معنا و کارگردگفتمان اعتدال

1017573_533569313355694_2080081119_nروحانی و برنامه نویسان وی مشی و گفتمان اعتدال را زدن پل بین آرمان و واقعیت ها و سوق دادن این واقعیت ها به سمت و سوی آرمان تعریف کرده اند و از آن بنام دیانت عقلانی نام برده اند. با این همه در کانتکست صف آرائی های موجود، راهی است وسط بین دو رویکرد افراط و تفریط  که در دوسویش اصلاح طلبی و افراط گرایان راست قراردارند. بزعم این گفتمان وجه غالب را مدافعان جبهه اعتدال که در برگیرنده واقع بین های همه جناح ها هستند، تشکیل می دهند. آن چه که باین گفتمان میدان عمل داده است از یکسو تجربه افراط گرائی 8 ساله گذشته و بحران آفرینی و بیلان ورشکسته آن و از سوی دیگرجو سرکوب و اختناق حاکم برجامعه است که به آن ها به عنوان مشی با کمترین تکان و نزدیک ترین و مورد اعتمادترین نیروی منتقد نزدیک به نظام و رهبری، فرصت و رانت سیاسی ویژه ای بخشیده است. برخورداری ازچنین رانتی، درشرایطی که تعادل تاکنونی رژیم و موقعیت انحصاری باندهای حاکم بهم ریخته است، به آن ها شانس نقش آفرینی و اعمال هژمونی بر اصلاح طلبان و حتی بخش های از اصول گرایان را داده است. گرچه بدلیل چالش های بی شمارپیشاروی آن ها هنوز نمی توان از تثبیت آن در درون حاکمیت سخن گفت. رانده شدن به عرصه قوه مجریه و شکست و موفقیت درآن  باتوجه شرایط خطیرکنونی آزمون مهمی برای آن ها به شمارمی رود.

تا آن جا که به چهارچوب حاکمیت و تضادها و بازیگرانش برمی گردد تضادعمده را باید در چالش بین تأمین شرایط و الزامات موردنیازِتغییر از یکسو و ساختارصلب قدرت و کارشکنی نهادها و باندهای وابسته به آن ازسوی دیگردانست. گفتمان اعتدال در اصل تلاشی است برای روزآمدن کردن نسبی نظام به عنوان شرط بقاء آن و در پاسخ به وضعیت تهدیده کننده موجود. نوعی رجعت طبقه سیاسی حاکم است به گذشته و «ریش سفیدان و بزرگان نظام» و به مردان»مردعبورازبحران ها»، که می کوشد با تزریق دوزی از عقلانیت به نظام و دورکردن قطب های افراط و تفریط، با توسل به استراتژی کمترین تکان و تولید کمترین نگرانی برای خروج از بحران و آچمزشدگی گامی به جلو بردارد، بدون آن که کل تاروپودنظام بهم ریخته شود و خدای ناکرده نقش گورباچف را بازی کند!. هدف گشودن باریکه راهی برای خروج از بحران است، با رفرم های قطره چکانی و کاملا بهداشتی، بهمراه مهارمطالبات و  بدور از خطرخیزش مردمی، آن هم درمنطقه ای نا آرام و پرتب و تاب. کابینه روحانی  دراصل کابینه رفسنجانی است و برگرفته از مدل کابینه او در گذشته و حامل گفتمان اعتدال و تؤسعه کمابیش آمرانه، که در مشورت تنگاتنک با او تنظیم شده است. از این رو در چینش و ترکیب خود تابعی است از استراتژی معطوف به کمترین تکان: متکی بر سازش و همسازی در بالا و هدایت کنترل شده در پائین که مجموعه ای از دولتمردان با سابقه امنیتی و وفاداربه نظام  بهداشتی بودن آن را تضمین می کنند. از یکسو تکیه اصلی خود را به سازش و کنارآمدن با  خامنه ای و اصول گرایان سنتی و روحانیون و مجلسی ها و مهره های نرم و راست اصلاح طلبان نهاده است، از دیگرسو بر گشایش در وجه اقتصادی متمزکزاست تا تؤسعه سیاسی، و کابینه هم برهمین اساس آرایش یافته است. گشایش بحران از حوزه اقتصادی در کابینه مابازاء خود را درتیم اقتصادی هم آهنگ و با تجربه و البته مدافع بازارآزاد نشان می دهد. همانطور که تقدم وجه اقتصادی و توسل به مشی کمترین تکان، بازتاب خود را در گزینش های مربوط به حوزه های سیاسی و اجتماعی و امنیتی نزدیک به اصول گرایان نشان می دهد. در تطابق با حلقه مقدم برای پیشروی و کنترل بحران، بهبود فضای کسب و کار و گشایش در مناسبات با خارج مهم ترین شعار دولت روحانی را تشکیل می دهد. گو این که حتی درهمین حوزه های ظاهرا مورد اجماع نیز معلوم نیست که شرکاء و رقبای مؤتلف و غیرمؤتلف تا کجا و تا چه حد همراهی  و تحمل خواهند کرد. صرفنظر از این که بازیگرنهائی و بالقوه اصلی یعنی مردم- همان هائی که از میان کاندیداهای رژیم روحانی را به وسط صحنه راندند- دراین معادلات چه نقش محتملی را ایفاء خواهند کرد، تا آن جا که به کشاکس درونی حاکمیت برمی گردد همه چیز مشروط به نتیجه مقابله با بحران  و توازن قوای برآمده  از آن خواهد بود.

 درشرایط کنونی بدلیل گره خوردگی تنگاتنگ حوزه های مختلف اقتصادی و سیاسی و اجتماعی بحران و درهم تنیدگی وجوه داخلی و بین المللی بحران، دشواربتوان پذیرفت که صرف تمرکزبرحوزه اقتصادی به تنهائی پاسخ گوی بحران باشد. چنان که بدون گشایش مناسبات بین المللی امکان پیشروی و خروج از تحریم ها و فشارهای ناشی ازآن ناممکن است و این خود در گرو گشایش بحران هسته ای است، که آن هم در شرایطی که قدرت های بزرگ متوجه بروزضعف و فتور در ارکان جمهوری اسلامی شده اند و بدنبال افزایش فشار برای گرفتن امتیازات هرچه بیشتری هستند، خود به معصل پیچیده ای تبدیل شده است. به دلیل آن چه که می توان آن را تأخیردر نوشیدن جام زهرنامید، پایوران نظام ناگزیزخواهند بود برای سازش با قدرت های بزرگ امتیازات بیشتری به پردازند.

Advertisements

Posted on اوت 14, 2013, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: