شنودفراگیر دولت آمریکا از جهان و سلطه گرائی نرم افزاری!

افشاء و درهم شکستن اسراردولتی و طبقه بندی شده و بشدت از دسترس مردم پنهان نگهداشته شده، به یکی از مطالبات پایه ای برآمدجنبش های اجتماعی نوین تبدیل شده است. ازمنظراکثریت بزرگی از مردم جهان و کشورهای پیشرفته صنعتی، سیاست شنود و جاسوسی فراگیر شهروندانآما و انحصاراطلاعاتی و طبقه بندی شده، بخش جداناپذیری از پایه های سلطه اقتصادی و سیاسی بنگاه ها و شرکت های بزرگ و فراملی را تشکیل می دهد. ظهورپدیده هائی چون ویکیلیس*1 و یا یاغیان و نافرمانان سیستم شکنی چون ادوارد اسنودن ها و بردلی مینینگ ها و هکرهای رمزگشا و ضدسیستم، نمادی از فراشد پارادایمی است که در زیرپوست جامعه جهانی جریان داشته و بازتاب دهنده نبردهائی است که هرلحظه در میان طبقه حاکم و صاحبان و سکان داران قدرت و ثروت با مبارزان ضدسیستم جاری است.

افشاگری هائی که درطی سالهای اخیر بخصوص افشاگری های اخیرادوارداسنودن مشاورسابق سیا، در موردابعادنجومی شنودها و یکه تازی بخصوص دولت آمریکا شاهدیم،  زمین لرزه ای با ریشتربالاست که  ارکان قدرت های بزرگ و ایمنی نظام اطلاعاتی پنهان آن ها را به لرزه انداخته است و یا هم چون خمپاره هائی هستند که هر از چندی مستقیما به حصارهای قدرت اصابت می کنند. چرا که دامنه رسوائی این نوع شنودها و جاسوسی ها ( که تنها در فرانسه درطی یک ماه به کنترل 70 میلیون تلفن شهروندان این کشور بالغ شده است!) حتی به کنترل امیل ها و تلفن های همراه یا اتاق های کاررؤسای جمهوری دولت های متحد آمریکا و لاجرم اعتراض خشماگین آن ها ( که البته بیش از هرچیز برای خارج کردن خود از تیررس فشارسنگین افکارعمومی صورت می گیرد) نیزکشیده است که نشان می دهد برای منافع سرمایه و تأمین قدرت برترهیچ حریم مقدسی وجود ندارد، که مصداق ضرب المثل نیش عقرب   (بخودش) نه از ره کین است، بلکه اقتضای طبیعتش این است. باین ترتیب کنترل تمامی وجوه زندگی و ورود به حریم خصوصی ترین عرصه های زیستی جامعه و افرادجامعه، جاسوسی اقتصادی و نظامی و دیپلماتیک بشکل فراگیر وگسترده، چوب حراج زدن بربنیان آزادی های خصوصی و فردی مکتب لیبرالیسم به عنوان شالوده ایدئولوژیک نظام سرمایه داری ، تعلیق قانون اساسی، اعمال یک جانبه گری توسط قدرت برتر، تهی شدن بیش از پیش ماهیت ادعائی دموکراسی های بورژوائی و آشکارشدن ماهیت خودکامه و تمامیت گرایانه اطلاعاتی-امنیتی این دولت ها،  گسترش بی اعتمادی شهروندان به دولت ها، از جمله مهمترین پی آمدهای این نوع افشاگری ها و ترک ها در حصارقدرت بشمارمی رود.

از این رو درهم شکستن بند وبست ها، اسراردولتی و طبقه بندی شده و بشدت از دسترس مردم پنهان نگهداشته شده، به یکی از مطالبات پایه ای برآمدجنبش های اجتماعی نوین تبدیل شده است. از منظر99 درصدی ها، سیاست شنود و جاسوسی فراگیرکه شهروندان جهان را آماج خود قرارداده استآما و انحصاراطلاعاتی و طبقه بندی شده، بخش جداناپذیری از پایه های سلطه اقتصادی و سیاسی بنگاه ها و شرکت های بزرگ و فراملی را تشکیل می دهد. ظهورپدیده هائی چون ویکیلیس و یا یاغیان و نافرمانان سیستم شکنی چون ادوارد اسنودن ها و بردلی مینینگ ها و هکرهای رمزگشا و ضدسیستم، نمادی از فراشد پارادایمی است که در زیرپوست جامعه جهانی جریان داشته و بازتاب دهنده نبردهائی است که هرلحظه در میان طبقه حاکم و صاحبان و سکان داران قدرت و ثروت با مبارزان ضدسیستم جاری است.

افشاگری هائی که درطی سالهای اخیر بخصوص افشاگری های اخیرادوارداسنودن مشاورسابق سیا، در موردابعادنجومی شنودها و یکه تازی بخصوص دولت آمریکا شاهدیم، براستی زمین لرزه ای با ریشتربالاست که  ارکان قدرت های بزرگ و ایمنی نظام اطلاعاتی پنهان آن ها را به لرزه انداخته است و یا هم چون خمپاره هائی هستند که هر از چندی مستقیما به حصارهای قدرت اصابت می کند. چرا که دامنه رسوائی این نوع شنودها و جاسوسی ها ( که تنها در فرانسه درطی یک ماه به کنترل 70 میلیون تلفن شهروندان این کشور بالغ شده است!) حتی به کنترل امیل ها و تلفن های همراه یا اتاق های کاررؤسای جمهوری دولت های متحد آمریکا و لاجرم اعتراض خشماگین آن ها ( که البته بیش از هرچیز برای خارج کردن خود از تیررس فشارسنگین افکارعمومی صورت می گیرد) نیزکشیده است که نشان می دهد برای منافع سرمایه و تأمین قدرت برترهیچ حریم مقدسی وجود ندارد، که مصداق ضرب المثل نیش عقرب   (بخودش) نه از ره کین است، بلکه اقتضای طبیعتش این است. باین ترتیب کنترل تمامی وجوه زندگی و ورود به حریم خصوصی ترین عرصه های زیستی جامعه و افرادجامعه، جاسوسی اقتصادی و نظامی و دیپلماتیک بشکل فراگیر وگسترده، چوب حراج زدن بربنیان آزادی های خصوصی و فردی مکتب لیبرالیسم به عنوان شالوده ایدئولوژیک نظام سرمایه داری ، تعلیق قانون اساسی، اعمال یک جانبه گری توسط قدرت برتر، تهی شدن بیش از پیش ماهیت ادعائی دموکراسی های بورژوائی و آشکارشدن ماهیت خودکامه و تمامیت گرایانه اطلاعاتی-امنیتی این دولت ها،  گسترش بی اعتمادی شهروندان به دولت ها، از جمله مهمترین پی آمدهای این نوع افشاگری ها و ترک ها در حصارقدرت بشمارمی رود.

تمامیت گرائی نرم افزاری و سخت افزاری

امروزه اولیگارشی غول آسای بوجود آمده از پیوند تنگاتنگ دولت ها و بنگاه های اقتصادی کلان در درکشورهای پیشرفته سرمایه داری، بویژه در آمریکا باتوسل به انحصارخود درعرصه های ارتباطی،  به کنترل تقریبا تمامی شهروندان آمریکا و جهان و حتی دولت های دوست و متحد آمریکا مبادرت می ورزد. از طریق گوگل و فیسبوک (با یک میلیارد مشترک) و یاهو و مایکروسافت و کنترل باندها و شبکه هایاینترنتی و شنودهای شهروندان آمریکا و بقیه جهان، کنترل و جاسوسی شهروندان همه جهان به امری روتین و جاری تبدیل شد است. گرچه سهم دولت آمریکا به عنوان برادربزرگتر و دارای شأن ابرقدرتی بیشترازسایررقباست، اما سایردولت و بلوک های سرمایه  نیز هرکدام  به فراخورخویش، همین کار را درمورد شهروندان خودی و دیگران انجام می دهند، نیروی محرکه اصلی جاسوسی و جمع آوری اطلاعات  بی مهارو با چنین ابعادی، که شامل کنترل و جمع آوری اطلاعات از حوزه های خصوصی و امیال ورفتارشماروسیعی از شهروندان جهان می شود، از تروریسم و نیازهای معطوف به آن فراتررفته و درکنارجاسوسی اقتصادی و نظامی  از دیگرکشورها و تأمین نظام کنترلی شهروندان،  اهداف کلان دیگری چون شناسائی امیال و گرایش ها و تمایلات درونی مردم و جامعه باصطلاح مصرفی  برای دست یابی به مزیت نسبی درتولید و سوداگری و رقابت اقتصادی را دنبال می کند. براساس برگرفته های این گونه انباشت اطلاعاتی است که مسیرتسخیربازار و سود بیشترتأمین می شود. اکنون برای سرمایه جهانی شده قلمروخصوصی  جز یک مفهوم پوچ  و کهنه شده و البته تشریفاتی نیست که متعلق به دورانی است که سرمایه هنوز سیطره جهانی پیدانکرده بود و قادرنبود که به همه حوزه های زیست و طبیعت دست اندازی کند و همه نیازها و مایحتاج بشری را به کالا تبدیل کند. این حقیقت دارد که با تسخیربسیاری از فضاهای عمومی و غیرکالائی، اکنون سرمایه داری برخلاف شعارهای لیبرالیستی آزادی فردی واحترام به حریم خصوصی افراد بیش ازهرحکومت توتالیتر و تمامیت خواهی مشغول رخنه در خصوصی ترین و درونی ترین وجوه و زوایای زندگی افراد بوده و هیچ حریم و قلمرومستقل ودست نخورده ای را برنمی تابد. تنها تفاوت آن  با دولت های تمامیت گرا و تولیتاتر آن است که اقدام این نوع دولت ها برای جاسوسی و کنترل شهروندان به شیوه کهن و سخت افزاری و خشن تربوده  و امنیت و اطلاعات درمعنای تنگ و عقب مانده اش برای آنان مطرح است  ولی برای سرمایه داری پیشرفته، این تمامیت خواهی به شیوه  های نوین، نرم افزارانه  و غیرمحسوس تر والبته بسی تعیم یافته تربه همه حوزه های زندگی اعم از حوزه های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی  تا درونی ترین و خصوصی ترین تمایلات انسانی  صورت می گیرد. امروزه سرمایه جهانی شده برای تولید انبوه کالا و فروش و سود بیشتر و برای بازاریابی  نیاز به آگاهی از خصوصی ترین و درونی ترین اسرارزندگی داشته  و هیج قلمروی را  آزاد و بحال خود نمی گذارد. جرا که هرفضا و حوزه ای می تواند به عرصه ای برای مصرف کالا و ارزش افزائی سرمایه تبدیل شود. سرمایه داری باین ترتیب فرایند شئی سازی تمامی شهروندان را شتاب بخشیده  و آنها را در تاروپود مناسبات خود به غل وزنجیرمی کشد و برای تصرف خصوصی ترین حوزه های زندگی برنامه ریزی می کند و این روند  بخشی از تأمین شرایط بازتولید و سوخت و سازآن بشمارمی رود.

گرچه دولت ها و بخصوص دولت آمریکا خود به به وسیع ترین شکل و بطورپنهانی مشغول جاسوسی و شنود شهروندان است، اما بشدت افشاکنندگان اسرارجاسوسی خود را  خدمت به دشمنان  و و خیانت به کشور وتهدید امنیت ملی متهم می کند. اما دوگانگی و شکاف هردم فزاینده ای درجامعه و افکارعمومی بین تلقی حکومت ها از جاسوسی و خیانت وجود دارد.  چنان که قضاوت افکارعمومی  پیرامون ادوارد اسنودن بخوبی پرده از یکی از بزرگترین شکاف های عصربین دولت مداران و طبقات حاکم  و اکثریت جامعه برمی دارد: درحالی که دولت آمریکا با خشم تمام او را خائن و جاسوس می نامد که به منافع ملی آمریکا پشت کرده است، و برای برای ربودن وی در آسمان کشور دیگر تاحد فرود اجباری هواپیمائی که  تصورمی رفت اسنودن مسافرآن باشد اقدام می کند، و یا با شنود تلفن رئیس جمهور برزیل و یا مکزیک و ..  مناسبات خارجی خود را دچارتنش می کند و یا مثلا دیدارخود با پوتین را معلق می نماید  وخلاصه شدیدترین واکنش ها، اتهام ها و  تنبیه ها را برای افشاکنندگان شنود و جاسوسی اعمال می کند، با این وجود طبق نظرسنجی ها درخود آمریکا بیش از 55% او را یک افشاگر دانسته و تنها 35 درصد او را خائن دانسته اند و البته این نسبت  درخارج از آمریکا بازهم بیشتر به ضررحکومت آمریکا و بسود اسنودن که بسیاری قهرمانش می خوانند می باشد.

گفته های تکان دهنده مدیراسبق آژآنس امنیت ملی آمریکا*2

مدیرارشد آژانس امنیت ملی آمریکا درجائی ازگفتگوی خود با بی بی سی  از حق دسترسی همگان به اطلاعات و ضرورت شفافیت حداکثری  سخن می گوید. وی علیرغم تاوانی که در طی بیش از یک دهه با تحمل فشار وحشتتناک بازجوئی و انواع اتهامات جاسوسی و خیانت و از دست رفتن موقعیت و امکانات زندگی اش پرداخته است، و با وقوف به عواقب و بهای سنگینی که این گونه افشاکنندگان  ناگزیر از پرداختن آن هستند، پای  بندی خود را  نسبت به  حق دانستن مردم و مقابله  با رویکردی که مردم را  دشمن فرض می کند و به  کنترل همه جانبه زیروبم زندگی  آن ها روی می آورد، و به مبارزه علیه دولت های خودکامه اطلاعاتی-امنیتی مورد تأکید قرارمی دهد.

 او می گوید من هدف قرارگرفتم و زندگی ام زیراین فشار زیروروشد. انگارکه کسی را برده باشند در وسط شهر و نیزه امنیت را  بر شکمش فروکرده باشند تا درس عبرت سایرین شود. او از گسترش هرچه وسیع تربحث و گفتگو حول این مسأله به عنوان شرط لازم یک دموکراسی سخن می گوید.

*1- روحزمانه وواقعهویکی لیکس

http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2010/12/blog-post.html#more

*2- مصاحبه اختصاصی بی بی سی با توماس اندروز دریک  مدیراسبق آژانس امنیت ملی آمریکا

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2013/09/130909_l42_vid_tom_andrew.shtml

Posted on اکتبر 26, 2013, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: