در اهمیت استفاده ازفرصت های بوجود آمده!

روی دیگرسکه «انتخابات«، بوجود آمدن فرصت ها و امیدهای تازه ای است که علی رغم خواست کارگردانان رژیم درمتن تکانه های اجتماعی وبهم خورد تعادل نسبی حاکمیت  شکل می گیرد. تراکم بحران و انباشت مطالبات درکنار گشوده شدن چنین روزنه ها و فرصت هائی ، سبب آزاد شدن انرژی های حبس شده و شکل گیری فرایندمقاومت جامعه در برابرقدرت حاکم می گردد. دراصل بیلان منفی و شکست بزرگ حاکمیت درطی 8 سال گذشته و فرورفتنش درغرقاب بحران است که موقتا آن ها را درلاک دفاعی خود فروبرده  و فرصت های بالقوه و بالفعل بوجود آمده هم ناشی از آن است، و درک اهمیت استفاده ازفرصت ها توسط کنشگران و مردمی که خواهان رهاشدن ازشرحکومت اسلامی هستند، برای آن که اجازه ندهند حاکمیت براحتی  ازلاک دفاعی خود بیرون بیاید، درحقیقت مهم ترین وظیفه مشخص کنونی را تشکیل می دهد. این بحث را باید بیش ازپیش درمیان نسل جوان و جامعه پراکند که چگونه می توانیم ازفرصت های بوجود آمده و یا درحال بوجود آمدن برای نیل به اهدافمان بهترین استفاده را بکنیم؟ فرایندی که مستلزم دل نبستن به کرامات بالائی ها ازیکسو و بالازدن آستین خودمان ازسوی دیگراست. چنین رویکردی می تواند ازطریق طرح مطالبات اخص هرقشرو بخش جامعه درکنارطرح مطالبات پایه ای و عمومی و فراگیری صورت بگیرد که موجب تقویت همبستگی و برآمد عمومی می گردد. طرح این مطالبات می تواند در تجمعات بزرگ و کوچک و ازجمله تجمعات خیابانی بابهره گیری از فرصت های مناسب، هم چون تجمعات گسترده و ابتکاری که اخیرا با استفاده ازاعلام نتایج انتخابات و یا پپروزی در فوتبال صورت گرفت. جنبش محل کار و درس و جنبش ضدتبعیض جنسیتی و ضدسانسور وآزادی زندانیان… و فشارازبیرون و پایئن برای تحمیل مطالبات به حق خود به حاکمیت،  ایجاد شبکه ها و سازمان های مستقل و فراگیرمتنوع با اتکاء به امید و اعتماد بازیافته وجوه دیگری ازبهره گیری ازفرصت های به وجود آمده است. بدیهی است که دراینجا سخن از زمینه های بالقوه مساعد موجود و جاری در زیرپوست جامعه در بروز چنین روندی است که فعالین و کنشگران می توانند درفعلیت بخشیدن به آن ها مؤثرباشند. اما آن چه که درلایه های بالا و باصطلاح روی پوست جامعه می گذرد، جهت گیری همه تلاش ها برای کنترل این گونه مطالبات وتحولات خواهد بود. چنان که ازهمان فردای پیروزی در انتخابات، تمامی رسانه ها و سخن گویان این جریان و ازجمله خاتمی (درنشست با انجمن اسلامی دانشجویان پزشکی) و رفسنجانی درسخنان و پیام ها ی خود درصدد معقول کردن انتظارات  مردم و پائین کشیدن فتیله آن برآمده اند. بزعم آن ها مردم وظیفه خود را انجام داده اند و اکنون نوبت آن هاست که اوضاع را تحت کنترل خود بگیرند و درهم آهنگی با رهبری پیش بروند. درکنارآن بخش های افراطی و سرکوبگر ساختارقدرت نیز تمامی تلاش و توان خود را برای حفظ و اشاعه فضای خفقان و ترس درمحیط های کار و آموزش و خیابان ها بکارخواهند گرفت، چرا که ترس نهائی و اصلی حاکمیت خطربیداری بزرگ و به حرکت درآمدن امواج بزرگ بی شمارانی است که درحکم ناقوس مرگش خواهد بود. وحتی امتیازی که  ناچارشد به حریف خود برای حضور درقدرت بدهد، صرفنظرازسپربلاکردن آنها، درتحلیل نهائی درحکم راضی شدن به تب ازترس مرگ بود. اگرخلاصه کنیم طرح مطالبات فراگیر و بسیج کننده، شبکه سازی و خود سازمان یابی درتمامی سطوح جامعه و بهره گیری از فرصت هائی که بدست می آید، مهم ترین سرفصل  فعالیت فعالین و جنبش ها را تشکیل می دهد. اما چنین حضوری آگاهانه و مستقل جز ازطریق افزایش خود آگاهی مردم از ِقبل تجربیات زنده خود و نقد و جمع بندی آن ها بدست آمدنی نیست. ازهمین رو مبارزان ضد سیستم و کلیت نظام موجود، و به طورمشخص مدافعان تحریم که نگاهشان اساسا به کلیت سیستم بود تا دخیل بستن به این یا آن جناح، ضمن پرهیز ازدنباله روی از یکسو و سکتاریسم از دیگرسو می توانند درتعمیق آگاهی عمومی برپایه تجربیات و طرح مطالبات پایه ای و بهره گیری از فرصت هائی که تکانه های اجتماعی بوجود می آورد، نقش فعال و پرثمری را ایفا کنند. مساله مهم اکنون چگونگی بهره گیری از فرصت ها و موقعیت های بوجود آمده ناشی از بهم خوردن تعادل نسبی حاکمیت و افزایش روحیه مبارزاتی است باهدف روی پای خود ایستادن جنبش مردمی است. چراکه ماندن درمدارجناح ها و تضادهای حاکمیت جز ادامه بازی اله کلنگی و بالا و پائین رفتن این یا آن جناح و لاجرم حفظ کلیت سیستم نخواهد بود. مهم آن است با استفاده ازفرصت های موجود این سیکل معیوب و سترون درهم شکسته شود و راهی برای بازیگراصلی و تضمین کننده دمکراسی و عدالت اجتماعی یعنی حضورمستقل خود مردم فراهم شود. جنبش مطالباتی و سازمان یابی حول آنها مهم ترین بسترچنین حرکتی را تشکیل می دهد و گرنه به کرامات حاکمیت و امثال روحانی ها و رفسنجانی و خاتمی ها هم نشستن حاصلی جز به باددادن این فرصت های طلائی نخواهد داشت. نمونه ها و تک جوش هائی ازاین نوع ابتکارات   و ابتکارات توسط خود مردم هم  آفریده می شوند که درجای خود جالب هستند. مثلا  مردم رشت اخیرا درنامه ای به روحانی از سرکوب نیروهای انتظامی در جشن مردمی اخیردرپی پیروزی تیم فوتبال ایران اعتراض کرده و خواهان پی گیری آن شدند. و یا سخن یکی از هنرمندان که می گوید عصرسانسوربه پایان رسیده است و درخواست عدم مداخله دولت و وزارت فرهنگ درتشکل آن ها، گرچه نشانه هائی از جوانه زدن امیدهای تازه  است اما نباید یک لحظه هم تردید داشت که بدون کنشگری و حضورمستقل و تحمیل آن ها به حاکمیت هرگزنمی توان امیدی به تحقق آن ها داشت. جامعه ما انباشته از سونامی مطالبات تحقق نیافته و سرکوب شده  کوچک و کلان است که هرکدامشان به حق هستند و  تنها می توانند با شکل گیری هزاران تشکل و شبکه و… برای  پی گیری این مطالبات گامی به سوی رهائی ازوضعیت کنونی بردارد.  برعکس تلاش برای پائین کشیدن فتیله مطالبات و پایئن آوردن سقف مطالبات درحد ظرفیت  نظام و حاکمیت و ولی فقیه جزبه عقب راندن این مطالبات و سوزندان فرصت ها نخواهد بود

Advertisements

Posted on ژوئن 26, 2013, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: