«انتخابات» و ادامه بازی باخت باخت!

 اصلاح طلبان با عقب نشینی از مطالبات حداقلی خود، به قصد ساندن حساسیت حریف به کمترین میزان خود (دراصل باهدف گرفتن سهمی کوچک از کیک قدرت)، برآن شدند که با ورود بدون قید وشرط به زمین بازی که تمامی قواعد و ومهره های برنده و مدیریت آن ازقبل مهندسی شده و دربست دراختیارجناح حاکم است، به نقش آفرینی به پردازند و اسم این را هم گذاشته اند سیاست ورزی وکنشگری. تنها سرمایه و امید اصلی آن ها دریی بازماندن خاتمی ازحرکت، رفسنجانی بود  که برآن شدند تا ازطریق او به  سیاست ورزی یا به بیان دقیق تربه دوپینگ سیاسی مبادرت ورزند. و چنین بود که با نمادسازی جعلی به رفسنجانی دخیل بستند و وی را (با چنان پیشینه ای به عنوان نماد ترور و اشرافیت ) به نمادی سیاسی و اعتراضی که هیچ گاه  تصورش را نمی کرد، ارتقاءدادند. گرچه این لباس درتن وی بسی گشاد و فراخ بود و او حتی حاضرنشد درقبال رد تحقیرآمیز و بدون توضیح رسمی شورای نگهبان اعتراضی ولوخفیف هم به نماید، برعکس نجات نظام و عبورآن ازگردنه های خطرناکی که دربرابرش برافراشته شده است را مهم ترین اولویت لحظه کنونی عنوان کرد. رژیم هم با دردست داشتن مهره های کلیدی کنیش و مات و تجربه سال 88 بخوبی آموخته بودکه چگونه با حرکت به موقع آن ها را بی اثر و زمین گیرنماید. بااین همه با ترکیدن حباب و بی اثرشدن دویپنگ سیاسی، جماعت اصلاح طلب دست از سیاست ورزی تسلیم منشانه و توهم پراکنی برنداشتند،  وهم چنان درتلاشند که با دخیل بستن به کاندیداهای خاکستری وبی رنگ وبوئی هم چون عارف و روحانی به دویپنگ سیاسی و شرکت دربازی باخت باخت ادامه بدهند و صفوف گسترده تحریم را که درپی رد رفسنجانی بازهم  بیشترشده است  متشتت نمایند. البته چنین  رویکردی  باچالش های بزرگی مواجه است: هم ازسوی حاکمیت مصممی که حاضربه تقسیم قدرت نیست و چگونگی سد کردن راه هرگونه پیشروی اصلاح طلبان دربازی باخت باخت را بخوبی آموخته وهم ا سوی بخش هائی ازاصلاح طلبان که دیگر حاضرنیستند تا این حد تن به عقب نشینی داده و تتمه اعتبارخود را بربادهند. هم تنورانتخابات را داغ کنند و هم  مصداق آش نخورده و دهان سوختنه شوند. درحقیقت این بخش ازاصلاح طلبان تمایلی به شرکت دربازی ی که  برنده آن پیشاپیش روشن است، ندارند. اما این واقعیت دارد که بخش های مهم و ازجمله سرکرده اصلاح طلبان هم چنان دررؤیای  تکرارروی دادهای سال های 76 و 88 بسرمی برند. پارادوکس اصلاح طلبان آن است که ازیکسو خواهان مشارکت دربازی هستند که درآن هیچ کارت برنده ای ندارند وازسوی دیگرقادربه بهره گیری ازفشار آن چه که جامعه مدنی و فشاراز پائین خوانده می شود نیستند. درحقیقت همانطور که جناح حاکم درس های خود را از تجربه های 76 و 88 گرفته است، اصلاح طلبان نیز درس های خود را از رادیکالیزه شدن جنبش 88 گرفته و ازآن پس برخورد سخت احتیاط آمیزی دربرابرآن پیش گرفته اند (شعارهای مرگ بردیکتاتور درمراسم تشییع چندده هزارنفری دراصفهان آخرین نمونه و برش از پتانسیل جاری درزیرپوست جامعه است). بدیهی است که نتیجه چنین وضعتیی جز آچمزشدگی، داغ کردن تنورانتخابات به سود حاکمیت، و نهایتا ازدست دادن بقایای اعتبارخود درمیان مردم نخواهد بود.

Advertisements

Posted on ژوئن 7, 2013, in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: