هم آزادی و هم عدالت اجتماعی!

جامعه ما هم از فقر و نا برابری های شدید اقتصادی – اجتماعی و هم سرکوب و فقدان آزادی ها رنج می برد. از سوی دیگربحرانی که حاکمیت دچارآن شده است، فرصت های تازه ای را برای مبارزه درهردوعرصه فوق فراهم ساخته است. نکات چهارگانه زیر برای استفاده بهینه از این فرصت هاست.

الف– وقتی تعادل موجود یک رژیم استبدادی و ضدمردمی بدلایل انباشت بحران ها بهم می خورد و او مجبورمی شود که تغییراتی در ساختارخود و سیاست های تاکنونی اش بوجود بیاورد، حتی با بکارگیری همه توانش برای مدیریت بحران و گذار با کمترین تکان، اما با تغییرشرایط  بطوراجتناب ناپذیر پتانسیل ها و عوامل تازه ای خارج از کنترل آن ها، فرصت هائی برای به حرکت در آمدن پتانسیل های سرکوب شده بوجود می آید. درک وضعیت و  رصد کردن این فرصت ها و امکانات تازه، گفتگو و دیالوگ و بهره بردای داری هوشیارانه  از آن ها در چنین مواقعی اهمیت دارد.

ب– بسترپیشروی جنبش های توده ای در شرایطی که چربش توازن نیرو به نفع حاکمیت است وپیشروی به شیوه خزنده صورت می گیرد تا مستقیم ، عموما از شکاف بین وعده ها و انتظارات بوجود آمده و تضادآن  ها با آن چه که در عمل صورت می گیرد نشأت می گیرد. به عنوان مثال وعده های انتخاباتی و یا  منشورشهروندی روحانی  که  آکنده از وعده هائی است که هیچ کدام آنها حتی درهمان حدی که مطرح شده اند  نه فقط امکان تحقق ندارد بلکه در عمل خلاف آنها جریان دارد، لاجرم در کنارسایرمطالبات سرکوب شده، منبع بی پایانی برای شکل گیری اعتراض ها و جنبش هاست. تمرکز روی چنین بسترهائی  ازسوی فعالین و بخش های آگاه ترو با تجربه تر جنبش های اجتماعی کارگران و زنان و دانشجویان و معلمان و جوانان اهمیت زیادی دارد. آرایش حول چنین مطالباتی در تمامی بخش های  جامعه و زحمتکشان و پیوند آنها با یکدیر پیرامون مطالبات مشترک و فراگیرشان کلیدپایه پیشروی است. خوشبتختانه برخی تحولات و مواردی که پیرامون اعتراضات زیست محیطی و اعدام و سانسور و تحرکات دانشجوئی و … مشاهده می شود، نمایانگرنضج چنین فرایندی و لو نه هنوز بقدرکافی نیرومند است.

ج- دولت ها همواره تحت نفوذ شرکت ها و بخش های ممتاز و مرفه جامعه هستند و باید زیرفشارگسترده ترین اعتراضات  برای تحمیل مطالبات مردمی قراربگیرند. مهم آن است که آن ها در راستای مبارزه برای تحقق مطالبات مشخص و کلان خود دچارآگاهی کاذب همذات پنداری با هیچ دولتی نشوند. تأکید برمبارزه علیه این نوع توهمات همذات پندارانه و دخیل بستن به قدرت در شرایطی که طیف های گوناگون اصلاح طلب در تلاش بی وقفه برای ایجادامیدکاذب به بالا برای ایجاد تغییر هستند و بطورمشخص  به دولت کنونی و همذات پنداری با آن دامن می زنند از اهمیت زیادی برخورداراست.

د- دولت روحانی در بهترین حالت همان دولت رفسنجانی و یا خاتمی خواهد بود. نتیجه هردو نسخه را آزموده ایم و حاصل آن دولت احمدی نژادبود. تجربه چندن دهه گذشته  نشان میدهد که حرکت برمدار آزادسازی اقتصادی و دامن زدن به شکاف های طبقاتی، درآستین خودعوام فریبانی چون احمدی نژاد را می پروراند که با شعار»نان» و مبارزه علیه «فساد» تسمه از گرده زحمتکشان می کشد و این دولت هم به نوبه خود  کسانی چون روحانی ها و خاتمی و روحانی ها را در آستین خویش می پروراند که با شعار بازارآزاد تسمه ازگرده مردم می می کشند. باین ترتیب آزادی و عدالت هردو ذبح می شوند. تنها با پیوند ناگسستنی نان (عدالت) و آزادی است که می توان از این حلقه معیوب خارج شد. جنبش های جدید و رهائی بخش اجتماعی شعارپیوند ناگسستنی نان و آزادی را برپرچم خویش حک کرده اند.

Advertisements

Posted on دسامبر 15, 2013, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: