دولت جدید درچنبره بحرانی همه جانبه!

دولت جدید و وعده های نقد و نسیه آن!

ترکیب کابینه پیشنهادی روحانی را، گرچه هنوز ازتصویب مجلس نگذشته است، می توان کابینه سازش برای نجات نظام از بحرانی که گریبانگیرش شده است نامید. بحرانی  که برای مواجه با آن حتی یک روزتأخیر و یا تن دادن به ریسک آزمون و خطا درگزینش افراد کابینه جایزشمرده نمی شود. بزودی رأی اعتماد مجلسِ تحت کنترل اصول گرایان برای رسمیت بخشیدن به آن آغاز می شود. درعین حال حملات کیهان و باندهای افراطی به ترکیب کابینه، نشان دهنده آن است که ازنظربخش افراطی تر حاکمیت که از بازندگان»انتخابات» اخیرمحسوب می شوند و این روزها بازار افشاگری علیه آن ها داغ است و گویا هنوزهم  ابعاد بحران و سهم خود درایجاد آن را درنیافته اند، کابینه هنوزهم باید بیش ازاین ها خراطی و مهندسی شود. بهمین دلیل پاتک جدیدی را دردقیقه 90برای تغییربرخی وزرای پیشنهادی که ازنظرآن ها نامطلوب به شمارمی روند ونسب به فتنه می برند، بکارگرفته اند تا مگرکابینه مطلوب طبع خود بوجود بیاورند. با این همه بدلیل چانه زنی ها و سازش های پشت پرده ای که میان بخش های مهمی از حاکمیت صورت گرفته، احتمال تصویب اکثریت قاطع کابینه دور از انتظارنیست. حتی اگر تغییراتی هم درترکیب نهائی صورت گیرد، تأثیرچندانی درویژگی های اصلی کابینه سازش برای خروج از بزرگترین بحرانی که جمهوری اسلامی دچارآن شده است- بحران بازتولید- نخواهد داشت.

 با این همه تا آن جا که به ساختار حاکمیت برمی گردد، چالش اصلی ناهمسازی بین برنامه ارائه شده توسط روحانی و کابینه پیش برنده آن با ساختارقدرتی است که هم چنان دست نخورده باقی مانده و ذینع دروضعیت موجود است. اگرکه دامنه تحولات منجربه دگرگونی اساسی درساختارهای قدرت نگردد، و باتوجه به تضاد اهداف برنامه ارائه شده با ماهیت و اهداف شرکای ائتلافی، امکان خروج از بحران بازتولید نامحتمل بوده و نتیجه دربهترین حالت جز روغن کاری چرخ دنده های زنگارگرفته وجلوگیری ازتوقف کامل آن، نخواهد بود. وهمین واقعیت است که سازش صورت گرفته را هم چون یک بسترو چند رؤیا و به یک سازش مبتنی براهداف سلبی تا اهداف اثباتی ولاجرم شکننده و با توافق های اولیه تبدیل می کند. یعنی  روغن کاری یک ماشین زنگ زده  تا پیاده و تعمیرکردن چرخ دنده ها و موتوری که قادربه پاسخگوئی دربرابریک بحران عمیق و چندسویه و بهم گره خورده  باشد. و همین ائتلاف اضطراری نیروهای ناهمسو است که پروژه نجات از بحران را ازهم اکنون با چالش های بزرگی همراه کرده است. به عنوان مثال می توان به چندین چالش بطورگذرا اشاره کرد:

اگربحران چندجانبه بوده و دارای وجه اقتصادی و سیاسی و اجتماعی است، تمرکزیک جانبه بروجه اقتصادی برای خروج ازبحران که ترکیب کابینه نشان دهنده آن است، به معنی تقلیل بحران به یک وجه و ناکامی ازهم اکنون است که نه فقط با برنامه ارائه شده خود این جریان دال بر وجود جوانب گوناگون بحران درتضاداست، بلکه با توجه وجود رویکردها و نحوه پاسخ گوئی درکابینه ائتلافی نسبت  به همین وجه ازبحران نیز درتضاداست. هم چنین پی آمدهای پیوند با روحانیت و حوزه قم و یا اصول گرایان سنتی و تمکین به نظربیت رهبری و درنظرگرفتن انتظارات آن ها را می توان ازجمله  درتشکیل یک کابینه مردانه تمام عیار که حتی درقیاس با وضعیت تاکنونی گامی به پس محسوب می شود، مشاهده کرد. روحانی برای جلب حمایت و راضی نگهداشتن نیروهای رنگارنگ واپسگرا، تمامی قول وقرارهای انتخاباتبی یا برنامه ای خود را  برای نصف جامعه ایران از هم اکنون به زیرسؤال برده و همه را به صرافت ضرب المثلِ سالی که نکوست ازبهارش پیداست انداخته است. بدیهی است که کابینه ای که واپسگرایانش درهمان لحظه اول گربه را دم حجله کشته باشند و انتقادشان  به احمدی نژاد از زاویه ارتجاعی اتهام سهل انگاری نسبت به طرح عفاف و حجاب صورت گرفته است، چگونه خواهد توانست به تبعیض جنسیتی و شعاربرابری زن و مرد درهمه حوزه های اجتماعی اعم از عرصه سیاسی و فرهنگی  و ورزشی و تحمیل حجاب و غیره پاسخ بدهد. همین واقعیت درمورد اقلیت های مذهبی و قومی و ملی … نیزمشهوداست. انتخاب فردی هم چون پورمحمدی ازاعضای هیئت مرگ کشتارتابستان سیاه به عنوان عضوی از کابینه سازش گواهی دیگری است که نشان می دهد که کابینه مدعی ایجاد فضای غیرامنیتی و باز تاچه حد در شعارهایش مبنی برگشایش فضای غیرامنتیی جدی است!.

 تاریخ گواه است که هیچ گاه هیچ جریانِ حتی رفرمیستی بدون بسیج پایگاه اجتماعی و فشاراز پائین علیه واپسگرائی و تحمیل اصلاحاتی برواپسگرایان نتوانسته است پیشروی کند. تکیه صرف بر سازش و بندبست دربالا ولو آن که درحرف و ادعا و یا بر روی کاغذ یک دوجین برنامه مشعشع هم ارائه داده شود، قادرنخواهد بود گامی واقعی درگشایش بحران و فضای باز بردارد.  درهمین جا این نکته را نیز باید اضافه کنم که دولتمردان و معماران جدید  درمرزبندی و درس گیری از جنبش سبز و حتی دوم خرداد 76 براین نظرند که تنها درهمسازی با حاکمیت و ولایت فقیه و برطرف کردن هرگونه نگرانی از تندروی نسبت به ارکان نظام می توان راهی به جلودرچهارچوب اصلاح همین ساختارها بازکرد. و اینرسی (نیروی ماندو چسبندگی به وضعیت موجود)  در دولت جدید و گفتمان اعتدال نیز ریشه درهمین رویکرد دارد.

Advertisements

Posted on اوت 8, 2013, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: