تحریم انتخابات نمایشی به مثابه یک کنش فعال!

از فرود آواربحران گزیزی نیست!

بحرانی که جمهوری اسلامی با آن دست به گریبان است بحران موسمی و گذرانیست، بحرانی است  ساختاری و چندوجهی  وبهم گره خورده و انتشاریافته درسراسرکالبد نظام  و درحال اشباع شدن.  اختلال در چرخه بازتولید همه مولفه های اصلی اقتدار نظام یعنی پایگاه مردمی، انسجام و هم آهنگی ساختار حکومتی، شالوده های اقتصادی و مناسبات بین المللی هم گی دستخوش بحران شدید و همزمانی هستند که حاکمیت را درچنبره خود گرفته است و برون رفت از آن ها بسادگی مقدورنیست و بحرانی است که با مشخصه اختلال در چرخه بازتولید اقتداررژیم . 

از همین رو برگزاری مهندسی شده انتخابات گرچه ممکن است بتواند چند مدتی فرود آوار بحران را به تأخیربیاندازد، اما بی تردید رژیم را ازمواجهه با بحران پس از «انتخابات» وازمنازعات بی پایان درونی و بحران های هولناک اقتصادی و اجتماعی و بین المللی گریزی نیست. «انتخاباتی» که درآن رژیم از حضور حتی رؤسای جمهوری سابق خود چنان نگران است که آن هارا مفسد فی الارض و مهره قدرت های بزرگ می داند، اوج ورشکستگی یک نظام و اوج خود ویرانگری آن را به نمایش می گذارد. حاصل خروجی چنین انتصاباتی جز یک رژیم ضعیف تر و نزارتر دربرابرغول بحرانی به مراتب قوی تر ازپیش نیست.

دربرابردو راهی:

 باتوجه به ابعاد بحران کنونی، چه با اصلاح طلبان وچه بدون آن ها، رژیم محکوم به تغییرسیاست های تاکنونی خود است. چرا که با تداوم آن ها قادرنخواهد بود حتی سیرشتاب یاینده بحران بازتولید خود را کنترل کند.ازهمین رو در برابردوراهی گزینه های تازه ای برای نجات خود از چنبره بحران قرارگرفته است. چنان که فشارهای خارجی پس از برگزاری انتخابات نمایشی اوج تازه ای خواهد یافت.

   عمق و دامنه بحران دیگرباین سادگی ها اجازه توسل به سیاستِ از این ستون به آن ستون فرج است را نمی دهد. راه آسانی –مگرخوردن جام زهر و تغییرسیاست های تاکنونی بویژه درعرصه سیاسی، برای خروج حتی نسبی از چنبره بحران چند وجهی برای رژیم متصورنیست. شق دیگرادامه وضعیت کنونی است که بنظرمی رسد که جناح حاکم وباندهای حاکم با اصرار برانحصار کامل قدرت و سیاست های تاکنونی، ، و لو آن که کسانی چون قالی باف و یا ولایتی را بجای احمدی نژاد به نشانند، زمینه های عینی ایجاد گردابی هائل و به مراتب عمیق تر را تدارک می بینند. با تغییرچهره ها  گرهی از رژیم گشوده نمی شود. اکنون ضرورت تغییرسیاست ها گریبان او را گرفته است، که آن نیز به نحودیگری زیرپای رژیم را خالی خواهد کرد.

تحریم به مثابه یک کنش فعال

درشرایطی که رژیم ازیکسو بیش ازهرزمانی برای تقویت موقعیت لرزان خود نیازمند به باصطلاح  حماسه  و  کشاندن مردم هم چون ابزارهای صرفا رأی دهنده به پای صندوق هاست و ازسوی دیگر انتخابات دراصل  تنها دربرگیرنده یک جناح خودی و اصول گرایان است، ما درآن واحد شاهد یک دوگانگی شدید و ماهیت شکننده آن هستیم. درچنین شرایطی  عریان کردن ماهیت این نمایش بوسیله کنش حتی حداقلی عدم شرکت درانتخابات،  تبدیل به کنش فعال و تأثیرگذاری می شود که نقشه رژیم را برای تثبیت موقعیت لرزان خود بهم می ریزد. و همین مسأله باعث می شود که هزینه های برگزاری چنین انتخاباتی رژیم را درموقعیت بازهم ضعیف تری قراردهد. نباید فراموش کنیم که هرحکومتی هم چون یک ارگانیسم زنده درهرلحظه برای بازتولید اقتدارخود به سوخت و ساز نیازدارد. و نقش وکنش تک تک شهروندان در چگونگی تأمین این سوخت و ساز موثراست و بدون مشارکت ولو نا آگاهانه و خود بخودی شهروندان هیچ قدرتی درجهان کنونی قادر به تداوم حیات و بازتولید اقتدار خود نیست. گرفتن مشروعیت از مردم امروزه یکی ازمنابع عمده قدرت است و تظاهربه این مشروعیتِ حتی صوری توسط حکومت های مستبد، یکی از لوازم اقتدارآن هاست. بهمین دلیل امتناع از دادن چنین مشروعیتی، محروم کردن رژیم از یکی ازمهم ترین منابع تظاهردروغین به مشروعیت و اقتدارخود است. ازهمین رو دامن زدن به یک جنبش تحریم سراسری، نقش مهمی درتضعیف رژیم و هموارکردن گام های بعدی جنبش دارد.

Advertisements

Posted on مه 10, 2013, in Uncategorized. Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: