وقتی وزیرامورخارجه آمریکا بلند بلند فکرمی کند!

جان کری وزیرامورخارجه دریک نشست بسیارمهم با نمایندگان دومجلس آمریکا  برای ترغیب نظرآن ها برای یک جنگ محدود و تبیهی، درحین  تشریح دلایل و ضرورت حمله در جائی،  ظاهرا به عنوان خطای لپی و بطورغیرمنتظره از پیاده کردن حضورسربازان آمریکا در سوریه به هنگام اضطرارسخن گفت و بلافاصله افزود که  دارد بلند بلند فکرمی کند!. البته او به عنوان وزیرخارجه آمریکا و سناتوری کهنه کار و دییلماتی برجسته خوب می داند که هنر یک دیپلمات برجسته در سیاست متعارف در آهسته آهسته فکرکردن است و  خوب می داند وقتی مشغول تفهیم موضوعی حساس و اقناع نمایندگان سنا و کنگره نسبت به ضرورت یک حمله  محدود و کوتاه مدت هوائی و دریائی است، جای مناسبی برای این جورناشی گری و بلند بلند فکردن کردن نیست، ولی او این تکه را می پراکند تا هم حمایت تندترین حامیان جنگ را که خواهان تعیین تکلیف اسد و درهم شکستن همه توانائی های او درهمان حمله نخست هستند جلب کند و هم راه مفری برای  پاسخ گوئی بهنگام فرورفتن احتمالی در باتلاق جنگی ناخواسته را فراهم ساخته باشد. بهرحال باید از او ممنون بود که با بلند بلند فکردنش در فهم برخی هدف ها و مقاصد ناگفته دولتمردان آمریکا کمک کرده است.

البته برای فهم مقاصد سران آمریکا، کلید واژه «گام اول» نیز به نوبه خود راه گشاست و حاکی از آن است که این گام بخشی از یک طرح بلندمدتری است که قراراست فعلا از دید مردم  پنهان نگهداشته شود تا مخالفت کمتری را برانگیزد. البته آن ها نعل وارونه می زنند و ادعامی کنند که عدم واکنش در مقابل اسد به معنی بازکردن جعبه پاندوراست که عواقب خطرناکی در جسورکردن دشمنان آمریکا (ایران و حزب اله و کره شمالی و..) خواهد داشت، اما نمی گویند چرا حمله خودشان به معنی گشودن جعبه پاندورای جدیدی نیست، هم چون جعبه پاندوراهائی که درافغانستان و عراق گشودند و هنوز هم نتوانسته اند بیرون پریدگان ازآن  را جمع آوری کنند. هم اکنون درعراق فقط  درطی چهارپنج ماه اخیر 4 هزارنفردرعملیات تروریستی کشته شده اند و چندین برابرآن نیز زخمی  و اگر کاربرهمین منوال پیش برود میزان تلفات سالانه به دهها هزار زخمی و کشته خواهد رسید. بحث برسرواکنش نیست بلکه بحث برسر چه گونگی این واکنش است. و اینکه واکنش با مشت آهنین دربرابرتبه کاری اسد و امثال او می تواند خود مولد تبه کاری های بیشترو بازکردن جعبه پاندورائی باشد که کسی بدرستی نمی تواند از تصوری از پی آمدهای آن داشته باشد. پاپ رهبرکاتولیک های جهان آن را شکست انسانیت می نامد . سیاست مشت آهنین به «دربگو که دیواربشنود»، تنها می تواند منطق قلدرها باشد و هیچ قرابتی با عقلانیت سیاسی و حل واقعی یک معضل ندارد.

Advertisements

Posted on سپتامبر 8, 2013, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: