگ فرهنگی و اجتماعی و سیاسی محسوب می شود. خیزمراجع و روحانیون برای مداخله بیشتر در امور سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و ابراز نارضایتی برخی از آن ها از سخن وزیرارشاد در مورد مجوزچاپ برخی کتب قبلا سانسورشده و یا رفع فیلترینگ فیس بوک و یا رفع برخی محدودیت های کوچک در دانشگاه ها، و یا پیرامون حجاب و حضورزنان در مجامع عمومی که خشم حضرات را موجب می گردد، بخوبی بیانگرعمق چالش پیشاروست. بهرحال گره زدن دو رؤیای متضاد روحانیت  و مردم درحکم  نگارش نقش خشت برآب است.

بنظرمی رسد که عامل اصلی برهم زننده و شکست دهنده چنین برنامه فوق ارتجاعی جز تشدید اعتراض از  سوی دانش آموزان و معلمان و دانش آموزان و معلمان به این سیاست و فشاربه دولت برای تعلیق آن نیست.

Advertisements

Posted on دسامبر 17, 2013, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: