گفتمان اعتدال به دنبال چیست؟

 در وهله اول اشاعه این توهم که با پیوند شاخه های های مختلف  یک درخت پوسیده می توان به نجات کل یک درخت امید بست. اما واقعیت آن است که کل درخت یعنی نظام به مرحله پوسیدگی کامل رسیده و هیچ پیوندی میان شاخه های خشک و نیمه خشک گوناگون سیستم ( ازجمله تشکیل باصطلاح  دولت وحدت ملی و فراجناحی) نمی تواند نظام پوسیده را نجات بدهد. دروهله دوم، تعدیل مطالبات مردم و پائین کشیدن فتیله آن ها است. این منطق دراوج ابتذال منطقی خود، همان است که این روزها عناصری چون عباس عبدی ها و فرخ نگهدارها تحت عنوان بازی بردبرد، و آن طلب کنید که حاکمیت ظرفیت پذیرش آن را داشته باشد، همه از مردم تا خامنه ای سواریک قطاریم، قطارگذاردموکراتیک که قراراست همه را به منزلگاه مشترکی برساند. و اسم این کشف و شهود خود را هم می گذارند سیاست ورزی ازنوع دیگر! عدم شرکت خاتمی دراسم نویسی و مهم ترازآن واگذاری رهبری به اعتدال گراها برپایه همین منطق صورت گرفت، انتقاد عبدی به اسم نویسی رفسنجانی که بزعم وی خارج ازظرفیت پذیرش جناح حاکم بود و نباید صورت می گرفت، نیز برهمین اساس بود. دراین رویکرد نفس شرکت در»انتخابات» تحت هرشرایطی و بدون قید وبند و هیچ چشم داشتی ولوبدون حضور هیچ گرایش دیگرتقدیس می شود و هرگونه کنشگری و تحمیل مطالبات از طریق جنبش ها و هرکنش جدی بیرون از صندوق رأی عملا تخطئه می شود. در وهله سوم، به پایان رساندن سیاست تعدیل ساختاری و حمایت فعالانه تر ازسرمایه داران برای سرمایه گذاری و کارآفرینی است که به زعم آن ها دردوره احمدی نژاد به خوبی صورت نگرفت. و البته این همان نسخه شوک درمانی مورد نظرنهادهای جهانی سرمایه داری است که دربهترین حالت خود، حتی اگر قادربه تحقق تمام کمال آن هم باشند جزتشدید بیکاری و شکاف طبقاتی حاصلی به بارنیاورده و درهرجائی هم که به محک اجراء گذاشته شده است، و از جمله در نزدیک ترین همسایه خودمان کشور ترکیه، مردم آن کشورها علیه آن به شورش برخاسته اند.

مهم ترین عوامل دخیل در رویداد 24 خرداد 92 را می توان در وخامت بحران همه جانبه و چندوجهی همزمانی که رژیم دچارآن شده است، شکاف های درونی جریانات اصول گرا و نزدیک به باندهای حاکم که منجربه تقسیم آراء و فلج شدگی گردید و درکنارآن شکاف بین باندهای اصول گرا و دولت احمدی نژاد که وظیفه برگزاری «انتخابات» را برعهده داشت، و بالأخره عامل مهم تشکیل جبهه گسترده ای ازاصلاح طلبان (ازجمله سبزها) و اعتدال گراها و اصول گرایان میانه رو که عملا موازنه قوا را درطبقه سیاسی حاکم به سود آن ها تغییرداد و یک پایشان هم درمیان مردم بود، دانست. بی تردید فشارهای اقتصادی و سیاسی بین المللی و تهدیدهای نظامی که حتی درآستانه انتخابات نیز از ابلاغ آن و ارسال پیام هائی ازاین طریق به مردم و حاکمان غافل نبودند، به خصوص درعرصه هسته ای و مطالبات اقتصادی  با توجه به شکافی که درمناظره ها بین اصول گرایان پیرامون بحران هسته ای برملاء شد، تأثیر داشت. مجموعه عوامل فوق دست به دست هم داده و جناح حاکم و دررأس آن ولی فقیه و حامیانش را علیرغم مهندسی انتخابات ناتوان از تقلب گسترده و تحمیل کاندیداهای اخص خود کرد. گرچه کاندیداهای دیگر نیزهمگی درچهارچوب مهندسی عمومی و درچهارچوب اشل های قابل قبول و قابل تحمل برای آن ها قرارداشتند. چنان که مشاهده می شود دراین عوامل عمده هیچ  نشانی از همراه شدن خامنه ای و جناح های حاکم، بخصوص بخش های افراطی و نظامی با تغییر سیاست ها و جهت گیری های عمده تاکنونی دیده نمی شود. ازهمین رومی آن ها با حفظ کامل موقعیت خود درساختارقدرت و جلوگیری ازشکل گیری هرگونه قدرت دوگانه بویژه در نهادهای حساس، ضمن بهره گیری ازنقشی که طیف مقابل با سرکردگی طیف اعتدال گراها می تواند درعبور از گردنه های موجود و تثیبت نظام به عمل آورد، منتظرفرصت و زمان مناسب برای تهاجم مجدد برخواهند آمد. بخصوص آن ها تلاش خواهند کرد که تا آن جا که می توانند مانع از گشایش فضای عمومی و شکل گیری تشکل ها و جنبش های اجتماعی شوند. با این وجود همانطورکه اشاره شد علیرغم فشارها و تهدیدها، خواه ناخواه فصل جدید وبالقوه مناسبی برای نفس کشیدن و برآمد نسبی جنبش های اجتماعی شروع شده است که استفاده بهینه و سنجیده و بابهره گیری از تجربه های گذشته، واجد اهمیت است. نباید فراموش کنیم که هیچ تحول واقعی بدون مشارکت و حضورفعال مردم و صف آرائی آن ها برپایه مطالبات و منافع واقعی خود ناشدنی است وگرنه جزتبدیل شدن به سیاهی لشکراین یا آن جناح نصیبی نخواهیم داشت. آن کلید چوبین که حسن روحانی  برای گشودن قفل ها درمقابل چشمان مردم قرارمی داد، شاید برای گشودن درب قلعه قدرت و گرفتن سهمی از آن، برای  جناحی که به حاشیه رانده شده بود کارسازبوده باشد، اما بعیداست که برای گشودن سایرقفل ها، قفل آزادی، قفل سانسور، قفل بیکاری  و فقر ودهها قفل مشابه دیگر کارسازباشد! کلیداین قفل ها را تنها می توان در نقب صندوق رأی به خیابان و برآمد جنبش های مطالباتی –طبقاتی یافت.

Advertisements

Posted on ژوئن 30, 2013, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: