کشاکش جنگ طلبان و ابرقدرت افکارعمومی!

نشانه های تردید در ارودی جنگ طلبان!

اعتراضات و اکسیون های «نه» به جنگ سوریه هم اکنون بدرجاتی در خود آمریکا و ترکیه و بعضا در کشورهای اروپائی در حال شکل گیری است، گرچه هنوز آن قادرگسترده و نیرومند نشده است که  قادربه درهم شکستن کامل عزم اوباما و متحدانش در مبادرت به جنگ باشد با این همه ارطریق فشارروبافزایش خود موجب تردیده ها و فشارهای سنگینی برجبهه جنگ طلبان شده است. بطوری که با کنارکشیدن انگلیس نشان های تردید و تزلزل درمیان دو نیروی اصلی و قاطع حامی جنگ یعنی دولت آمریکا و فرانسه بوجود آمده است وزن گرایش به راه های سیاسی افزایش پیداکرده است. گزارش های متعددی پیرامون عدم تمایل اکثریت نمایندگان کنگره آمریکا که زیرفشارسنگین امیل ها و تلفن های شهروندان آمریکائی و مخالف جنگ قراردارند، انتشاریافته است. با این وجود هنوز رسما اوباما گزینه جنگ را کنارنگذاشته است و هنوزهم سودای آرام کردن نگرانی افکارعمومی را در سردارد و درتلاش است که از طریق سخن گفتن با مردم آن ها را قانع کند. درحالی تنها 20% مردم براین باورندک که با حمله نظامی بتوان ابهت اقتدارآمریکا را حفظ کرد. درچنین شرایطی است که اوباما هنوزنتوانسته است ائتلاف جنگی گسترده و پشت جبهه حمایتی لازم را  فراهم سازد. عدم حمایت دولت آلمان از راه حل نظامی بجای راه نظامی وعدم شرکت فعال و عملی حتی موافقان آمریکا  دامنه این انزوا را، همانطورکه درشکاف بزرگ نشست جی 20 هم مشهود بود، به نمایش گذاشته است. مییتینگ صدهزارنفری درمیدان واتیکان علیه جنگ و برای صلح درکنارسایراعتراضات نمونه ای از نارضایتی عمومی افکارعمومی از تصمیم سیاستمداران  است. و نشان می دهد که اگرقدرت و سیاستمداران بگذارند مردم بطورکلی صلح و همبستگی و زندگی مسالمت آمیز با یکدیگر را به جنگ و کشتارترجیح می دهند. با توجه به  شکاف بزرگی که درکشورهای بزرگ و قدرتمند و صاحبان حق وتو پیرامون این مسأله بوجود آمده است، در صورت برآمد یک جنبش ضدجنگ و تشدید فشارافکارعمومی بخصوص درخود آمریکا، امکان درهم شکستن عزم مدافعان حمله نظامی وجود دارد. در حقیقت عامل بازدارنده قاطع و رقیب واقعی ِتنها ابرقدرت سراپا مسلح،  افکارعمومی است که اگر بتواند به موقع فعال و بسیج گردد و ازطریق اعتراضات خیابانی » نه» خود را  به جنگ در مقیاس جهانی پژواک بدهد، قادربه درهم شکستن عزم سران حکومت جنگ طلب خواهد بود. چنین جنبشی قادراست به خود سری قدرت های بزرگ و منش ارباب مأبانه آن ها  دهنه بزند و از بروزتوحشی تازه  به بهانه ممانعت از توحشی  صورت گرفته جلوگیری کند.

مخالفت با جنگ افروزی و دفاع از صلح و گزینه سیاسی برای بحران سوریه  به هیچ به معنی نادیده گرفتن ماهیت و عملکرد جنایتکارانه حکومت های مستبد و فاسدی چون اسدها نیست. نکته اصلی آن است که  توسل به جنگ نه فقط  راهی  برای پایان دادن به جنایت این حکومت ها نیست  بلکه جنایت و جنگ را درابعاد تازه تری برمی انگیزاند و ساکنین سیاره ما را پرخاشجوترمی کند. با دمیدن به شیپور جنگ و بکارگیری مشت آهنین، این جنبش های رهائی بخش و آزادی و عدالت  و کودکان و زنان وجوانان و کارگران و سایر اقشارآسیب پذیراست که سردرگریبان خود فرومی برند، واین توحش و  بربریت و آدم خوارگی است که سربلند می کند، گواین که آقای جان کری بخواهد با اتلاق آن به  دشمنان خود بفراافکنی پرداخته  و توحش و بربریت نهفته در عملکردخویش را پنهان سازد.

نابودی سلاح های کشتارجمعی درجهان و منطقه و سوریه، محاکمه آمران و عاملان استفاده از سلاح شیمیائی، فشاربه قدرت های بزرگ از هردو قطب رقیب  و نیزبه هرکشوردیگرمنطقه ازجمله  دولت ایران که به نوبه خود دارای نقش فعالی درارتکاب این جنایت هاست  و به دولت  ترکیه  و عربستان و قطر و اردن  و  یا اسرائیل که بطورغیرمستقیم چه درمنطقه و چه توسط لابی های خود درآمریکا برتنوره جنگ می دمد، بخش های دیگری از مطالبات یک جنبش ضدجنگ  است. اکنون بلند شدن  صدای  رهائی و صدای آزادی و دموکراسی و برابری، صدای مردم زحمتکش سوریه با خاموش شدن صدای خشونت و جنگ های  فرقه ای و طبل جنگ ملازمه دارد. با قطبی شدن شرایط و صف آرائی ها  بین دو ضدانقلاب جائی برای طنین نیرومند صدای حقیقت و ارج به کرامت انسانی و رهائی نمی ماند. باهمه توان خود برای برپائی و تقویت جنبش ضدجنگ و محاکمه عاملان و آمران کاربردسلاح  کشتارجمعی بکوشیم. 

Advertisements

Posted on سپتامبر 10, 2013, in Uncategorized. Bookmark the permalink. 2 دیدگاه.

  1. ببخشید شما که از این نه گفتن به آنچه که جنگ طلبان مینامید خوشحالید بفرمایید که یعنی الان در سوریه جنگ نیست؟ یا با این اتفاق خوشحال کننده ( عدم حمله امریکا) جنگ در سوریه تمام شده و مردم دیگر کشته نمیشوند؟ عدم حمله امریکا به معنی کاهش درد و رنج مردم سوریه نیست بلکه به معنی تقویت حکومت جنایت کار اسد و کشتار بیشتر و احتمالا بقای آن با دخالت های آشکار و پنهان نظامی و مالی کسان دیگری مثل جمهوری اسلامی و پایمال شدن خون بیگناهانیست که طی سالیان اخیر در سوریه ریخته شده است.

  2. دوست عزیز اولا دهها سال است که جنبشی بنام صلح و ضدجنگ توسط جامعه مدنی و کسانی که جنگ را درهرشکل خود اوج بربریت می دانند جریان دارد. این جنبش جنگ را به خوش و بدخیم تقسیم نمی کند و با هرنوع جنگ مخالف است. بنابراین برای چنین رویکردی باید ازمنافع تنگ این یا آن سوی جنگ فراتررفته و منافع کل انسان و مناسبات انسانی را مدنظرقرارداد. ثانیا جنگ درسوریه مثل مثل جنگ های دیگری بطورنیابتی وانواع و اقسام مداخلات قدرت های منطقه ای و جهانی صورت می گیرد که جمهوری اسلامی یکی ازآنهاست. شعاردست ها ازجنگ و سوریه کوتاه صراحتا شامل هم اردوی شرق و جمهوری اسلامی می شود و هم سامل غرب و آمریکا. ثالثا نتیجه مداخلات قدرت بزرگ را هم اکنون درافغانستان و پاکستان و عراق و .. درکل منطقه بارشدعظیم گروه های بنیادگرایان اسلامی و تروریسم شاهدیم. ازقضا یکی از دلایل مخالفین گسترده جنگ درخود آمریکا و ازجمله نمایندگان مجلس و سنا بهمین دلیل است که نتیجه حمله می تواند موجب برآمد بنیادگرایان بشود و اوضاع را بدترکند. آیا با بکارگیری مشت آهنین دربرابرمشت آهنین می توان منادی صلح بود، حتی آرامش گورستانی هم ناممکن است. خلاصه آن که تجربه مداخلات صورت گرفته که پیش روی همه امان هست گرفته مهم ترین فاکتور برای اتخاذ رویکرد اصولی است. با تشکر از یادداشتتان.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: