کالبدشکافی از آن چه که در گزارش روحانی امید و آرامش خوانده شد!

این واقعیت دارد که این روزها خبرهای زیادی در باره امکان گشایش اقتصادی به گوش می رسد. وزیرنفت خبراز دعوت  غول های نفتی آمریکا و جهان به ایران و اشتیاق آن ها خبرمی دهد. سخن از ایجاد اتاق بازرگانی بین  ایران و آمریکا درماه آینده است.  رنو و پژو در اقتصادبحران زده فرانسه با آزادشدن فروش قطعات خودرو به پایکوبی پرداخته و سهامشان دربورس ها بالامی رود و با عزم حضور درنمایشگاه خودرو درایران برآنند که از دیگررقباسبقت بگیرند. آلمان با تکیه برامتیاز سنت دیرینه داشتن رتبه نخست دادوستد با ایران دلبسته است. ترکیه با توجه مزیت های همسایگی بیش از همه  درتلاش برای سبقت گرفتن از دیگران است. حتی امارات عربی هم دهانشان برای بردن سهمی از بازار ایران آب افتاده است…خلاصه شرکت های مختلف جهان برای داشتن جاپائی دراین خوان نعمت از سرکول هم بالامی روند. …اما  درپس زمینه فعلیت یافتن آنها، هم چنان انتظار نامعلومی موج می زند… اما سوال این است که این ها حتی اگربه واقعیت هم به پیوندند، چه نتجه ای از آن عاید مردم مردم خواهد شد؟  و این سؤال که درشرایط سرکوب و فضای آمرانه آیا هرگشایشی به ضدخود تبدیل نخواهد شد؟

آن  امید و آرامشی که روحانی ازآن سخن می گوید بخشن ناشی از گشایش  نفتی و برداشته شدن فاز اول تحریم ها و دورشدن خطر جنگ و کابوس فاجعه سوریه ای شدن ایران است. و بخشن هم امید به گشایش های واقعی ناشی از گشوده شدن قفل دییلماسی و تحریم و بالأخره قسمتی  هم ناشی از بغض فروخورده  و تراکم انتظارات برخاسته از وعده های داده شده و انباشت مطالبات پاسخ نگرفته و سرکوب شده است. این واقعیت دارد که جامعه ایران برروی آتشفشانی از مطالبات سرکوب شده  قراردارد که هرلحظه  در پی یافتن راه خروج و عرض اندام کردن است.  بخشی از این «امید و آرامش» بدلیل هم پوشانی ولوموقتی  سیاست های خارجی معطوف به گشایش مناسبات دیپلماتیک با خواست مردم در حوزه هائی چون حل بحران هسته ای و دورکردن تحریم ها و یا شبح جنگ است که فشارآن اساسا به مردم وارد شده است. بی تردید گشایش فوق باندازه خود تأثیرات اولیه ولوجزئی و موقتی در رفع نگرانی مردم و تقویت امید به آینده داشته و خواهند داشت، اما اولا دامنه این تأثیرات در قیاس با دامنه مطالبات سوزان محدود است و ثانیا باندازه ای که این همسوئی درحوزه سیاست خارجی معطوف به کاهش تحریم ها و خطرجنگ و تنش زدائی وجود دارد، بهمان اندازه درحوزه داخلی یعنی در چگونگی استفاده از این فرصت ها و گشایش ها و این که بسود کدام طبقه و کدام سیاست ها جریان پیداکند، این هم پوشانی منافع دچارشکاف می گردد . چنانکه می دانیم سیاست های معطوف به حاکمیت بازار و حذف یارانه ها و حمایت های اجتماعی و پروارکردن بورژوازی و چالاک کردن قانون کاربسود کارفرمایان، تنگناهای ناشی ازسرطان اقتصادغیررسمی و امرونهی های آن،و نیز وجود موانع سیاسی و اجتماعی در برابرگشایش های سیاسی و اجتماعی به این همسوئی ها و هم پوشانی های موقت پایان داده و موجب فعال شدن تقابل منافع و جهت گیری ها می گردد. بطورکلی عدم تناسب بین گشایش ها و انتظارات بهمراه فعال شدن آن ها، شرایط نوینی را بوجود می آورد که گسترش جنبش های مطالباتی و اجتماعی از پی آمدهای آن است.

Advertisements

Posted on دسامبر 2, 2013, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: