راز تداوم جمهوری اسلامی علیرغم گندیدگی!

بیگانگی نسبت به سرچشمه قدرت و این که چگونه انتخابات درخدمت ترمیم قدرت فرسوده شده قرارمی گیرد!

قدرت اساسا درشکل رازآلودش به شکل قدرتی مستقل از مبنع اصلی خود سرکش و بیگانه و سرکوبگرظاهرمی شود، ضمن آن که درهمان حال می کوشد که ریاکارانه خود را به عنوان قدرتی خادم به مردم جابزند (چقدرما واژگان خادم و نوکر و خدمتکارمردم بودن را از زبان احمدی نژاد و سایرهم پالگی های او شنیده ایم). اما آن چه که معمولا دراین میان پوشیده می ماند نیازقدرت به مردم و  نیازآن به بازسازی مداوم خود است. این انگاره که گوئی قدرت یک باربرای همیشه تفویض می شود و گوئی هم چون صخره ای تغییرناپذیردرطی قرون نیازی به بازسازسازی و بازترمیم پیوسته خود ندارد، انگاره جاافتاده و نافذی است که لاجرم درآن نقش  تک تک شهروندان وچگونگی کنش و واکنش آن ها درتولید وبازتولید و درتقویت یا افول آن و حتی درمقاطع طوفانی امکان درهم شکستن ساختارهای آن مورد غفلت و بی توجهی قرارمی گیرد. اما حقیقت امر آن است که قدرت امری ثابت و پایدارنیست بلکه درکشاکش دائمی بین مولدین واقعی و مصادره کنندگان آن، دایما کش و قوس داشته و برای ترمیم فرسایش ها و حفظ موقعیت و ماندگاری خود نیازمند بازتولیدمداوم است. بخصوص درعهد وزمانه ما حتی حکومت های مستبدهم نیازدارند که تظاهربه پشتیبانی مردم ازخود نمایند. بخصوص درمقاطعی که نظام ها دچاربحران های سنگین و فلج شدگی می شوند، واقعیت فرسایش قدرت و نیازبه بازتولید آن آشکارتر می شود و موسم های انتخاباتی معمولا با تغییرشیفت مأموریت جناح ها، یکی از فرصت ها و مقاطع مهم برای بازترمیم فرسودگی هاست. منبع اصلی ترمیم مردم هستند وعموما ازطریق مصادره  و تصاحب مازادقدرتی که آن ها با برآمد های جمعی خود تولید می کنند و با  تفویض آن به حاکمان و به این یا آن جناح سیستم موقعیت سیستم را درکلیت خود تقویت می نمایند و حال آن که همین قدرت مازاد با امتناع از واگذاری خود و باکنش از نوع دیگری می تواند درجهت تضعیف پایه های سیستم و تقویت موقعیت خود نیز بکارگرفته شود. چنان که درتجربه اخیر، سیاست مشارکت جویانه برخلاف تاکتیک تحریم، معطوف به تقویت بخشی از نظام دربرابربخشی دیگربود. چنین کشاکشی معمولا با دوگانگی و تناقض بزرگی همراه است که برطبق آن، چه بسا ستاندن قدرت از بخشی با تفویض همزمان آن به بخشی دیگر تؤام است. با یک دست  آن را از کسی می گیریم و با دست دیگر به کسی دیگراز همان سیستم تحویل می دهیم و از قضا نطفه تراژیک تکرار فاجعه و بازتولید وضعیتی که ازآن گریزانیم در این نوع کنشگری بسته می شود. چنان که در آزمون اخیر اکثریت مردم ایران صرفا دفع دارودسته مدنظر بیت خامنه ای مدنظرقرارمی گیرد و برای تحقق آن حاضرمی شوند دو دستی و باطیب خاطر آراء خود را به سود امثال روحانی و رفسنجانی به صندوق ها بریزند که البته جزبیگانگی با نقش واقعی خود و بازی درزمین مهندسی شده حریف نیست. چنان که  ابراز چنین «نه» نیم بند و متناقض و یک جانبه ای  همراه با آری به بخش دیگری از حاکمیت و عمیقا وفادار به آن است که کل تحول و تغییررا در راستای تقویت نظام هیولائی قرارمی دهد. و البته نتیجه نهائی این نوع مشارکت جوئی باوجود آن که اکثرا ازسراستیصال وناچاری و بازی دربساط رژیم و در محدوده گزین بد و بدتر صورت می گیرد، راز تداوم نظام حاکم را درچندین دهه گذشته علیرغم آن همه فساد وگندیدگی و جنایت پیشگی تشکیل می دهد. سناریوها و طرفندهای پیچیده ای که سرکردگان نظام برای فریب  افکارعمومی و جلب مشارکت آن ها دربازی خود بکارمی گیرند، خود داستانی طولانی است. اگرقراربرتداوم چنین مشارکت جوئی ها باشد که این روزها درشعارهای توخالی و مبتذلی هم چون برد برد برای همه توجیه می شود، باید گفت که حاکمیت خوب آموخته است که چگونه می تواند با قراردادن یک اژدها در برابر یک افعی، مردم و بسیاری ازنخبگان را دردام چاله خود مبنی بر مشارکت فعال دربازی های خود، گرفتارکند!

درنقدمعطوف به ریشه ها و رهائی، اساسا نفس تفویض قدرت است که مورد توجه قرارمی گیرد و حال آن که درسایرنقدهای درون سیستمی، موضوع مورد نقد نه نفس این واگذاری بلکه آن سوژه ای است که محمل و موضوع قدرتِ واگذارشده است و در واقع سزاواری و ناسزاواری این یا آن سوژه است که موردنقد قرارمی گیرد، حتی بسیاری ازنیروهای مدعی چپ نیزمتأسفانه نقدشان از این محدوده فراترنمی رود.

درآزمون کنونی تا آن جا که به تفویض قدرت دربالا و به فرادستی جناح مدعی گفتمان اعتدالی مربوط می شود، نهایتا حاصلی جز افزایش توان بازتولید رژیم درشرایطی که دچاربحران بازتولید درچرخه های اصلی خود شده است، نیست. درعین حال ساختاراصلی قدرت، با اتکاء به تجربه غنی که درپشت سرخود دارد و با عطف به منافع عظیمی که از ِقبل انحصارقدرت قابل تحقق است، تنها می تواند  بدنبال فرصتی برای نفس تازه کردن وبازسازی خود، درپی 8 سال شکست و ناکامی و فلج شدگی که درلحظه «انتخابات» به اوج خود رسید  و در انتظارشرایط  مناسبی برای شروع تهاجم مجدد خود باشد. مسلما یکی ازپیش شرط های چنین ایجاد و بروز شکاف درصفوف رقیب است که توانست در ایام انتخابات با تشکیل جبهه گسترده ای ازمنتقدین به وضعیت توازن نیرو را عملا به نفع خود رقم بزند. خاتمی بهنگام اعلام دلایل عدم نام نویسی خود برای کاندیداشدن، رئوس اصلی آن را چنین خاطرنشان ساخت: اگرنظام و مشخصا شخص رهبری نخواهد همراهی بکند او حتی اگربتواند ازمرحله رد صلاحیت هم بگذرد و به ریاست جمهوری هم برسد، تازه مشکلات اصلی و مهم تر شروع می شود. چرا که  بدلیل کارشکنی های دائمی بخش های مختلف نظام  و انتظارات بالای مردم از اصلاح طلبان،  اوضاع از آنچه هم هست بدترخواهد شد  و اعتباراصلاح طلبان هم فروخواهد پاشید.

Posted on ژوئن 23, 2013, in Uncategorized. Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: